دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٠٨ - بالفور، اعلامیه
بالفور، اعلامیه
نویسنده (ها) :
نادیژدا خارچینکو
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بالْفور، اِعْلامیّه، یادداشتی که آرثر جیمز بالفور وزیر امور خارجۀ انگلیس (١٩١٦-١٩١٩م) در ٢ نوامبر ١٩١٧م/ ١١ ابان ١٢٩٦ش ذر پی مذاکرات و تلاشهای سران صهیونیسم، خطاب به روتشلید دربارۀ نظر مساعد دولت انگلستان نسبت به تشکیل یک کشور یهودی در فلسطین ارسال کرد.
اندیشۀ تشکیل دولت یهود، نخست در کنگرۀ سازمان جهانی صهیونیسم به رهبری تئودُر هرتسل در ١٨٩٧م مطرح شد و در پی آن صهونیستها تلاش گستردهای برای جلب حمایت دولتها از این طرح آغاز گردند. نخستین مذاکرات آنان با دولتهای عثمانی، آلمان و سپس انگلیس با شکست روبهرو شد (کیالی، تاریخ...، ٤١-٤٢؛ منوهین، ٦١، لیلینتان، «رابطه...»، ١٣)؛ اما با شروع جنگ جهانی اول توجه دولت انگلیس به یهودیان و نقش آنان در جهت منافع آن دولت، معطوف گشت. از اواخر سال ١٩١٤ تا ١٩١٦م گفتوگوهای سیاسی سران یهود همچون هربرت ساموئل و حاییم و ایزمن، با سران و شخصیتهای برجستۀ انگلیسی گسترش یافت. در اواخر بهار و اوایل تابستان ١٩١٧م رهبران صهیونیسم فضای سیاسی را برای طرح علنی درخواست خود مناسب یافتند، و طی درخواستی از بالفور خواهان حمایت رسمی دولت انگلستان شدند (صدقه، ٢٥؛ کیالی، همان، ٩٨-١٠٣؛ وایزمن، ٢٣٣-٢٣٠؛ طربین، ١١٣).
با پیشنهاد بالفور، سازمان صهیونیسم با تشکیل هیأتی مرکب از نویسندگان و سیاستمداران صهیونیست به تهیه و تدوین پیشنویس یادداشت بالفور به روتشلید پرداختند. در این خصوص با یهودیان آمریکایی نیز تماسهایی گرفته شد. به دلیل مخالفت یهودیان ضدصهیونیسم و نیز تعهداتی که انگلستان در توافقنامۀ مک ماهون ـ شریف حسین، به اعراب داده بود، مواد مندرج در این یادداشت چندینبار مورد تجدیدنظر قرار گرفت (وایزمن، ٢٣٥ ff.؛ جفریز، ١/ ٢٥٧-٢٦١، ٢٦٧؛ صدقه، ٢٥-٣٣؛ لیلینتان، «ارزش...»، ٢٢؛ درایزدیل، ٣٠٨؛ منوهین، ٥٠٥، ٧١؛ طربین، ١١٦؛ الموسوعة...، ١/ ٤١٦). و سرانجام در در اکتبر ١٩١٧م متن نهایی به تأیید دولت انگلستان و آمریکا رسید، و در دوم نوامبر همان سال رسماً توسط بالفور به روتشیلد اعلام گردید (وایزمن، ٢٦٢؛ صدقه، ٢٥-٢٦؛ منوهین، ٧٥-٧١؛ اسیونز، ٣١-٣٠). در این اعلامیه تصریح شده که دولت انگلستان برای تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین، تلاشهای لازم را به عمل خواهد آورد (ﻧﮑ: جودائیکا، IV/ ١٣١؛ ابان، ٣٥٧؛ گارودی، ٦١-٦٢؛ کیالی، همان، ١٠٣).
دربارۀ انگیزههای دولت انگلیس در صدور اعلامیۀ بالفور سخن بسیار رفته است و غالباً آن را همسو با اهداف سیاسی و نظامی این دولت در خاورمیانه، مسأله یهودیان اروپای شرقی و مسألۀ جنگ جهانی اول و فشارهای صهیونیستهای صاحب قدرت و مقام و نفوذ در دولت انگلستان میدانند (ﻧﮑ: وایزمن، ٢٨٨، ١٩١؛ منسفیلد، ٢٠٥؛ درایزدیل، ٢٦٩؛ لیلینتال، همان، ٢٢-٢١؛ استیونز، ٥؛ سوکرلف، ١٠١ FF.؛ کیالی، همان، ٩٦، ١٠٠-١٠٣؛ صدقه، ٣٨-٤١؛ طربین، ١٠٨-١٠٩، ١١٨).
