دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٩٤ - احمد ناظرزاده كرمانى
نور
حق بود كه خاموش نگردد هرگز ***** هست
در هر دو سرا گرمى بازار حسين
نامش آتش به دل عارف و
عامى زد و باز ***** با
خبر كس نشد از حرمت بسيار حسين
از سر صدق قدم چون به ره
دوست نهاد
***** محو تا حشر نخواهد شدن آثار حسين
پرتو ذات خدا هست حسين
بن على ***** منكر
حق شود آن كو كند انكار حسين
تا نمودار شود جلوهى
يزدان خوشتر ***** اهرمن صحنه بياراست به پيكار حسين
او حيات ابدى داشت توان
گفت آرى
***** كرد با خويش ستم خصم ستمكار حسين
فاتح هر دو سرا كشتهى
عاشورا بود ***** گشت مغلوب ابد دشمن خونخوار حسين
زنده از نهضت خونين حسين
است اسلام ***** عقل
و عشقند ستايشگر كردار حسين
چشم گردون كه بود خيرهى
جانبازىها ***** كس نبيند به وفادارى انصار حسين
اشك مهلت ندهد تا به لب
آرم سخنى
***** از جوانمردى جانسوز علمدار حسين
اى ابا الفضل كه فضل از
تو فضيلتها يافت ***** نخل
آراسته بودى تو به گلزار حسين
دو على را پسر فاطمه در
راه خداى
***** داد و سجّاد بشد قافله سالار حسين
دشمن رذل، ستم هرچه فزونتر
مىكرد
***** غافل از دوست نمىشد دل بيدار حسين
من كه شرمندهى بىحاصلى
خويشتنم ***** كى
توانم سخنى گفت سزاوار حسين
فخرم اين است كه بدانند
كه «ناظر زاده» ***** چاكرى هست كمر بسته به دربار حسين١
[١] تجلى عشق در حماسه عاشورا؛ ص ٢٥٢ و ٢٥٣.