دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٩٥ - جناده
جناده
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جُناده، نام دستکم دو تن از شخصیتهای مشهور سدۀ ١ق / ٧م. در کهنترین مآخذ موجود، شرح احوال دو تن به نام جناده که با یکدیگر همعصر بودند، چنان به هم آمیخته شده که جدا کردن آنها بسی دشوار به نظر میرسد.
در مآخذ تاریخی از شخصیتی به نام جنادة بن ابی امیه، با نسبت ازدی، در روزگار معاویه نام برده میشود. او در فتوحات کرانهها و جزایر دریای مدیترانه، مانند فتح جزیرۀ رودس در ٥٢ ق / ٦٧٢ م و اَرواد (کزیکوس) در ٥٤ ق و جزیرۀ اقریطش (کرت) فرماندهی یا دستکم شرکت مؤثر داشته است (بلاذری، فتوح ... ، ٢٣٥-٢٣٦؛ نیز نک : خلیفه، ١ / ٢٦٨، ٢٧٤؛ طبری، ٥ / ٢٨٨، ٢٩٣، ٣٠١، ٣٠٩، ٣٢٢؛ ابن عساکر، ١١ / ٢٩٨؛ نیز نک : سالم، ١ / ٢٣-٢٤؛ برای انتساب فتـح طرسوس بـه او، نک : یعقوبی، ٢ / ٢٨٥)، اما پس از مرگ معاویه (٦٠ ق / ٦٧٩ م)، یزید به جناده دستور بازگشت داد (بلاذری، همانجا؛ برای روایت حضور او در رودس، نک : احمد بن حنبل، ٤ / ١٨١؛ بخاری، التاریخ ... ، ١(٢) / ٢٣٢؛ مغلطای، ٣ / ٢٤٣).
کلبی که جناده را از اشراف اهل شام خوانده، از نسبت او به قبیلۀ یمانی ازد، تیرۀ دوس، شاخۀ بنو عُبرة بن زهران یاد کرده است (٢ / ٥٠٦)، و اطلاق نسبتهای دوسی و زهرانی به جنادۀ مذکـور در مآخذ بعدی، بـه همین سبب است (مثلاً نک : بخاری، همانجا؛ ابن ابی حاتم، ١(١) / ٥١٥؛ ابن عبدالبر، ١ / ٢٤٩؛ ابن ماکولا، ٢ / ١٥١). اما باید به این نکته توجه کرد که سلسله نسب جناده تا نیای بزرگش ــ چنانکه در آثار نسبشناسی معمول است ــ روشن نیست. البته گفتهاند که پدرش کبیر یا کثیر نام داشته (نک : دنبالۀ مقاله) و حتى پیامبر(ص) را درک کرده بوده است (بخاری، همانجا؛ دارقطنی، ٤ / ١٩٥٢؛ ابن ابی حاتم، همانجا؛ ابن حبان، ٤ / ١٠٣؛ ابن حجر، تهذیب ... ، ٢ / ١١٥-١١٦). با این همه، بعید نیست که این اطلاعات به احتمال بسیار، عمداً یا سهواً، حاصل خَلط این جناده با شخصیتی دیگر باشد. چه، بنابر روایتی مهم، معاویه قصد داشت جناده را مانند جریان استلحاق زیاد بن ابیه، برادر خویش بخواند، ولی جناده ضمن اعلام سرسپردگی به خلیفه، این پیشنهاد را نپذیرفت (نک : بلاذری، انساب ... ، ٤(١) / ٤٩؛ ابن حزم، ٣٨٦؛ ابن عساکر، ١١ / ٢٩٧؛ نیز نک : احمد بن حنبل، ٢ / ١٧١، که به نام معاویه در این روایت تصریح نشده است!)؛ حال آنکه اگر جناده نَسَب روشنی داشت و پدرش شناخته بود، معاویه درصدد انتساب او به ابوسفیان برنمیآمد. به گمان ما، نام «کثیـر» ــ نه کبیر ــ و کنیۀ غریبِ ابوامیه نیز، برای پدرش، تا حدی ابهام در اصل و منشأ او را نشان میدهد.