یادداشت بالفور در ١١ اوت ١٩١٩ در کنفرانس صلح کشورهای متفق در پاریس تکمیل شد و در ١٩ سپتامبر به وزارت امور خارجۀ انگلیس ارجاع گردید و در آنجا بهعنوان یک سند رسمی در تعیین خطمشی سیاسی وزارت خارجۀ انگلیس تلقی شد (تیلر، ٢٨-٢٧؛ کیمشه، ٨٠؛ صدقه، ٣١-٣٢). این اعلامیه در کنفرانس متفقین در سان رِموی ایتالیا در آوریل ١٩٢٠نیز مورد تأیید قرار گرفت و تصمیم گرفته شد قیمومت فلسطین که اعلامیۀ بالفورد در چهارچوب آن قرار میگرفت، به انگلیس واگذار شود (آنتونیوس، ٣٠٥؛ جودائیکا، IV/ ١٣٥؛ منوهین، ٧٩؛ سلیم، ٢١؛ کیالی، تاریخ، ١٥٣، ١٥٨-١٥٩). سرانجام جامعۀ ملل نیز در ٢٤ ژوئیه ١٩٢٢م/ ٢ مرداد ١٣٠١ش رسماً قیمومت فلسطین را به انگلیس عطا مرد (ابان، ٣٥٩؛ جودائیکا، همانجا). از سوی دیگر، اعلامیۀ بالفور در مادۀ ٩٥ معاهدۀ سِوْر که میان متفقین و دولت عثمانی منعقد گردید، گنجانده شد (تیلر، ٢٨؛ سلیم، همانجا).
بازتابها و مخالفتها
یکی از مخالفان سرسخت اعلامیۀ بالفور، ادوین مونتاگیو از یهودیان سرشناس ضد صهیونیست و وزیر خزانهداری وقت انگلیس بود که صهیونیسم و تشکیل دولتی یهودی را با وفاداری یهودیان نسبت به کشورهای متبوع خود و نیز با حقوق اعراب متعارض میدانست (آبان، ٣٥٧؛ وایزمن، ٢٠٢؛ جفریز، ١/ ٢٥٩، ٢٦٢-٢٦٤؛ کیالی، همان، ١٠٠، ١٠٣، حاشیه). از نخستین کسانی که دربارۀ اعلامیۀ بالفور اعلام خطر کرد. لُرد کرزن سیاستمدار معروف انگلیسی بود. او یک هفته قبل از انتشار اظهار داشت که فلسطینیان با نیم میلیون جمعیت هرگز تن به واگذاری زمین و مایملک خود به مهاجران یهودی نخواهند داد. همچنین برخی از گروههای یهودی در اروپا و آمریکا نیز با اصل ایجاد میهن ملی بهود، مخالف بودند (فهمی، ١٠٣؛ طیباوی، ٢٢١؛ جفریز، ١/ ٢٦٤؛ وایزمن، ٣٢٥، ٣٢٦؛ الموسوعة، ١/ ٤١٧).
دولت نظامی انگلیس در فلسطین، مضمون اعلامۀ بالفور را تا پس از تفویض قیمومت فلسطین به انگلسان در کنفرانس سانرموی ایتالیا در آوریل ١٩٢٠ رسماً برای ملت فلسطین فاش نکرد. در پی انتشار متن اعلامیۀ بالفور و قطعنامۀ کنفرانس سانرمو، اعتراضات سراسر فلسطین را فرا گرفت و درگیریهای پراکندهای در طول مرزهای فلسطین و سوریه رخ داد (کیالی، همان، ١٥٨-١٥٩؛ الموسوعة، همانجا). پس از آن در ١٩٢١م یک هیأت رسمی از جانب فلسطینیان برای درخواست لغو اعلامیۀ
بالفور به لندن رفت. این هیأت اعلامیۀ بالفور را با مادۀ ٢٢ اعلامیۀ جامعۀ ملل، و نیز با معاهدات انگلستان در قبال شریف حسین متعارض میدانست (نک : کیالی، همان، ١٨٣-١٨٤، ١٨٦؛ الموسوعة، ١/ ٤١٧-٤١٨).
