دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٢٦ - اشکنجی
اشکنجی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢٣ شهریور ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَشْكِنْجی، یا اَشكینجی، اَشكنُجی، اصطلاحی در سازمان نظامی دولت عثمانی، به معنی سرباز آمادۀ رزم؛ همچنین نام سپاهی مركب از افراد تعلیم دیده به سبك اروپایی در دوران محمود دوم (سل ١٢٢٣-١٢٥٥ ق / ١٨٠٨- ١٨٣٩ م).
كلمۀ اَشكن یا اشكین به معنی دوان، روان و اسب تندرو (كاشغری، ١٠٠؛ سامی، ١١٩) از مصدر اشمك، به معنی كاویدن، مسارعت در جنگ (همانجا)، فرستادن سربازان به مأموریت و یا جابهجایی آنهاست (پاكالین، I / ٥٦٣) كه در تركی عثمانی «ملازمت» گفته میشود (سامی، ١٣٩٩؛ EI٢, II / ٧١٤) و اشكینجی به معنی پیك سوار تندرو است (كاشغری، همانجا).
اشكنجی در سپاه عثمانی به سربازی گفته میشد كه برای شركت در سفرهای جنگی به ارتش میپیوست (اوزون چارشیلی، I / ٤٣٠, ٤٥٦). در تشكیلات ینیچری هم گروه یا سازمانی با عنوان اشكینجی اجاغی وجود داشت (نک : پاکالین؛ I / ٥٦٠). اشکنجی در تعبیری ویژه به سربازان احتیاط كه از میان رعایا برگزیده و تجهیز میشدند («دائرةالمعارف ... »، XI / ٤٦٩) و تأمین هزینۀ آنان در جنگ بر عهدۀ همان رعایا بود (EI٢، همانجا)، اطلاق میشد. در نظام زمینداری دولت عثمانی كه آن را «تیمار» میگفتند، صاحبان تیمار هم اشكینجی خوانده میشدند (صورت ... ، ٦٣, ١٠٨-١٠٩؛ نیز EI٢، همانجا). گروهی از تیمارداران كه آنها را «مُلك تیمار» مینامیدند (نك : پاكالین، II / ٦١٣)، شخصاً در لشكركشیها، شركت نمی كردند و به جای خود افرادی را به عنوان اشكینجی میفرستادند كه «جبه لو» (= سلاحدار) خوانده میشدند («دائرةالمعارف»، EI٢، همانجاها). آن دسته از صاحبان تیمار كه به جای شركت در جنگ در قرارگاهها و قلعهها اقامت میكردند، محافظ و قلعه اَری نامیده میشدند (اینالجیك، مقدمه، ٢٣، حاشیۀ EI٢; ١٢٤، همانجا). همچنین آن عده از افراد سپاه كه به كارهای غیررزمی اشتغال داشتند، مانند مُسلّمها، یایاها، یاماقها، یوروكها و ... ، موظف بودند همه ساله شمار معینی اشكینجی به دولت تحویل دهند. این گروههای غیررزمی كه در دستههای ٥، ١٠، ٢٤-٣٠ نفری سازمان داده میشدند، از میان خود از هر دسته ٣ یا ٥ نفر اشكنجی انتخاب كرده، به سپاه میفرستادند و بقیه افراد ذخیره و احتیاط محسوب میشدند («دائرةالمعارف»، همانجا؛ میدان لاروس، IV / ٤٠١). اشكنجیهای وابسته به گروه پشتیبانی، در پشت جبهه به كارهایی مانند ساختن پلها، راهها، برج و باروها و ... میپرداختند (همانجاها).
در زمان فرمانروایی محمد فاتح، یاماقها هزینۀ اشكنجیها را تأمین میكردند. میزان این هزینه كه آن را «خرجلیق» (= خرجی)، و یا رسمِ اغنام میگفتند، برای هر یاماق ٥٠ آقچه بود كه در مواقع جنگ و صلح پرداخت میشد. در دوران بایزید دوم مقرر شد كه این مبلغ در زمان لشكركشیها و فقط برای یك بار پرداخت شود (همانجاها؛ EI٢، همانجا). برای تأمین هزینۀ خورد و خوراك هر یك از اشكنجیهایی كه در لشكركشیها شركت میكردند، دو سكۀ طلا به صندوق واحدی كه عضو آن بودند، پرداخت میشد (میدان لاروس، همانجا).در شبه جزیرۀ بالكان از هر ١٠خانوار یك نفر با تمام تجهیزات بهعنوان اشكنجی در جنگ شركت میكرد. این اشكنجیها را وُیْنوق مینامیدند (اینالجیك، فاتح ... ، ١٥٤؛ ارجان، .(٤٩ اشكنجیها به تیر و كمان و سپر مسلح بودند و هر ١٠ نفر یك اسب و یك چادر در اختیار داشتند (EI٢, II / ٧١٥) در سدۀ ٩ ق / ١٥ م بخش بزرگی از ارتش عثمانی را اشكنجیها تشكیل میدادند. سلطان محمدفاتح برای افزایش افراد و توان رزمی سپاه عثمانی، در رمضان ٨٨١ / دسامبر ١٤٧٦ فرمانی صادر كرد كه به موجب آن دارندگان زمینهای وقفی و املاك شخصی نیز موظف به فرستادن اشكنجی بودند. بعدها مفاد این فرمان در سراسر امپراتوری به ویژه در آناتولی مركزی و شمالی به اجرا درآمد. به این نوع املاك «اشكنجلو» گفته میشد (همانجا).
