دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٦٧ - حسین بن علی، ابو عبدالله
حسین بن علی، ابو عبدالله
نویسنده (ها) :
عبدالحمید مرادی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ١ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُسِیْنِ بْنِ عَلی (مق ١٦٩ ق/ ٧٨٥ م)، ابوعبدالله حسین بن علی بن حسن مثلث، معروف به صاحب فخ و قتیل فخ، از نوادگان امام حسن (ع) که در دوران حکومت موسى الهادی عباسی قیام کرد و کشته شد.
پدرش علی، معروف به علیِ عابد و مادرش، زینب بهسبب کثرت عبادتشان، به زوج صالح شهرت داشتند (ابوالفرج، ٣٦٤). جد، پدر و دو دایی، و نیز عبدالله نیای مادریاش توسط منصور عباسی به قتل رسیده بودند (همانجا)، ازاینرو، میتوان گفت: حسین در خانوادهای رشد یافت که همواره تهدیدی برای دستگاه خلافت به شمار میرفت.
چون موسى الهادی در ١٦٩ ق به خلافت نشست، مقرریهایی را که از سوی خلیفۀ پیشین به علویان داده میشد، قطع کرد (یعقوبی، ٢/ ٣٤٩). نیز والی او بر مدینه، عمر بن عبدالعزیز معروف به عُمَری هم سیاست آزار و اذیت علویان و سختگیری بر آنها را در پیش گرفت؛ چنانکه چند تن از علویان، ازجمله حسن بن محمد فرزند نفس زکیه را به اتهام بادهخواری تازیانه زد و ریسمان به گردن در شهر گرداند و حسین بن علی بهسبب این اقدام بر او اعتراض کرد (طبری، ٨/ ١٩٢؛ ابوالفرج، ٣٧٣؛ ابناثیر، ٦/ ٩٠). عمری همچنین برای نظارت بر علویان، آنها را مجبور کرده بود که همه روزه در فرمانداری حضور یابند و خود را معرفی کنند. نیز برخی را کفیل و ضامن برخی قرار داده بود تا در صورت غیبت یکی، او را از دیگری بخواهند (ابوالفرج، ٣٧٢؛ ابناثیر، همانجا؛ ابنخلدون، ٣/ ٢٧٠).
گفتهاند: در ١٦٩ ق، ٧٠ نفر از حجاجِ شیعی در مدینه با حسین ابن علی ملاقات نمودند (ابوالفرج، ٣٧٢-٣٧٣). عمری از این دیدار نگران شد و علویان را به مسجد احضار کرد و مدتی در آنجا محبوس نگاه داشت (همانجا). ظاهراً پیش از این، حسین بن علی و یارانش توافق کرده بودند که در موسم حجِ همان سال در مکه برضد خلیفه خروج کنند (نک : یعقوبی، طبری، همانجاها؛ ابناثیر، ٦/ ٩٠-٩١؛ ذهبی، ٣٤)؛ اما بازداشت تعدادی از یاران حسین، قیام آنها را پیش انداخت؛ چه، در این ایام عدهای از بنیهاشم، حجاج و موالی به حسین پیوستند و روزی به هنگام نماز صبح وارد مسجد شدند و مؤذن را واداشتند در اذان «حی على خیرالعمل» بگوید (رازی، ٣٠-٣١؛ ابوالفرج، ٣٧٥). حسین بن علی پس از اقامۀ نماز صبح در مسجد، خطبهای خواند و مردم را به پیروی از سنت رسول خدا دعوت کرد (نک : همو، ٣٧٦؛ حماده، ١٧١).
در نخستین روز قیام، خالد بربری، از فرماندهان نظامی مدینه، به اتفاق عمری و عدۀ زیادی از مردم به مسجد هجوم بردند، اما شکست خوردند و خالد کشته شد، ولی عمری از معرکه گریخت (طبری، ٨/ ١٩٤؛ ابوالفرج، ٣٧٦-٣٧٧؛ ابناثیر، ٦/ ٩١). پیروان حسین از آنجا به بیتالمال هجوم بردند و آن را خالی کردند (همانجا؛ فاسی، ٤/ ١٩٧). حاکمان مدینه در نبردی دیگر هم از یاران حسین شکست خوردند (طبـری، ابناثیر، همانجاها) و ناچار از مبارک ترکی، از فرماندهان دستگاه خلافت که به حج میآمد، مدد خواستند. مبارک پذیرفت و آمد و دست به جنگ گشود. چون نبرد به هنگام ظهر متوقف شد، مبارک از فرصت استفاده کرد و با مردان خویش به سمت مکه گریخت (طبری، ٨/ ١٩٥؛ ابناثیر، همانجا؛ ذهبی، ٣٦). البته روایت دیگر از توافق پنهانی مبارک با حسین حکایت میکند که براساس آن، وی با یک شبیخونِ ساختگیِ یاران حسین از مدینه به سوی مکه گریخت (ابوالفرج، ٣٧٧؛ ابناثیر، ٦/ ٩١-٩٢؛ فاسی، ٤/ ١٩٨). پسازآن، حسین بر مدینه مسلط شد و ١١ روز آنجا را در تصرف داشت (طبری، همانجا؛ ابناثیر، ٦/ ٩٢). سپس در ٢٤ ذیقعده با حدود ٣٠٠ نفر از پیروانش به سوی مکه حرکت کرد (ابوالفرج، همانجا). چون به اطراف مکه رسید، ندا درداد که هر بردهای که به ما بپیوندد، آزاد است. ازاینرو، عدهای از بردگان به او پیوستند (ابناثیر، همانجا).
