دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٤٤ - جلال الدين همايى
تركيببند در مرثيهى عاشورا:١
١
باز اين چه نغمه است كه
دستان سراى عشق ***** آهنگ ساز كرده به شور و نواى عشق
آن كاروان كجاست كه بانگ
دَراى او
***** افكنده است غُلغُله در نينواى عشق
شور حسينى است مگر كز ره
حجاز
***** ساز عراق كرده به برگ و نواى عشق
مانا عزيز فاطمه فرزند
مصطفىست
***** كوچ از مدينه كرده سوى كربلاى عشق
سوداگر خداست كه نقد
روان به كف ***** بگرفته در معاملهى خونبهاى عشق
از سر به راه دوست دويدهست
يار صدق
***** در نى نواى وصل دميدهست ناى عشق
با بانگ هُو هُوَ الحق و
آواز دوست دوست ***** خواند
به گوش عالميان ماجراى عشق
از جان و دل نهاده قدم
در ره بلا
يعنى منم شهيد بيابان
كربلا
٢
از آسمان هلال محرّم چو
شد برون
***** رفت از دل زمين و زمان طاقت و سكون
ماه نو آمد از شفق سرخ
آشكار ***** چون
خنجر برهنه كه افتد به طشت خون
با پيكر خميده عيان گشت
در سپه
***** ر شكل هلال چون رقم حرف حا و نون
بر لوح چرخ با قلم نور
اين دو حرف ***** ما
را به نام حسين است رهنمون
يعنى كه تا قيامت از آن
ماجرا كه رفت ***** رمزى
بود نوشته بر اين چرخ نيلگون
در كربلا چو شد عَلَم
شاه دين بلند ***** گرديد
رايت ستم و كفر سرنگون
فرياد از آن ستم كه به
آل عبا رسيد ***** از شاميان ناكس و از كوفيان دون
اى كوفيان چه فتنه ز نو
كردهايد ساز
با آل مصطفى چه جفا كردهايد
باز
٣
آهنگ كوفه كرد ز يثرب
امام دين ***** نور
خدا و شمع هُدى ماه راستين
تا دستگاه كفر و ستم سرنگون
كند ***** دست
خدا درآمد گويى از آستين
خم كرد آسمان سر تعظيم
سوى خاك ***** چو
خونِ پاك شاه زمان ريخت بر زمين
زان خون فزود قدر چنان
خاك پست را ***** كاندر بَرش حقير بوَد چرخ هفتمين
خورشيد كس نديد بدان
گونه پر فروغ ***** ياقوت
كس نديد بدان منزلت ثمين
از آن شرف كه خون شهيدان
به خاك داد ***** سايند
مهر و ماه بر او جَبْهه و جبين
شيطان نكرد سجده بر اين
خاك زين سبب ***** او را لقب ز غيب رجيم آمد و لعين
[١] شش بند از اين تركيببند در تيرماه ١٣٣٦ شمسى سروده شده (ذى الحجه ١٣٧٦ قمرى) و بند سوم و هشتم در سال ١٣٤٨ شمسى برابر با ١٣٨٩ قمرى سروده شده است.