دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٧ - بناکتی
بناکتی
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَناكَتی، ابوسلیمان فخرالدین داوود بن محمد، ملقب به فخر بناكتی (د ٧٣٠ق/١٣٣٠م)، مورخ و شاعر ایرانی دورۀ مغول. لقب فخر بناكتی را خود در كتابش ذكر كرده است (ص ٤٦٥). بناكتی در بناكت (ه م)، شهری در ماوراءالنهر كه بعدها شاهرخیه نام گرفت (نک : الیت، III/٥٥)، زاده شد و در یكی از خاندانهای علمی و دانش دوست این شهر پرورش یافت. پدرش تاجالدین ابوالفضل محمد بناكتی از عالمان دین به شمار میرفت (صفا، ٣(٢)/١٢٦٦) و كتاب المیسور در شرح مصابیح و مصباح الضمیر من صحاح التفسیر از اوست (نفیسی، ٢/٧٣١-٧٣٢). برادرش نظامالدین علی بناكتی نیز از عارفان نامی دوره خود بوده است (همو، ١ / ١٤٣).
فخرالدین بناكتی خود مردی فاضل و دانشمند بود و در شاعری نیز دستی قوی داشت (دولتشاه، ١٧٠). از نوشته او بر میآید كه در ٧٠١ق / ١٣٠٢م ملك الشعراء دربار غازان خان بوده است (ص ٤٦٤-٤٦٥). بغدادی دیوان شعری نیز به او نسبت داده است (١ / ٣٦٠). از نمونههای شعر بناكتی، یك غزل در تذكرة الشعراء دولتشاه (ص ١٧٠-١٧١)، و دو قصیده در تاریخ خود وی آمده است (نک : ص ٤٦٥-٤٦٦، ٤٦٨-٤٦٩).
شهرت بناكتی مرهون كتاب مشهوری است به نام روضة اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب كه به تاریخ بناكتی نیز معروف شده است (قس: حاجی خلیفه، ١/٩٢٥؛ نفیسی، همانجا). موضوع كتاب كه نگارش آن در ٧١٧ق/١٣١٧م به انجام رسیده، تاریخ عمومی جهان از آفرینش آدم تا اوایل روزگار ایلخان مغول ابوسعید بهادر خان (٧١٦-٧٣٦ق) است. بخش اعظم تاریخ بناكتی، چنانکـه نویسنده تصریح كرده (نک : ص ١)، منتخبی است از جامع التواریخ رشیدالدین فضلالله كه بناكتی آن را نظم جدیدی داده است. برخی از محققان برآنند كه این اثر به سبب مقام بلند مؤلف آن در دربار مغول، مشتمل بر آگاهیها و نکـات بسیار ارزنده ای است كه در منابع دیگر یافت نمیشود (صفا، ٣(٢)/١٢٦٨؛ نوایی، ٥)؛ بهویژه بخش پایانی قسم ٩ شامل حوادث سالهای ٧٠٣ تا ٧١٧ق در عصر سلطان محمد اولجایتو (ص ٤٧٢-٤٨٠)، كهنترین اثری دانسته شده كه درباره حكومت این فرمانروای مغول در دست است ( ایرانیكا، III/٦٦٩). تقریباً نیمی از كتاب (از آغاز قسم ٥ تا پایان قسم ٩) درباره اقوام غیرمسلمان مانند یهودیان، اروپاییها، هندیان، چینیها و مغولان است (نک : ص ٢٤٥-٤٨٠). آگاهیهایی كه بناكتی از این اقوام به دست میدهد، گرچه بیشتر كوتاه و خشك است، ولی منصفانه و پرفایده، و از منابع معتبر عصر دانسته شده است و گویا منشأ این اخبار، مسافران مختلفی بودند كه از دوردستها میآمدند و بناكتی بهسبب موقعیت خویش با آنها آشنا میشده، و از اطلاعاتشان استفاده میكرده است (براون، III/١٠١-١٠٢؛ اقبال، ٥٢٠). درباره تاریخ ختای (چین)، بناكتی تصریح كرده است (ص ٣٣٨) كه رشیدالدین دو تن از حكمای ختای را كه بر تاریخ و دانشهای دیگر آگاهی داشتند، احضار كرد و آنان را به تقریر تاریخ واداشت. باید گفت: در جامع التواریخ رشیدالدین، تنها اشارهای به تاریخ پادشاهان ختای دیده میشود (نک : ١/٣١٣-٣١٤، ٣٤١)، در حالی كه در تاریخ بناكتی ٣٦ طبقه پادشاهی ختای تا روی كار آمدن چنگیز و چیرگی مغولان بر آنها، شرح داده شده است (نک : ص ٣٣٧-٣٥٩).
در ١٦٧٧م مولر، هشتمین بخش، یعنی «تاریخ چینیان» این كتاب را در برلین با عنوان نادرست «تاریخ چینیان عبدالله بیضاوی» منتشر كرد؛ آن گاه وستن همان را به انگلیسی ترجمه كرد و در لندن به چاپ رساند؛ بعداً كاترمر متوجه این اشتباه شد و نشان داد كه این اثر بخشی از تاریخ بناكتی است (استوری، I / ٨٠؛ الیت، III / ٥٦؛ ریو، I / ٨٠).
دولتشاه نوشته است كه تاریخ بناكتی در تبارشناسی مردم ختای، هند، یهود و امپراتوران روم سخنان بسیاری در بردارد و هیچ مورخی مانند وی، این مطالب را شرح نداده است (ص ١٧٠). از پژوهندگان معاصر نیز براون معتقد است كه در هیچ كتاب تاریخی پیش از بناكتی، این همه آگاهی و اشاره به سرزمینها، جمعیتها و رویدادهای تاریخی كه خارج از دایرۀ علم بیشتر مورخان اسلامی است، دیده نمیشود (III / ١٠١-١٠٢). بخشهایی از تاریخ بناكتی به زبانهای انگلیسی و فرانسه و لاتین ترجمه و منتشر شده است (استوری، همانجا).
مآخذ
اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول از حملۀ چنگیز تا تشكیل دولت تیموری، تهران، ١٣٦٤ش؛
بغدادی، هدیه؛
بناكتی، داوود، تاریخ، به كوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٤٨ش؛
حاجی خلیفه، كشف؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، تهران، ١٣٦٦ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
نوایی، عبدالحسین، مقدمه بر تاریخ گزیدۀ حمدالله مستوفی، تهران، ١٣٣٩ش؛
نیز:
Browne, E. G., A Literary History of Persia, Cambridge, ١٩٥١;
Elliot, H. M., The History of India, Lahore, ١٩٧٦;
Iranica;
Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, London, ١٩٦٦;
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٢٧.
محسن احمدی