دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥١ - اینانج
اینانج
نویسنده (ها) :
ابوالفضل خطیبی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اینانْج، حسامالدین سنقر (مق ٥٦٤ یا ٥٦٥ ق/ ١١٦٩ یا ١١٧٠ م)، حاكم ری و از امرای قدرتمند اواخر دورۀ سلجوقی. وی از غلامان سلطان سنجر سلجوقی (حك ٥١١-٥٥٢ ق) و از دلاوران مشهور سپاه او بود (ابن اثیر، ١١/ ١٨٤؛ ابن اسفندیار، ٩٢). چون سنجر از غزان شكست خورد، اینانج به ری گریخت و بر آن ولایت چیره شد و به اطاعت سلطان محمد بن محمود سلجوقی فرمانروای همدان و اصفهان گردن نهاد (ابن اثیر، همانجا؛ ظهیرالدین، ٦٧).
پس از مرگ سلطان محمد در ٥٥٤ق/ ١١٥٩م اینانج بر نواحی مجاور ری نیز مستولی شد و نیرویش چنان فزونی گرفت كه به گفتۀ بنداری (ص ٢٦٢-٢٦٣)، امرای سلجوقی از او خواستند كه یكی از شاهزادگان را به پادشاهی بنشاند. اندكی بعد (٥٥٥ ق) به پایمردی اینانج و حمایت خلیفۀ عباسی، سلیمان شاه، عموی سلطان محمد بر تخت نشست (ظهیرالدین، ٧٦؛ نیز نك : قمی، ١٨٣). چون اینانج به ری بازگشت، سلیمان شاه چنان در خوشگذرانی فرو رفت كه امرای سلجوقی به رهبری شرفالدین گردبازو ٧ ماه بعد او را سرنگون كردند. پس از آن شمسالدین ایلدگز، از امرای معروف سلجوقی كه چندی بعد، سلسلۀ اتابكان آذربایجان (ه م) را بنیاد نهاد، پسر خواندۀ خود شاهزاده ارسلان بن طغرل را به همدان آورد و بر تخت سلطنت نشاند (بنداری، ٢٧١؛ ظهیرالدین، همانجا؛ راوندی، ٢٧٧- ٢٧٩؛ حسینی، ٢٥٧- ٢٥٨). اینانج نیز خود را مطیع ایلدگز خواند، ولی در نهان با امرای دیگر بر ضد او به كار پرداخت. اینان محمد بن طغرل را به سلطنت شناختند و ارسلان و ایلدگز نیز به جنگ آمدند و اینانج و یارانش را بشكستند (٥٥٥ یا ٥٥٦ ق) و به ری گریزاندند (بنداری، ٢٧١-٢٧٣؛ نیز نك : بازورث، ١٧٧-١٧٨).
اینانج سپس از ری به طبرستان نزد پادشاه باوندی، ملك علاءالدوله شرفالملوك حسن بن رستم (نك : ه د، آل باوند)، و از آنجا به گرگان نزد خواجه تاش مؤید ای ابه رفت و با یاری سپاهی كه ایشان به او داده بودند، آهنگ ری كرد (ابن اسفندیار، ١٠٩-١١٠). ارسلان وایلدگز نیز در اوایل سال ٥٦١ ق/ ١١٦٦ م راهی ری شدند. سفیران اینانج و شاه مازندران در دولاب ری به حضور ارسلان رسیدند و ارسلان موافقت كرد كه اینانج فقط در امارت ری باقی بماند و گلپایگان و ساوه را از او بازگرفت.
اینانج در زمستان ٥٦٣ ق/ ١١٦٨م بار دیگر آهنگ ری كرد و بر آنجا چیره شد. از آن سو ارسلان و ایلدگز نیز در ٥٦٤ ق به ری شتافتند. پس از جنگی سخت سرانجام اینانج به صلح راضی شد و امان خواست؛ اما روز بعد كه قرار بود نمایندگان دو طرف برای صلح دیدار كنند، اینانج را در خیمه گاه خود كشته یافتند (ظهیرالدین، ٧٨-٨١؛ راوندی، ٢٩٦). گفتهاند كه اینانج با دسیسۀ وزیر خود، سعدالدین اَشل كه نهانی به شمسالدین ایلدگز پیوسته بود، به قتل رسید (برای شرح این ماجرا، نك : حسینی، ٢٦٤-٢٦٧؛ بنداری، ٢٧٧). پیكر او را بر دامنۀ كوه طبرك ــ نقاره خانۀ فعلی در دو كیلومتری كوه بیبی شهربانو ــ به خاك سپردند (ابن اسفندیار، ١١١-١١٢؛ دربارۀ طبرك، نك : كریمان، ٤٦٧-٤٧٠).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن اسفندیار، محمد، تاریخ طبرستان، به كوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٠ش؛
بنداری اصفهانی، فتح، زبدة النصرة، مختصر تاریخ آل سلجوق عمادالدین كاتب، بیروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
حسینی، علی، زبدة التواریخ، به كوشش محمد نورالدین، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
راوندی، محمد، راحة الصدور، به كوشش محمد اقبال، تهران، ١٣٣٣ ش؛
ظهیرالدین نیشابوری، سلجوقنامه، تهران، ١٣٣٢ش؛
قمی، نجمالدین، تاریخ الوزراء، به كوشش محمدتقی دانشپژوه، تهران، ١٣٦٣ ش؛
كریمان، حسین، ری باستان، تهران، ١٣٥٤ش؛
نیز:
Bosworth, C. E., «The Political and Dynastic History of the Iranian World», The Cambridge History of Iran, Cambridge, ١٩٦٨, vol. V.
ابوالفضل خطیبی