دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٥٢ - ازهر بن یحیی
ازهر بن یحیی
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٣ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَزْهَرِبْنِ یَحْیى، ابن زهیربن فرقدبن سلیم (یا سلیمان) بن ماهان، معروف به «ازهرخر» (د پس از ٢٧٦ق/ ٨٨٩م) پسرعم و سپهسالار با تدبیر یعقوب و عمروبن لیث صفاری.
آگاهی ما از زندگی ازهر، اندک و منحصر به حدود نیمۀ دوم سدۀ ٣ق و آن هم بیشتر برگرفته از تاریخ سیستان است. گفتهاند که او به خسروپرویز، پادشاه ساسانی، نسب میبرد. کاردان و شجاع بود و در پیروزیهای یعقوب و عمرو نقش بسزایی ایفا کرد (تاریخ سیستان، ٢٠٤، ٢٦٩). به تدبیر همو در ٢٤٨ق، هزار تن از خوارج که تهدید جدّی برای حکومت یعقوب به شمار میآمدند، بدو پیوستند و در زمرۀ سپاهیانش درآمدند (همان، ٢٠٥).
در ٢٥٤ق/ ٨٦٨م چون یعقوب لیث به کرمان حمله کرد، ازهر با رشادت سردار سپاه دشمن را که طوق بن مفلس (یا مغلس) نامیده میشد، اسیر کرد و با اسارت او، جنگ به پیروزی یعقوب انجامید (همان، ٢١٣؛ قس: طبری، ٩/ ٣٨٢-٣٨٣، که این رخداد را بی ذکر نام ازهر در حوادث سال ٢٥٥ق آورده است).
یعقوب در ٢٦١ق/ ٨٧٥م به هنگام حمله به فارس، ازهر را به عنوان جانشین خود در سیستان باقی گذاشت (تاریخ سیستان، ٢٢٥). پس از درگذشت یعقوب در ٢٦٥ق و جانشینی برادرش، عمرولیث، ازهر به امیر جدید پیوست و به عنوان سرداری شجاع، او را نیز در نبردها یاری رساند. در ٢٧٦ق/ ٨٨٩م در غیاب عمرو، چون برادرش علی بن لیث که در قلعۀ بم زندانی بود، فرار کرد و همراه با گروهی به سیستان تاخت، احمدبن شهفور و ازهر به مقابله شتافتند و او را به خراسان گریزاندند (تاریخ سیستان، ٢٤٧؛ افشار، ١٦٩).
دربارۀ لقب او (ازهرخر) حکایات مختلفی در منابع نقل شده است که بر اساس آنها، بعضی از ویژگیهای اخلاقی، مانند شوخطبعی، سادهلوحی و فروتنی فراوان او را میتوان منشأ این لقب دانست، حتى بعدها به پارهای از همین حکایات مثل میزدند (نک : تاریخ سیستان، ٢٦٩-٢٧١؛ رشید وطواط، ١٠٥؛ باستانی، ٢٣-٢٤، ٥٩-٦٠). دربارۀ جوانمردی او نیز داستانهایی نقل شده است.
ازهر نزد یعقوب از مقام شایستهای برخوردار بود و یکبار از نفوذ خود بهره برد و فردی را از مرگ حتمی رهانید. یعقوب او را چنان بزرگ میداشت که به هنگام ورود رسول خلیفه به سیستان، فرمان داد که نخست به سرای ازهر فرود آید (تاریخ سیستان، ٢٧٠-٢٧٢). دربارۀ ارادتمندی و وفاداری ازهر به عمرو نیز، حکایتی در قابوسنامه (عنصرالمعالی، ٩٦) نقل شده است. به روایت تاریخ سیستان ازهر افزون بر شجاعت و دلاوری، «مردی ادیب و دبیر بود» (ص ٢٦٩).
مآخذ
افشار سیستانی، ایرج، بزرگان سیستان، تهران، ١٣٦٧ش؛
باستانی پاریزی، محمدابراهیم، یعقوب لیث، تهران، ١٣٤٤ش؛
تاریخ سیستان، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٤ش؛
رشید وطواط، محمد، حدائق السحر فی دقائق الشعر، به کوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٥٨ش؛
طبری، تاریخ؛
عنصرالمعالی، کیکاووس، قابوسنامه، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ١٣٦٤ش.
علی رفیعی