دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٨ - ابراهیم بن شیرکوه
ابراهیم بن شیرکوه
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبراهیمِ بْنِ شیرْکوه، الملک المنصور ناصرالدین (حک ٦٣٧-٦٤٤ ق / ١٢٣٩-١٢٤٦ م)، از امیران ایّوبی که پس از مرگ پدرش الملک المجاهد اسدالدین شیرکوه دوم در رجب ٦٣٧ ق / ژانویۀ ١٢٤٠ م در حمص و توابع آن رشتۀ کارها را در دست گرفت.
دوران ابراهیم نیز همچون دوران فرمانروایی سایر امیران شام در این روزگار، از دو جریان مهم سیاسی و نظامی منطقه، یکی رقابت شدید میان امیران ایّوبی بر سر تسخیر شهرها و دژهای شام و دیگری حملات خوارزمیان شام، برکنار نماند. در ٦٣٨ ق / ١٢٤٠ م، خوارزمیان حملات خود را به شام شدت بخشیدند و پس از شکستن سپاهی که از حلب به مقابله آمده بود، چند شهر را تاراج کردند و رو به سوی حلب آوردند (ابن خلدون، ٥ / ٧٧٤). ابراهیم بن شیرکوه که در آن وقت قصد حمله به قلمرو فرنگان داشت، برای دفاع از حلب وارد آن شهر شد و از الصالح اسماعیل امیر دمشق یاری خواست (ابن عدیم، ٣ / ٢٥٩-٢٥٠). چون سپاه کمکی دمشق رسید، ابراهیم به مقابلۀ خوارزمیان رفت و آنان را در حرّان درهم شکست (ابن جوزی، ٢ / ٧٣٤). اما خوارزمیان که از پشتیبانی الصالح ایوب و متحدان او برخوردار بودند، به تحریک همو پایداری ورزیدند و در ٦٤٠ ق / ١٢٤٢ م همراه الملک المظفر غازی، امیر مَیّافارقین، حملات خود را مجدداً آغاز کردند. ابراهیم که با الصالح اسماعیل امیر دمشق و الناصر یوسف امیر حلب بر ضد الصالح ایوب همداستان شده بود (ابن خلدون، ٥ / ٧٧٦)، با سپاه حلب به مقابله رفت و آنان را در نزدیکی خابور درهم شکست (حلبی، ١٥٤). این شکست و کینهای که الصالح ایوب به خاطر زندانی بودن فرزندش فتحالدین عمر در بند الصالح اسماعیل از امیر دمشق داشت (ابوالفداء، ٣ / ١٧٣)، باعث شد که ایّوب آشکارا به تسخیر دمشق همت گمارد و به این منظور خوارزمیان را به غزّه فرستاد (کردعلی، ٢ / ٩٨). جبهۀ متحدان متشکل از المنصور ابراهیم، الصالح اسماعیل و الناصر داوود امیر کَرَک برای مقابله با این حمله به طور بیسابقهای با فرنگان همداستان شدند. ابراهیم به نمایندگی از سوی آن امیران به عکّا رفت و با شهسواران معبد عقد اتحاد بست و نوید داد که پس از چیرگی بر ایوب، بخشهایی از خاک مصر را به آنان واگذارد (رانسیمان، III / ٢٢٣). در ١٤ جمادیالاول ٦٤٢ق / ١٨ اکتبر ١٢٤٤م، در محلی به نام فرما یا فربیا در چند میلی شمال شرقی غزّه جنگ درگرفت و خوارزمیان، ارتش متحدان را به سختی درهم شکستند (ابن جوزی، ٢ / ٧٤٦) و بسیاری از فرنگان را به قتل آوردند (رانسیمان، III / ٢٢٥-٢٢٦). و ابراهیم با گروهی از مردانش به دمشق واپس نشست. ایوب پس از آن بر غزّه و کرانههای مدیترانه چیره شد و لشکر مصر را با خوارزمیان به محاصرۀ دمشق فرستاد (ابوالفداء، ٣ / ١٧٤). الصالح اسماعیل یک چند مقاومت کرد، ولی پس از شش ماه تسلیم گشت و مقرر شد که در برابر دمشق، حکومت بعلبک را در دست گیرد و حمص و توابع آن در دست ابراهیم بماند (همانجا). چنین مینماید که ابراهیم در این میان واسطۀ صلح و تسلیم دمشق بوده است (ابن جوزی، ٢ / ٧٥٣).