در واقع، شخص دیگری با نام و نسب جنادة بن مالک ازدی وجود داشت که از اصحاب رسول خدا(ص) شمرده میشد و از او روایاتی بهنقل از پیامبر(ص) در دست است (مثلاً نک : بخاری، همان، ١(٢) / ٢٣٢-٢٣٣؛ طبرانی، ٢ / ٢٨١-٢٨٢؛ برای نامۀ منسوب به پیامبر(ص) برای جنادۀ ازدی، نک : ابن سعد، ١ / ٢٧٠). از نسبت کوفیِ این صحابی پیدا ست که نخست در کوفه ساکن بوده (ابن ابی حاتم، نیز ابن عبدالبر، همانجاها)، و از سکونت او در مصر هم یاد شده است (نک : مغلطای، ٣ / ٢٤٢، بهنقل از ابواحمد عسکری).
مجموعه روایتهایی در مآخذ حدیثـی ـ رجالی در دست است که سردرگمی و ابهام در باب این دو شخصیت را دامن میزند و حصول نتیجه اگر ناممکن نباشد، بسی دشوار به نظر میرسد؛ زیرا به هر دو جناده روایتهایی، به طور مستقیم از حضرت رسول (ص) یا از طریق یکی دیگر از اصحاب، نسبت داده شده، و تشخیص صحابی یا تابعی بودن هر یک، با توجه به متن روایات، موضوع بحثهـای فـراوان بوده است. در پارهای از مآخذ حدیثـی ـ رجالیِ متقدم، مانند بخاری، روایات منقول از جنادة بن مالک صحابی، ذیل عنوان جنادة بن ابی امیه ثبت شده، و این معنی، علاوه بر عوامل دیگر، زمینۀ خَلطِ دو شخصیت را پدید آورده است؛ تا آنجا که برخی از مؤلفان آثار رجالی در باب جدا بودن آنها از یکدیگر (مثلاً نک : ابن عبدالبر، ١ / ٢٤٩-٢٥٠؛ ابن ماکولا، ٢ / ١٥١-١٥٢؛ مزی، ٢ / ٤٣٨؛ ابن اثیر، ١ / ٣٥٦)، و اینکه کدامیک از این دو، با توجه به متن روایات، از اصحاب بود و دیگری از تابعین، بحث کردهاند (مثلاً نک : احمد بن حنبل، ٤ / ٦٢، ٥ / ٣٧٥؛ ابن عبدالبر، ١ / ٢٤٩-٢٥٠؛ برای بحث در این زمینه، نک : ذهبی، ٤ / ٦٢-٦٣؛ ابن حجر، الاصابة،١ / ٢٤٥، تهذیب، ٢ / ١١٦؛ نیز نک : ابن ناصرالدین، ٧ / ٢٩٦).
نکتـۀ دیگری نیز موجب سردرگمی در تشخیص و تمییز جنادهها، و اینکه آنها دو تن یا بیشترند، بوده است: ابن یونس از یکی از اصحاب با نام جنادة بن ابی امیه نام میبرد که در فتح مصر همراه عبادة بن صامت شرکت داشت و میگوید: معاویه فرماندهی نیروی دریایی را بدو سپرده بود و کسانی از او روایت میکردهاند (١ / ٩٤-٩٥؛ نیز نک : ابن عبدالحکم، ٨٠؛ ابنعبدالبر، ١ / ٢٥٠).
در مـآخذ حدیثـی ـ رجالی دو طریق مشهور، یکی از مجاهد و دیگری از عمیر بن هانی به جنادة بن ابی امیه وجود دارد که او از طریق عبادة بـن صامت احادیثی را نقـل میکند (مثـلاً نک : بخاری، صحیح، ٣ / ١٢٦٧، ٦ / ٢٥٨٨؛ نسایی، ٤ / ٢٢١، ٦ / ٢١٥، ٢٧٨؛ احمد بن حنبل، ٥ / ٣٦٤، ٤٣٤؛ ابن عبدالحکم، ٢٧١). این جناده نوادهای هم به نام عبدالله داشته است که از طریق پدرش سلیمان، از جنادة بن ابی امیه، از عبادة بن صامت حدیث روایت کرده است (ابنماجه، ١ / ٤٩٣؛ ترمذی، ٣ / ٣٤٠؛ عقیلـی، ٢ / ١٢٢، ١٢٣؛ ابنعـدی، ٤ / ٢٢٧). یحیـی بـن معیـن، جنـادة بـن ابـی امیه ــ راوی عبادة بن صامت ــ را از اصحاب میدانسته است (ذهبی، ٤ / ٦٣)، اما دیگر رجالشناسان، جنادة بن ابی امیه را در شمار تابعین آوردهاند (عجلی، ٩٩). البته بخشی از نوشتۀ ابن یونس در باب ولایت جناده از سوی معاویه، با جنادة بن ابی امیۀ مذکور در آغاز این مقاله تطبیق میکند، اما در مآخذ تاریخی از حضور او در مصر یادی نشده است. با توجه به این نکات، برخی، جنادۀ مذکور در روایت ابن یونس را جنادۀ سوم دانستهاند (ابن اثیر، ١ / ٣٥٣-٣٥٦؛ نیز نک : معروف، ٥ / ١٣٥، حاشیۀ ١؛ برای مجموعههایی از احادیث منسوب به این جناده، نک : ابن عبدالحکم، ٣٠٦-٣٠٧).
