دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٨٧ - خوشدل تهرانى
خوشدل تهرانى
على اكبر صلحخواه متخلّص به «خوشدل تهرانى» فرزند حاج رحيم، جدّش مهدى بيك كرمانشاهى از ايل سنجانى است. وى در سال ١٢٩٣ ه. ش در تهران چشم به جهان گشود.
خوشدل تحصيلات خود را تا مرز ديپلم ادامه داد و سپس نزد حاج شيخ على رشتى كه يكى از استادان ادبيات عرب بود مغنى و مطول را آموخت و چندى نيز در اصفهان و شيراز به تكميل ادبيات و منطق و تا حدودى فلسفه مشغول شد.
خوشدل مدت سى سال به سير و سياحت به نقاط مختلف ايران پرداخت و سالها نيز كشورهاى ديگر اسلامى را با شوق طى كرد. از آنجا كه وى كسوت روحانى داشت بيشتر مضامين اشعارش در مدح و رثاى ائمهى اطهار و حقايق اسلام است و براى هر يك از چهارده معصوم (ع) ٧١ قصيده به تعداد سالهاى عمرش سروده است، و از علماى واقعى و عرفاى حقيقى به احترام تمام ياد كرده است. خوشدل سالها به بيمارى قلبى مبتلا بود و سرانجام در اول مهر ماه سال ١٣٦٥ ه. ش چشم از جهان فرو بست و در اين بابويه به خاك سپرده شد. ديوان كامل اشعارش در سال ١٣٦٤ توسط انتشارات «ما» به همت آقاى احمد كرمى به چاپ رسيده است١.
-*-
بزرگ فلسفهى قتل شاه
دين اين است ***** كه
مرگ سرخ به از زندگى ننگين است
حسين مظهر آزادگى و
آزادى است ***** خوشا
كسى كه چنينش مرام و آئين است
نه ظلم كن به كسى نه به
زير ظلم برو ***** كه اين مرام حسين است و منطق دين است
همين نه گريه بر آن شاه
تشنه لب كافى است ***** اگرچه
گريه بر آلام قلب، تسكين است
ببين كه مقصد عالى وى چه
بُد اى دوست ***** كه
درك آن سبب عزّ و جاه و تمكين است
ز خاك مردم آزاده بوى
خون آيد
***** نشان شيعه و آثار پيروى اين است٢
***
نازم حسين را كه چو در
خون خود تپيد ***** شيواترين حماسهى تاريخ آفريد
ديدى دقيق بايد و فكرى
دقيقتر ***** تا
پى برد به نهضت آن خسرو شهيد
قامت چو زير بار زر و
زور خم نكرد ***** در
پيش عزم و همت وى آسمان خميد
تا ننگرد مذلت و خوارى و
ظلم و كفر
***** داغ جوان و مرگ برادر به ديده ديد
بر بسته بود باب فضيلت
به روى خلق ***** گر
قتل او نمىشدى اين باب را كليد
برگى بود ز دفتر خونين
كربلا ***** هر
لاله و گلى كه به طرف چمن دميد
از دامن سپيد شريعت زدود
و شست ***** با
خون سرخ خويش، سيهكارى يزيد
يكسان رخ غلام و پسر
بوسه داد و گفت: ***** «در
دين ما سيه نكند فرق با سفيد»
[١] ديوان خوشدل تهرانى؛ مقدمه با تلخيص.
[٢] گلزار شهيدان؛ ص ١٩٦.