در این میان، خوارزمیان که میپنداشتند پس از تسخیر دمشق اقطاعاتی از الصالح ایوب دریافت خواهند کرد، چون چیزی نیافتند به الصالح اسماعیل امیر معزول دمشق پیوستند (کردعلی، ٢ / ٩٩) و او با پشتیبانی خوارزمیان دمشق را به محاصره گرفت. ابراهیم ابن شیرکوه که همچون سایر امیران ایوبی از خوارزمیان کینهای سخت در دل داشت و از سویی دل در گرو نویدهای ایوب نهاده بود (ابن جوزی، ٢ / ٧٥٥)، از اسماعیل، متحد سابق خویش برید و به ایوب پیوست و با سپاهی که تدارک دید، به دمشق تاخت (ابن کثیر، ١٣ / ١٦٧). اسماعیل و خوارزمیان از محاصرۀ دمشق دست کشیدند و به مقابلۀ ابراهیم رفتند (رانسیمان، III / ٢٢٨). در کنار دریاچۀ حمص جنگ روی داد (٨ محرم ٦٤٤ ق / ٢٦ مۀ ١٢٤٦ م) و خوارزمیان به سختی شکست خوردند و سرکردۀ آنان برکت خان کشته شد (ابن جوزی، ٢ / ٧٦٠). ابراهیم پس از این پیروزی، برای پیوستن به الصّالح ایوب، روانۀ دمشق شد و در باغ اسامه مسکن گزید. به روایتی وی در آنجا بر آن شد که دمشق را برای خود تسخیر کند (یافعی، ٤ / ١١٢؛ ابن کثیر، ١٣ / ١٦٧)، اما بیمار شد و به باغ الاشرف منتقل گشت تا سرانجام در ١٠ صفر ٦٤٤ ق / ٢٧ ژوئن ١٢٤٦ م درگذشت.
پیکر ابراهیم را به حمص بردند و در کنار پدرش در مسجد الخضر به خاک سپردند (ابن خلکان، ٢ / ٤٨١). اینکه او را فرمانروای دمشق و حلب دانستهاند (EI٢) شگفت مینماید زیرا سلسلۀ فرمانروایان ایوبی دمشق و حلب و حمص، سه شاخۀ جدا از یکدیگر بودهاند و در هیچ یک از منابع کهن، از ابراهیم بن شیرکوه ــ از ابوبیان حمص ــ بهعنوان فرمانروای دمشق و حلب یاد نشده است.
مآخذ
ابن جوزی، سبط بن یوسف، مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٩٦٥ م؛
ابن خلکان، وفیات الاعیان، ابن عدیم، کمالالدین، زبدة الحلب، به کوشش سامی دهّان، دمشق، ١٩٥١ م؛
ابن کثیر، البدایة و النهایة، قاهره، مطبعة السعادة؛
ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر، بیروت، دارالمعرفة؛
حلبی، کاملبن حسین، نهر الذهب فی تاریخ الحلب، ١٩٢٦ م؛
کردعلی، محمد، خطط الشام، بیروت، ١٣٨٩ ق؛
یافعی، عبداللـه بن اسعد، مراة الجنان، حیدرآباد دکن، ١٣٣٧ ق؛
نیز:
EI٢;
Runciman, Steven, A History of the Crusades, London, ١٩٦٥.
صادق سجادی