دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٣١ - بيرجندى
آية اللّه آيتى بيرجندى
حاج شيخ محمّد حسين آيتى در سال ١٣١٠ ه. ق. در بيرجند متولد شد. تحصيلات مقدّماتى را در مكتب و مدرسه در زادگاه خود آغاز كرد. سپس براى ادامهى تحصيل به مشهد رفت و از محضر اديب نيشابورى كسب دانش كرد. پس از بازگشت از مشهد نزد پدرش حاج شيخ محمد باقر گازارى كه از مجتهدين به نام بود، به كسب علوم اسلامى پرداخت. سپس براى تكميل و تحصيل و نيل به مراتب عاليهى علمى به اصفهان و نجف اشرف رفت و به درجهى اجتهاد نائل آمد.
آثار وى عبارتند از: «بهارستان در تاريخ ولايت قهستان». مثنوى مقامات الابرار و درّ غلطان و...
مرحوم آيتى گاهى در اشعارش به «ضيا» تخلّص مىكرد. وى به سال ١٣٥٠ ه. ش. وفات يافت١.
-*-
مرثيهى اهل بيت (ع):
باز آيدم نسيم ز بستان
كربلا
***** دارد حكايت از گل و ريحان كربلا
بگشوده است خازن جنّت
مگر درى
***** از باغ خلد و روضهى رضوان كربلا
يا بر زمين چكيده از آن
خون كه ريختند ***** اهل عناد، در صف ميدان كربلا
آيد به گوش، نالهى
طفلان كه مىدوند ***** از خوف دشمنان ز بيابان كربلا
مانند شمع سوزم و ريزم ز
چشم اشك ***** ياد
آورم ز شمع شبستان كربلا
روزى كه جان دهيم به ياد
تو جان دهيم ***** ما راست قبله، خاك درخشان كربلا
روزى كه سر ز خاك
برآريم، آرزوست ***** نور جمال صاحب ايوان كربلا
فُطْرُس٢ سلام ما را برسان چون كه بگذرى
***** بر تربت مطهّر سلطان كربلا
اين چند بيت تحفه مور
است و «آيتى» ***** كآورده است نزد سليمان كربلا
***
گو به بلبل بكشد ناله كه
ايّام غم است ***** گلشن فاطمه را فصل خزان از ستم است
نوبت ماتم سلطان شهيدان
برسيد ***** چشمهى
اشك ز هر چشم، روان دم به دم است
زين عزا گرد مصيبت
برسيده است به عرش ***** لوح خونين و چو نى شور و نوا در قلم
است
اين مه آورده خبر باز ز كنعان
بلا
***** يوسف آل نبى كشتهى تيغ ستم است
خبر ديگرش اينست كه در
جنب فرات ***** آتش
اندر ارم و بانگ عطش در حرم است
حجّت عصر درين ماتم
عُظمى، شب و روز ***** عوض اشك روان از مژه سيلاب دم است
***
[١] اشك خون؛ ص ١٨٩.
[٢] فطرس: گويند ملكى بود از حاملان عرش الهى، ولى چون در انجام دادن امرى از اوامر الهى كندى كرده بود، به جزيرهاى در افتاد. هنگامى كه جبرئيل با ملائكه ديگر به تهنيّت حضرت رسول (ص) به مناسبت توّلد حضرت سيّد الشهداء «ع» مىرفت، همراه وى شد و بال شكسته خود را به بدن مقدس حضرت امام حسين «ع» ماليد و شفا يافت و به آسمان برگشت. فطرس در برابر اين موهبت متعهّد شد كه سلام زائران را به حضرت امام حسين «ع» برساند.