اقوال گوناگونی در تاریخ مرگ جناده ارائه شده است: غالباً از ٧٥ تا ٨٠ ق و یکی دو قول هم مربوط به چند سالی قبل از ٥ سال مذکور است (ابن سعد، ٧ / ٤٣٩؛ بلاذری، فتوح، ٢٣٦؛ ذهبی، همانجا؛ نیز نک : خلیفه، ١ / ٣٦٠؛ بخاری، التاریخ، ١(٢) / ٢٣٢؛ ابن حبان، ٤ / ١٠٤؛ ابن عساکر، ١١ / ٢٩٩)، اما با توجه بدانچه در باب خلط جنادهها آوردیم، معلوم نیست این تاریخها به کدامیک از ایشان مربوط است.
گفتنی است که شخص دیگری با نام و نسب جنادة بن ابی خالد با کنیۀ ابوالخطاب ساکن در شهر رُها وجود داشته که از سوی هشام بن عبدالملک متصدی دیوان طراز بوده است (همو، ١١ / ٢٨٩، ٢٩٠؛ ابن حجر، لسان ... ، ١٥٠-١٥١، ٢٥٠-٢٥١). وی از مکحول شامی روایت میکرد و در پارهای روایات با جنادة بن ابی امیه اشتباه شده است (ابن حبان، ٦ / ١٥٠؛ نیز نک : ابن بلبان، ٥ / ٣٩٤).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن اثیر، علی، اسدالغابة، به کوشش محمد ابراهیم بنا و دیگران، قاهره، ١٩٧٠م؛
ابن بلبان، علی، الاحسان فی تقریب صحیح ابن حبان، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٣٩٨-١٤٠٠ق / ١٩٧٨-١٩٨٠م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ق؛
همو، لسانالمیزان، به کوشش محمد عبدالرحمان مرعشلی، بیروت، ١٤١٦ق / ١٩٩٥م؛
ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
ابن عبدالحکم، عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، به کوشش توری، لیدن، ١٩٢٢م؛
ابن عدی، عبدالله، الکامل فی ضعفاء الرجال، به کوشش سهیل زکار و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن ماجه، محمد، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
ابن ماکولا، علی، الاکمال، به کوشش عبدالرحمان معلمی یمانی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
ابـن ناصرالدین، محمد، توضیح المشتبه، بـه کـوشش محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
ابن یونس، عبدالرحمان، تاریخ، به کوشش عبدالفتاح فتحی عبد الفتاح، بیروت، ١٤٢١ق / ٢٠٠٠م؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
همو، صحیح، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش ماکس شلوسینگر، بیتالمقدس، ١٩٧١م؛
همو، فتوحالبلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥م؛
ترمذی، محمد، الجامع الصحیح، بیروت، دار احیاءالتراث العربی؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٨م؛
دارقطنی، علی، المؤتلف و المختلف، به کوشش موفق بن عبدالله، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
سالم، عبدالعزیز و احمد مختار عبادی، تاریخ البحریة الاسلامیة، اسکندریه، ١٩٩٣م؛
طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، به کوشش احمدی عبدالمجید سلفی، موصل، ١٩٨٤م؛
طبری، تاریخ؛
عجلی، احمد، تاریخ الثقات، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
عقیلی، محمد، کتاب الضعفاء الکبیر، به کوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
کلبی، هشام، نسب معد و الیمن الکبیر، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
مزی، یوسف، تحفة الاشراف، به کوشش عبدالصمد شرفالدین، بمبئی، ١٣٨٦ق / ١٩٦٦م؛
معروف، بشار عواد، تعلیقات بر تهذیب الکمال مزی، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٨م؛
مغلطای بن قلیج، اکمال تهذیب الکمال، به کوشش عادل بن محمد و اسامة بن ابراهیم، قاهره، ١٤٢٢ق / ٢٠٠١م؛
نسایی، احمد، السنن الکبرى، به کوشش عبدالغفار سلیمان بنداری و سیدکسروی حسن، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش هوتسما، لیدن، ١٩٦٩م.
علی بهرامیان