دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٢٣ - محمد على صاعد اصفهانى
محمد على صاعد اصفهانى
محمد على صاعد فرزند ميرزا اسد اللّه در سال ١٣٠٤ ه. ش در اصفهان در يك خانوادهى مذهبى متولد شد. خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را از سن ٥ سالگى تحت توجه پدرش فرا گرفت. پدرش كه از فعالان سياسى مذهبى بود تمام دوران رضا شاه را بيشتر در حال تبعيد در شهرهاى مختلف گذراند و مقارن با رفتن رضا شاه از ايران به رحمت ايزدى پيوست.
محمد على پس از تحصيلات ابتدايى به ناچار درس خواندن را رها كرد و به شغل آزاد رنگرزى اتومبيل روى آورد و ضمن اشتغال به كار در مدارس قديمه به كسب علم پرداخت.
صاعد سرودن شعر را از همان سنين كودكى در مدرسهى ابتدايى شروع كرد و چون پدرش علاقهى وى را به شعر دانست او را به نزد مرحوم صغير برد و از اين طريق بود كه پايش به انجمنهاى شعرى وقت «انجمن عشيق» باز شد، رياست آن انجمن با ميرزا عباس خان شيدا بود كه تخلّص نام «صاعد» كه بعد آن را لقب خانوادگى خود قرار داد، از طرف استاد صغير توسط مرحوم «شيدا» در همان جلسهى اول انجمن براى محمد على انتخاب گرديد. با انحلال انجمن عشيق انجمن ديگرى با نام «كمال» توسط مرحوم شيدا و مرحوم صغير و صاعد اصفهانى و يازده نفر ديگر تأسيس گرديد كه از سال ١٣٥٤ تاكنون رياست آن بر عهدهى صاعد اصفهانى قرار گرفت١.
-*-
جان هستى:
دوباره دل هواى كربلا
كرد ***** عنان
گريه از دستم رها كرد
به خاطر، ياد گلبوتر
تربتش رفت
***** ز اشك ديده دل را با صفا كرد
خرد مفتون و حيران حسين
است
***** از اين شورى كه در عالم به پا كرد
نبودى بيش از اين از عشق
نامى
***** بناى عاشقى را او بنا كرد
مرا بيگانه كرد از هر دو
عالم ***** چو
با مهرش مرا عشق آشنا كرد
ثنا خوانش وفاكيشان عالم ***** كه او تصنيف ديوان وفا كرد
فداى جان پاكش جان هستى ***** كه جان را در ره جانان فدا كرد
ز خون خويش خاك كربلا را
***** به چشم اهل بيتش توتيا كرد
از او درمان طلب، گر
دردمندى
***** كه او هر درد بىدرمان دوا كرد
اگر مؤمن، اگر كافر به
اخلاص ***** چو
حاجت برد پيش او روا كرد
به جز زينب كه غم پرورد
هستى است ***** كه
مىداند غمش با ما چهها كرد
مى جان شد طلاى ناب
«صاعد» ***** غمش نازم كه كار كيميا كرد
***
پس از حسين رسالت رسيد
بر زينب ***** نبود
نام حسينى، نبود اگر زينب
[١] ديوان صاعد اصفهانى؛ مقدمه با تلخيص.