فلسطینیان عقیده داشتند که اعلامیۀ بالفور حق خودمختاری را از آنها سلب میکند و افزایش مهاجرت یهودیان باعث انقیاد اقتصادی و سیاسی آنان از یهودین اروپایی خواهد شد. آنان با تشکیل انجمنها و جمعیتها و برپایی کنگرهها و کنفرانسها در فلسطمین و سوریه مخالفت خود را با اعلامیه ابراز کردند (کیالی، وثائق...، ١٨-١٩، ٤٨-٥٠، تاریخ، ١٢١-١٢٤، ١٤٠، ١٥٨-١٥٩، ١٨٤، ﺟﻤ ؛ رایت، ٨). در صحنۀ اجتماعی نیز تظاهرات و اعتراضات مردمی بساری در سراسر فلسطین به قوع پیوست و استمرار آنها از ١٩٢٠ تا ١٩٢٢م منجر به انتشار «کتاب سفید» از جانب چرچیل گشت. وی در این کتاب ضمن تشریح عبارت «میهن ملی» و اشاره به محدود ساختن مهاجرت یهودیان، با در نظر گرفتن شرایط و گنجایش اقتصادی کشور و منع فروش زمین به یهودیان و تأسیس پارلمانی متشکل از اکثریت نمایندگان منتخب مردم فلسزین، سعی کرد بر موج مخالفت موجود در پارلمان انگلیس و مطبوعات بر ضد قومیتِ توأم با اجرای اعلامیۀبالفور فائق آید (کریسی، ٢؛ ٣٧٩؛ کیالی، همان، ١٨٧، ١٩٦-١٩٧؛ الموسوعة، ١/ ٤١٧).
تصویب این اعلامیه از جانب جامعۀ ملل و چوامع بینالمللی دیگر در سراسر جهان و نتایج حاصل از آن، بحرانها و مجادلات بیشماری ایجاد کرد که همچنان ادامه دارد. سالروز انتشار اعلامیۀ بالفور همراه با اعتراضات و تظاهرات وسیعی یاد میشود (کیالی، همان، ﺟﻤ ؛ الموسوعة، ١/ ٤١٨؛ مِلمن، ١٩). اسناد ومدارک دورۀ ١٩١٥-١٩٢٠م نامۀ بالفور به عنوان یک سند تاریخی در موزۀ لندن نگاهداری میشود (لیلینتال، «رابطه»، ٧٣٧؛ جودائیکا، IV/ ١٣١).
مآخذ
جغریز، ج.م. ن.، فلسطین الیکم الحقیقة، ترجمۀ احمد خلیل الحاج، قاهره، ١٩٧١م؛
سلیم، محمد، عبدالرئوف، نشاط الوکالة الیهودیة لفلسطین، مؤسسة العربیة للدرسات و النشر، ١٨٢م؛
صدقه، نجیب، قضیة فلسطین، به کوشش عبدالرحمان عزامپاشا و جمال حسینی، بیروت، ١٩٤٦م؛
طربین، احمد، فلسطین، فی خطط الصهیونیة و الاستعمار ١٨٩٧-١٩٢٢، معهد البحوث و الدراسات العربیة، ١٩٧٠م؛
فهمی، ویلیان، الهجرة الیهودیة الێ فلسطین المحتلة، معهد البحوث و الدرسات العربیة، ١٩٧١م؛
کیالی، عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، ترجمۀ محمد جواهر کلام، تهران، ١٣٦٦ش؛
همو، وثائق المقاومة الفلسطینیة العربیة، بیروت، ١٩٨٨م؛
گارودی، روژه، ماجرای اسرائیل، صهیونیسهم سیاسی، ترجمۀ منوچهر بیات، مشهد، ١٣٦٤ش؛
الموسوعة الفلسطینیة، القسم العام، دمشق، ١٩٨٤م؛
نیز:
Antonius, G., The Arab Awakening, Beirut, Lenanon, Boolshop;
Drysdale, A., the Middle East and North Afrika, New York, ١٩٨٥;
Ebhan, A., my People. Behrman House, ١٩٦٨;
Judiaca;
Limche, J., Palestine or lsrael, London, ١٩٧٣;
Kirisci, K., the PLO and world politics, london, ١٩٦٨;
Lilienthal, A., what Price Lsrael? Beirut, ١٩٦٩;
id. The zionist connection, new york, ١٩٧٨;
Mansfeild, O, the Arabs, New York, ١٩٨٣;
melman, Y. and D. Raviv, Behind the Uprising, London, ١٩٨٩;
Menuhin , M., the Decadence of jedaism in our Time, Beirut, ١٩٦٩;
sokolow N., History of zionism, London١٩١٩l;
stevens, R., Zionism and palestine Before the Mandate, Beirut, ١٩٧٢;
Taylor, A., Prelude to Israel. Beirut, ١٩٧٠;
Tibawi, A.L., Anglo- Arab Relations, London , ١٩٧٨;
Weizman, Ch., Trial and Error, London, ١٩٥٠;
Wright, C. A., facts and Fabels: the Arab- israeil coflict, new york, ١٩٨٩.
نادیژا خارچینکو