دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٩١ - عزيز اللّه فراهى
اى زمين كربلا فكر دوا كن چون ز راه ***** سيّد سجاد آن بيمار نالانت رسيد١***
اساس شرع:
صفاى باغ ايمان است از
خون على اصغر ***** بقاى دين يزدان است از خون على اصغر
بود زو احترام مسجد و
محراب در عالم ***** بيان حكم قران است از خون على اصغر
ز جانبازيش باشد رونق
دين مسلمانى ***** مسلمان،
هر مسلمان است از خون على اصغر
حسين را مكتب علم و عمل
از او بود داير ***** كه درد جهل درمان است از خون على اصغر
اساس شرع محكم گشت از
خون گلوى او ***** خود
اين پاينده بنيان است از خون على اصغر
اگر حلق ز گل نازكترش
آماج پيكان شد ***** سپهر
دين درخشان است از خون على اصغر
يزيد شوم از او بركنده
شد از بيخ بنيادش ***** به جا نام شهيدان است از خون على اصغر
چو بر دست پدر كردى
تبسّم بلبل بيدل ***** به
شاخ گل در افغان است از خون على اصغر
نبود او را اگر بهر جهاد
راه حق دستى ***** به
عالم حق نمايان است از خون على اصغر
از آن مظلوم، مظلوميت
بابش بود ثابت ***** عدويش
خوار دوران است از خون على اصغر
پى اثبات ظلم ظالمان
بُردش سوى ميدان ***** عيان
اين عزم شايان است از خون على اصغر
براى اين پذيرفت آسمان
خون گلويش را ***** كه
دانى زيب كيوان است از خون على اصغر
بخوان در موقع حاجات
ايزد را بخون او ***** كه يادت لطف يزدان است از خون على
اصغر٢
[١] همان؛ ص ١١٧ و ١١٨.
[٢] هديه عشق؛ ص ١٦٩ و ١٧٠.