دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٨٢ - جمالالدین شروانی
جمالالدین شروانی
نویسنده (ها) :
روزبه زرین کوب
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَمالُالدّینِ شِرْوانی، یا شیروانی، از آخرین وزیران و دیوانسالاران ایرانی عصر ایلخانیان. وی را جمالالدین حاجی هم نامیدهاند (میرخواند، ٥ / ٥٤٠؛ عبدالرزاق، ١٣٠؛ خواندمیر، حبیب ... ، ٣ / ٢٢٥). دربارۀ خاندان او نکتۀ قابل ملاحظهای در منابع نیامده است. از نسبت او و پدرش، تاجالدین علی شروانی، پیدا ست که از مردمان اَرّان، در شمال آذربایجان بودهاند و پدر جمالالدین نیز چندی حاکم برخی از سرزمینهای عربنشین ــ احتمالاً عراق عرب ــ بوده است (عبدالرزاق، همانجا؛ خواندمیر، دستور ... ، ٣٣٢).
در روزگار ابوسعید (حک ٧١٧-٧٣٦ق / ١٣١٧-١٣٣٥م)،آشفتگی امور و ناامنی قلمرو ایلخانیان، حکومت آنها را به سوی انحطاط میبرد (نک : حافظ ابرو، ١٨٤، ١٨٩-١٩٠)، چنان که پس از مرگ وی، حکومت ایلخانیان عملاً منقرض شد. ابوسعید چون پسر نداشت و در دوران ایلخانی غازان (٦٩٤-٧٠٣ق / ١٢٩٥-١٣٠٤م) نیز بسیاری از شاهزادگان خاندان هلاگو کشته شده بودند، تخت ایلخانی تهی ماند. از اینرو، غیاثالدین محمد، فرزند رشیدالدین فضلالله همدانی که در ١٠ سال آخر عمر ابوسعید وزارت او را به عهده داشت (نک : اقبال، ٣٣٥؛ اشپولر، ٢٤٠)، پس از مشورت با برخی از امیران و خاتونانِ دربار ابوسعید، آرپاخان (یا آرپاکاوون)، یکی از نوادگان اریق بوقا (یا بوکا)، برادر هلاگو را که مورد تأیید ابوسعید نیز بود، در ١٣ ربیعالآخر ٧٣٦ق / ٣٠ نوامبر ١٣٣٥م به ایلخانی نشاند (اقبال، ٣٤٩؛ اشپولر، ١٢٧-١٢٨).
چندی بعد، به فرمان آرپاخان، بغداد خاتون، همسر ابوسعید و دختر امیرچوپان، به اتهام دست داشتن در قتل ابوسعید کشته شد (٧٣٦ق / ١٣٣٥م) (بویل، ٤١٣)؛ اما دلشادخاتون، زنِ دیگر ابوسعید و دختر دمشق خواجه، از اردو گریخت و نزد امیرعلی پادشاه، رئیس قبیلۀ اویرات و حاکم دیار بکر که دایی ابوسعید بود، رفت (حافظ ابرو، ١٩٣؛ عبدالرزاق، ١٢٥؛ اقبال، همانجا) و به همداستانی با شمار دیگری از بزرگان و امیرانِ روزگار ابوسعید به تکاپو برخاستند تا امیرعلی یکی از اخلاف هلاگو به نام موسىخان ــ نوادۀ بایدو ــ را به ایلخانی برداشت و او را در اوجان (نزدیک تبریز) بر تخت نشاند و وزارتش را به جمالالدین شروانی سپرد (اقبال، ٣٥٢؛ بیانی، ١٨). امیرعلی و موسى خان در ١٧ رمضان ٧٣٦ق / ٢٩ آوریل ١٣٣٦م کنار رودخانۀ جَغَتو (= زرینهرود) سپاه آرپاخان را در هم شکستند و او را به قتل آوردند (فصیح، ٣ / ٤٧؛ بویل، همانجا؛ اقبال، ٣٥٠؛ رومر، ٤٢-٤٣).
با این همه، برخی از امیران بزرگ به ایلخانیِ موسىخان و قدرت یافتن امیرعلی پادشاه تن در ندادند؛ و چون هنوز کینههای کهن میان قوم اویرات و دیگر امیران مغول زنده بود، شماری از ایالات به رهبری شیخ حسن بزرگ ایلکانی و حاجی طُغای بر ایلخان شوریدند. سرانجام، کار به جنگ کشید و در ١٤ ذیحجۀ ٧٣٦ق / ٢٤ ژوئیۀ ١٣٣٦م در محلی به نام نوشهر یا قَرا درّه، از توابع آلاتاغ نبردی رخ داد که در نتیجۀ آن، سپاه موسىخان مغلوب، و امیرعلی پادشاه کشته شد (اهری، ١٦١-١٦٢؛ فصیح، ٣ / ٤٨؛ بویل، ٤١٤؛ اشپولر، ١٠٩؛ اقبال، ٣٥٣؛ بیانی، ١٨-٢٠). بدینترتیب، وزارت جمالالدین نیز پایان یافت.
به گزارش برخی از منابع، جمالالدین شروانی که اعتمادی به تداوم حکومت موسىخان نداشت، در ایام کوتاه وزارت خود به دلجویی از مردم پرداخت (میرخواند، همانجا؛ عبدالرزاق، ١٣٠؛ خواندمیر، دستور، همانجا).
مآخذ
اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول، از حملۀ چنگیز تا تشکیل دولت تیموری، تهران، ١٣٦٤ش؛
اهری، ابوبکر، تاریخ شیخ اویس، به کوشش وان لون، لاهه، ١٣٧٣ق / ١٩٥٤م؛
بیانی، شیرین، تاریخ آل جلایر، تهران، ١٣٤٥ش؛
حافظ ابرو، عبدالله، ذیل جامع التواریخ رشیدی، به کوشش خانبابا بیانی، تهران، ١٣٥٠ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، تهران، ١٣٣٣ش؛
همو، دستور الوزراء، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣١٧ش؛
رومر، ه . ر.، ایران در راه عصر جدید (تاریخ ایران از ١٣٥٠ تا ١٧٥٠م)، ترجمۀ آذر آهنچی، تهران، ١٣٨٠ش؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٣ش؛
فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به کوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
نیز:
Boyle, J.A., «Dynastic and Political History of the Il-Khāns», The Cambridge History of Iran, vol. V, ed. J.A. Boyle, Cambridge, ١٩٦٨;
Spuler, B., Die Mongolen in Iran, Leiden, ١٩٨٥.
روزبه زرینکوب