دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٠ - بلکاتگین
بلکاتگین
نویسنده (ها) :
مریم حسن دوست
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِلْکاتِگین (د ٣٦٢ق / ٩٧٣م)، از غلامان ترک دربار آلپ تکین و سومین امیر غزنوی پیش از آل ناصر. بلکا به معنای دانشمند و عاقل (کاشغری، ١ / ٣٥٨)، و تگین به معنای امیر، و از القاب امرای ترک غزنه بوده است (دورفر، .(II / ٥٣٣
اسناد و آگاهیهای تاریخی زندگی بلکاتگین بسیار اندک و محدود است. کهنترین منبع موجود که در آن از او یاد شده، کتاب رأس مال الندیم اثر ابن بابه (د پس از ٥٠٠ق / ١١٠٧م) است. وی در این کتاب، به اجمال از بلکاتگین و علت مرگ وی سخن به میان آورده است. مأخذ دیگر طبقات ناصری است که مؤلف آن، منهاج سراج تصریح میکند مطالب خود را از باب امرای غزنویِ تاریخ بیهقی نقل کرده است (١ / ٢٢٦). گویا این بخش را اکنون باید از فصلهای گمشدۀ این کتاب دانست. پس از آن، مهمترین شرح دربارۀ زندگی بلکاتگین در مجمع الانسابِ شبانکارهای آمده است، اما به درستی روشن نیست که منبع این اطلاعات چه بوده است. دیگر مورخان، بجز قاضی احمد غفاری دربارۀ بلکاتگین سکوت کردهاند.
زامباور مینویسد که بلکاتگین پیش از پیوستن به آلپ تکین در حدود سال ٣٢٤قم / ٩٣٦م مدتی امیر بلخ بوده است (ص ٤١٦)، اما در منابع موجود، مطلبی که نشان از امارت او بر بلخ باشد، دیده نمیشود و روشن نیست که مأخذ زامباور چه بوده است. البته از عبارت فصیح خوافی چنین برمیآید که بلکاتگین در ٣٢٩ق امیر هرات بوده است (٢ / ٥٢). از آن پس تا ٣٥٥ق / ٩٦٦م آگاهی دیگری از او در دست نیست. در ذیقعدۀ همین سال، اسحاق پسر آلپ تکین وفات یافت و از آنجا که جانشینی نداشت، بزرگان ترک غزنه همداستان شدند و بلکاتگین، سپهسالار و حاجب آلپ تکین را که مردی «خردمند با رأی عادل» بود، به امارت غزنه برگزیدند (نک : ابن بابه، ٣١٤؛ منهاج، ١ / ٢٢٧؛ شبانکارهای، ٣٢). جای شگفتی است که مورخان بزرگی چون گردیزی، ابن اثیر، حمدالله مستوفی و مانند آنها نامی از بلکاتگین نبرده، و سبکتگین را جانشین مستقیم آلپ تکین معرفی کردهاند (نک : گردیزی، ٣٦٩-٣٧٠؛ ابناثیر، ٨ / ٦٨٣-٦٨٤؛ حمدالله، ٣٨٩-٣٩٠)، حال آنکه از وفات آلپتکین در ٣٥٢ق تا جانشینی سبکتگین در ٣٦٦ق / ٩٧٧م، ١٤ سال فاصله است. بههرحال، این موضوع، یا ناشی از غفلت است (نک : قزوینی، ١ / ٩٤)، یا شاید با توجه به تمایل غزنویان به سبکتگین، خواستهاند او را جانشین بدون واسطۀ آلپ تکین معرفی کنند تا بر مقام و موقعیت او بیفزایند (نک : منهاج، همانجا).
بلکاتگین پس از رسیدن به حکومت، طی نامهای به دربار سامانیان ضمن اظهار اطاعت، توضیح داد که گزینش او به حکومت غزنه بنابر آراء عمومی ترکان بوده است. در بخارا فائق، سپهسالار منصور بن نوح سامانی ــ که کینۀ آلپ تکین را در دل داشت ــ در نامهای به امیر سامانی، بر این انتخاب اعتراض کرد و سپردن سرزمینی بدان وسعت را به «نابخردان» ناروا دانست. بدینسبب، سپاهی از سوی بخارا به جنگ بلکاتگین گسیل شد. در این جنگ سپاه سامانی شکست خورد و به بخارا بازگشت. بلکاتگین اندک اندک نیرو گرفت و در طول مدت امارت خود عدل و داد را پیشه ساخت (شبانکارهای، همانجا).
بلکاتگین در مدت امارت خود بر غزنه، سکه ضرب کرد و بر یکی از سکههای به دست آمده از دورۀ وی، نام غزنه و منصور بن نوح (د ٣٦٦ق / ٩٧٧م) به عنوان امیری که وی به رسمیت شناخته، به خوبی هویداست (نک : بازورث، .(٣٨
سرانجام، هنگامی که بلکاتگین قلعۀ گردیز را در محاصره گرفته بود، تیری به او اصابت کرد و بر اثر آن درگذشت (ابنبابه، ٣١٤-٣١٥؛ شبانکارهای، فصیح، همانجاها؛ غفاری، ١٠١).
منهاج سراج مدت حکمرانی بلکاتگین را ١٠ سال دانسته است (همانجا) که بر این اساس، باید تاریخ درگذشت او در حدود سال ٣٦٥ق باشد (نک : ناظم، ٢٧، که تاریخ درگذشت او را در ٣٦٤ق آورده است)، اما چنانکه ملاحظه شد، منابع اصلی تاریخ درگذشت او را در ٣٦٢ق آوردهاند و بنابراین، گفتۀ یاد شده، نمیتواند دقیق باشد.
فخر مدبر در آداب الحرب و الشجاعه از سلاحی به نام بلکاتکینی نام میبرد که سلطان مسعود غزنوی از آن در جنگها استفاده میکرده است (ص ٢٦٣، ٢٦٩).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابن بابه، احمد، رأس مال الندیم، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ش؛
زامباور، نسب نامۀ خلفا و شهریاران، ترجمۀ محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٥٦ش؛
شبانکارهای، محمد، مجمع الانساب، بهکوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
غفاری قزوینی، احمد، تاریخ جهان آرا، تهران، ١٣٤٣ش؛
فخر مدبر، محمد، آداب الحرب و الشجاعه، بهکوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، ١٣٤٦ش؛
فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به کوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٤٠ش؛
قزوینی، محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٣٧ش؛
کاشغری، محمود، دیوان لغات الترک، استانبول، ١٣٣٣ق؛
گردیزی، عبدالحی، تاریخ، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
نیز:
Bosworth, C. E., The Ghaznavids, Beirut, ١٩٧٣;
Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٥;
Nāԭim, M., The Life and Times of Sulŧān Maħmūd of Ghazna, Lahore, ١٩٧٣.
مریم حسندوست