در دورهای مقرری اشكنجیها به صورت اوراق و بُنهایی پرداخت میشد كه آن را «اشكنجی اسامهسی» میگفتند. برای تقدیر از خدمات اشكنجیها در فتح قلعۀ آناپولی در شبه جزیرۀ موره در ١١٥٢ ق / ١٧٣٩ م دولت عثمانی به دارندگان این بنها اجازه داد كه بازنشسته شوند. فروش این بنها و تبدیل آنها به پول نقد موجب ضررهایی برای خزانۀ دولت گردید (پاكالین، I / ٥٦٢). سازمان و تشكیلات اشكنجی تا نیمۀ سدۀ ١٠ ق / ١٦ م به عنوان بافت اصلی سپاه عثمانی همچنان اهمیت خود را حفظ كرد. با گسترش استفاده از سلاح گرم در سازمان سپاه، به تدریج از اهمیت اشكنجیها كاسته شد.
در روزگار سلیم سوم، برنامۀ اصلاحات نظامی ـ اداری او با مخالفت و شورش ینیچریها مواجه شد و وی جان خود را بر سر این كار نهاد. اما نهالی كه او كاشت، ١٨ سال بعد، در زمان محمود دوم به بار نشست (اوزون چارشیلی، II / ٢٦٨). ناتوانی ینی چریها در دفاع از قلمرو دولت در برابر دشمنان خارجی و فرونشاندن ناآرامیهای داخلی و قیامها (همو، I / ٥٣٢؛ شاو، ٢ / ٥١؛ باربر، ١٢٦) از یك سو، و درخشش سپاه آموزش دیدۀ محمدعلی پاشای مصری، معروف به «جهادیه» (راسم، ٤ / ١٨٠٥) از سوی دیگر، ضرورت ایجاد ارتش تعلیم دیده به شیوههای جدید را آشكار میكرد (اوزون چارشیلی، I / ٥٣٢-٥٣٣؛ باربر، همانجا). از این رو، سلطان محمود تصمیم گرفت با گزینش افرادی از میان ینی چریها، سپاه نوینی به نام اشكنجی ایجاد كند. برای اطمینان از همكاری فرماندهان رده بالای ینی چریها، با آنها تماس گرفته
شد؛ میان دولتمردان، دیوانسالاران، صدر اعظم و شیحالاسلام دربارۀ صدور فتوا برای لزوم آموزش اصول و فنون نظامی و آشنایی با سلاحهای جدید (جودت، ١٢ / ٢٦٣-٢٦٦) بحث و تبادلنظر شد و اساسنامۀ تشكیل سپاه جدید كه به «لایحۀ اشكنجی» معروف است، تدوین گردید و «خط همایون» صادر شد (همانجا، اوزون چارشیلی، I / ٥٣٤-٥٣٦).
آموزش سپاه جدید، مدتی پس از تصویب لایحه، به معلمان و مربیان مصری سپرده شد (هامر پورگشتال، ٥ / ٣٦٦٦). فرماندهان سپاه جدید نیز كه آنها را «اشكنجی ناظری» و یا «اشكنجی نفراتی ناظری» مینامیدند، برگزیده شدند (پاكالین، I / ٥٦٣). ٣ روز پس از شروع آموزش، ینیچریها و كسانی كه موجودیت خود را با تشكیل سپاه اشكنجی در خطر میدیدند، با حمله به منازل رؤسای سپاه و دیگر دولتمردان، دست به شورش زدند (جودت، ١٢ / ١٥٤ به بعد؛ شاو، ٢ / ٥٣؛ اوزون چارشیلی، I / ٦٠٧-٦٠٨). اما سلطان محمود كه چنین واكنشهایی را پیشبینی كرده، و سپاهی مركب از ١٤ هزار نفر آماده ساخته بود، دستور مقابله داد و سپاه ینیچریها سركوب شد (باربر، همانجا؛ شاو، ٢ / ٥٣-٥٤؛ اوزون چارشیلی، همانجا). این ماجرا در تاریخ عثمانی به «واقعۀ خیریه» معروف است (همانجاها). به این ترتیب، سپاه ینیچری منحل گردید. در پی آن پس از مدتی كوتاه سپاه اشكنجی نیز برچیده شد و ارتش جدیدی به نام «عسكر منصورۀ محمدیه» به جای آن تأسیس گردید (ووسینیچ، ٣٣؛ «دائرةالمعارف»، XI / ٤٧١).
مآخذ
باربر، نوئل، فرمانروایان شاخ زرین، ترجمۀ عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
جودت، احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٠٩ ق؛
راسم، احمد، عثمانلی تاریخی، استانبول، ١٣٢٧- ١٣٢٩ ق؛
سامی، شمسالدین، قاموس تركی، استانبول، ١٣١٧ ق؛
شاو، ا. ج. و ا. ك. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ ش؛
كاشغری، محمود، دیوان لغات الترك، استانبول، ١٣٣٣ ق؛
ووسینیچ، وین، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ سهیل آذری، تهران، ١٣٤٦ ش؛
هامر پورگشتال، یوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ میرزا زكی علیآبادی، تهران، ١٣٦٩ ش؛
نیز:
EI٢; Ercan, Y., Osmanlı imparatorluğunda Bulgarlar ve Voynuklar, Ankara, ١٩٨٩; İnalcık, H., Fatih devriüzerinde tetkikler ve vesikalar, Ankara, ١٩٨٧; id, introd. (vide: Süret-i ... ); Meydan-Larousse, Istanbul, ١٩٨٧; Pakalın, M. Z., Osmanlı tarih deyimleri ve terimleri sözlüğü, Istanbul, ١٩٤٦; Sûreti-i de fter-i sancak-i Arvanid, ed. H. İnalcık, Ankara, ١٩٨٧; Türkiye diyanet vak fi İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٥; UzunçarŞılı, İ. H., Osmanlı devleti teŞkilâtından Kapukulu ocakları, Ankara, ١٩٨٤.
علیاكبر دیانت