وقتی خبر قیام حسین بن علی به موسى الهادی، خلیفۀ بغداد رسید، برخی از بزرگان عباسی را که به حج میرفتند، به رویارویی با حسین امر کرد و فرماندهی جنگ را برعهدۀ محمد بن سلیمان گذاشت (طبری، ٨/ ١٩٥-١٩٦؛ ابناثیر، همانجا).
عباسیان با سپاهی متشکل از ٠٠٠‘ ٤ تن در ٨ ذیحجه (روز ترویه) در محلی به نام فخ نزدیک مکه با سپاهیان حسینرودرروی هم قرارگرفتند (نک : مسعودی، ٤/ ١٨٥؛ یاقوت، ٣/ ٨٥٤؛ ابناثیر، همانجا). اگرچه از سوی فرماندهان سپاه عباسی به حسین امان داده شد، اما او نپذیرفت (رازی، ٤٠؛ ابوالفرج، همانجا) و در نبردی که درگرفت، با عدۀ زیادی از یارانش کشته شد. گروهی گریختند و جمعی نیز به اسارت درآمدند (نک : یعقوبی، ٢/ ٣٤٩؛ طبری، ٨/ ١٩٧؛ مسعودی، ابناثیر، همانجاها). ادریس بن عبدالله، دایی حسین، از کسانی بود که گریخت و به مغرب رفت و دولتـی شیعـی را که بـه خود او منسوب شد (نک : ه د، آلادریس)، تأسیس کرد (نک : یعقوبی، همانجا؛ طبری، ٨/ ١٩٨؛ ابن تغری بردی، ٢/ ٤٠-٤١؛ نیز عبادی، ٧٦).
آوردهاند که خلیفۀ عباسی فرماندهان لشکر خود را بهسبب قتل حسین بن علی و حسن بن محمد سرزنش کرد (طبری، ابناثیر، همانجاها؛ مسعودی، ٤/ ١٨٦). او مخصوصاً مبارک را از سمت خود برکنار، و اموالش را مصادره کرد. بااینهمه، اسیران جنگ را گردن زد، یا به زندان انداخت (ابوالفرج، ٣٧٩-٣٨١؛ ابناثیر، همانجا).
عمری نیز پس از پایان نبرد، به خانۀ حسین یورش برد و آن را سوزاند و اموال و نخلستانهای او را تصاحب کرد (طبری، ٨/ ٢٠٠؛ ابوالفرج، ٣٨٢). از حسین هیچ فرزندی بر جای نماند (ابنعنبه، ١٨٣).
حسین به عنوان فردی شجاع، گشادهدست، عالم و متقی شناخته شده است (نک : طبری، ٨/ ٢٠١؛ ابوالفرج، ٣٦٦-٣٧١؛ ابناثیر، ٦/ ٩٤؛ صفدی، ١٢/ ٤٥٣). در منابعِ شیعی از حسین بن علی و دیگر مقتولان فخ با تکریم و احترام بسیار یاد شده است (نک : ابوالفرج، ٣٧١-٣٧٣، ٣٨٣-٣٨٤). چنانکه برخی روایتها حسین بن علی را از اصحاب امام صادق (ع) دانستهاند (طوسی، ١٦٨) و روایتهایی نیز در دست است که از مشورت رهبران قیام، با امام موسى کاظم (ع) و موافقت او با این قیام حکایت دارد (نک : همو، ٣٨٣). همچنین در این منابع، به احادیثی اشاره شده که طی آن پیامبر اسلام (ص) واقعۀ فخ و شهادت یکی از نوادگان خویش در آن محل را پیشبینی کرده بوده است (نک : همو، ٣٦٦-٣٦٧؛ مامقانی، ١٢/ ٢٨٢؛ نیز قمی، ١/ ٣٦٣).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابنخلدون، العبر؛
ابنعنبه، احمد، عمدة الطالب، بهکوشش محمدحسن آلطالقانی، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بهکوشش احمد صقر، منشورات الشریف الرضی، ١٤١٤ ق/ ١٣٧٢ ش؛
حماده، محمدماهر، الوثائق السیاسیة و و الاداریة العائدة للعصر العباسی الاول (١٣٢-٢٤٧ ق/ ٧٥٠- ٨٦١ م)، بیروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث و وفیات ١٦١-١٧٠ ق، به کوشش عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١١ ق/ ١٩٩٠ م؛
رازی، احمد، اخبار فخ، به کوشش عبدالرقیب مطهر حجر، صعده، ١٤٢١ ق/ ٢٠٠٠ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش رمضان عبدالتواب، ویسبادن، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
طبری، تاریخ؛
طوسی، محمد، رجال، بهکوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛
عبادی، احمد مختار، فیالتاریخ العباسی و الفاطمی، بیروت، دارالنهضة العربیه؛
فاسی، محمد، العقد الثمین فی تاریخ البلد الامین، به کوشش فؤاد سید، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
قمی، عباس، منتهی الآمال، ترجمۀ نادر تقی، لبنان، ١٤١٤ ق/ ١٩٩٤ م؛
مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، به کوشش محییالدین مامقانی، قم، ١٤٢٧ ق؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٧٣ م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش عبدالامیر مهنا، بیروت، ١٤١٣ ق/ ١٩٩٣ م.
عبدالحمید مرادی