دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٥٩ - ابوعبدالله، یعقوب
ابوعبدالله، یعقوب
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعَبْدُالله، یعقوب بن داوود بن عمر بن طهمان (د ١٨٦ یا ١٨٧ ق / ٨٠٢ یا ٨٠٣ م)، وزیر مهدی عباسی. اصلاً از موالی بنی سُلیم (مولای ابوصالح عبدالله بن خازم سُلَمی والی خراسان) بود. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست. پدر و عموهایش از دبیران نصر بن سیار، امیر اموی خراسان بودند و فرزندان آنان بدین سبب در روزگار عباسیان مورد توجه قرار نگرفتند (طبری، ٨ / ١٥٤-١٥٥). از این رو و با امید بر اینكه در آینده زیدیان حكومت را در دست گیرند، به آنان متمایل شدند و به فرزندان امام حسین (ع) نزدیكی جستند. آنگاه كه محمد و ابراهیم پسران عبدالله محض (نک : ه د، ابراهیم بن عبدالله، محمد نفس زكیه) قیام كردند، علی بن داوود و سپس برادرش یعقوب به آنان پیوستند.
یعقوب گاه به تنهایی و گاه همراه ابراهیم بن عبدالله به منظور بیعت گرفتن برای محمد نفس زكیه به ولایات میرفت (طبری، همانجا؛ جهشیاری، ١١٤؛ ابن اثیر، ٦ / ٦٩-٧٠). در ١٤٥ ق در جنگ میان سپاه منصور خلیفه با محمد و ابراهیم، یعقوب با برادرانش در ركاب ابراهیم پیكار میكرد، پس از سركوب قیام و كشته شدن محمد و ابراهیم، یعقوب مدتی متواری شد، ولی سرانجام خلیفه بر او و برادرش دست یافت و آنان را به زندان افكند. وی در زندان بود تا نوبت خلافت به مهدی رسید و او در ١٥٩ ق / ٧٧٦ م یعقوب و علی را آزاد كرد (طبری، همانجا؛ ابن اثیر، ٦ / ٤١؛ ابن خلكان، ٧ / ٣٠). گویا به پایمردی یعقوب، برخی از طرفداران قیام نیز كه هنوز در زندان بودند، آزاد شدند (طبری، ٧ / ٦٠٦، ٦٠٧). با اینهمه او خلیفه را از قصد حسن بن ابراهیم بن عبدالله بر فرار از زندان آگاه ساخت و به همین وسیله اعتماد وی را جلب كرد. با آنكه مهدی محل زندان حسن را تغییر داد، ولی او سرانجام گریخت و خلیفه یعقوب را مأمور یافتن او كرد. وی به شرط امان دادن به حسن این مأموریت را پذیرفت و در ١٦٠ ق كه خلیفه به مكه رفت، حسن را نزد وی آورد (همو، ٨ / ١١٧- ١١٨، ١٣٢-١٣٣؛ ابن اثیر، ٦ / ٣٧، ٤٨- ٤٩).
آنگاه كار یعقوب كه از معتمدان خلیفه شده و به سبب فضل و كمال خویش توجه او را جلب كرده بود، چندان بالا گرفت كه خلیفه او را برادر خویش خواند و اجازه داد هرگاه بخواهد، به حضور خلیفه برسد (طبری، ٨ / ١١٩؛ مسعودی، ٣ / ٣١٢). وی در ١٦١ ق به دستور خلیفه از سوی خود نمایندگانی به سراسر قلمرو خلافت فرستاد و چنان بود كه هیچ نامه از سوی خلیفه و عاملان فرستاده نمیشد، مگر آنكه دستور اجرای آن از طرف یعقوب صادر میگردید (طبری، ٨ / ١٣٦). این مایه تقریب نزد خلیفه سبب شد كه مردم او را به بدگویی از آل علی (ع) متّهم كنند (همو، ٨ / ١٥٥-١٥٦).
مهدی در ١٦٣ ق وزیر خود ابوعبیدالله را به سعایت یعقوب و ربیع از وزارت عزل كرد و یعقوب را وزارت داد (جهشیاری، ١١٥) و او نیز به رغم آنچه مردم میگفتند، كارها را در همه جا به دست زیدیان سپرد (طبری، ٨ / ١٥٦). یعقوب در ایام وزارت خود مهدی را پند میداد و از سماع، اسراف و ارتكاب منهیات باز میداشت و نیز از صرف شراب در حضور او انتقاد میكرد. گفتهاند یعقوب چندان از رفتار مهدی دلتنگ بود كه میخواست ترك وزارت گوید. اطرافیان خلیفه كه از یعقوب ناراضی بودند، فرصتی به دست آورده، از او سعایت كردند (همو، ٨ / ١٦٠-١٦١؛ ابن اثیر، ٦ / ٧٠-٧٠؛ ابن طقطقی، ٢٥١) و به تبانی با طالبیان متهم ساختند (مسعودی، همانجا). خلیفه در ١٦٦ ق ظاهراً به عنوان آزمایش، یكی از علویان را به طور محرمانه به یعقوب سپرد تا وی را به قتل آورد. ولی یعقوب وسایل فرار او را فراهم ساخت؛ ازاینرو خلیفه او را از وزارت عزل و زندانی كرد (طبری، ٨ / ١٥٧- ١٥٩) و دستور داد یاران و گماشتگانش را نیز از ولایات بر كنار ساخته، به زندان افكنند (همو، ٨ / ١٦١؛ ذهبی، ٨ / ٣٤٩). یعقوب همچنان در حبس ماند تا در ١٧٥ ق / ٧٩١ م، خلیفه هارون الرشید وی را آزاد كرد و در انتخاب محل اقامت و هرگونه درخواست آزاد گذاشت. یعقوب اجازه خواست تا درمكه اقامت گزیند. به این ترتیب رهسپار مكه شد و تا پایان زندگی در آنجا بماند (طبری، ٨ / ١٦٢؛ ابن اثیر، ٦ / ٧١-٧٢). یعقوب بر اثر اینكه مدت مدیدی در زندان مانده بود، بینایی خود را از دست داده بود (همانجا).
وی را به خوش رفتاری، نیكخویی و بخشندگی ستودهاند (یعقوبی، ٢ / ٤٠١؛ خطیب، ١٤ / ٢٦٢). رَحبۀ یعقوب در بغداد منسوب به اوست (یاقوت، ٢ / ٧٦٧). وی شعر نیز میگفت و طبری شعری از او نقل كرده است. پسرش عبدالله نیز مردی شاعر و ادیب بود (طبری، ٦ / ١٨٣).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن طقطقی، محمد بن علی، الفخری، به كوشش هارتویگ درنبورگ،پاریس، ١٨٩٤ م؛
جهشیاری، محمد بن عبدوس، كتاب الوزراء و الكتاب، قاهره، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥ م؛
طبری، تاریخ؛
مسعودی، مروج الذهب، به كوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ ق / ١٩٦٠ م.
ابوالحسن دیانت