دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨٠ - حذیفة بن یمان
حذیفة بن یمان
نویسنده (ها) :
بخش تاریخ
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُذَیفَةِ بْنِ یَمان، ابوعبدالله (د ٣٦ ق / ٦٥٦ م)، صحابی مشهور پیامبر (ص) از انصار. وی از قبیلۀ عدنانی سعد العشیرة، تیرۀ بنیعَبس بود، اما خانوادۀ او از طریق حِلف، از قبیلۀ اوسی بنی عبدالاشهَل، در یثرب شمرده میشدند (نک : کلبی، ٤٤٠، ٤٤٧). پدرش حسیل نام داشت و شهرت یمان، از آنِ پدر حذیفه یا یکی از نیاکان او ست (همو، ٤٤٠؛ واقدی، ١ / ٢٣٣؛ بلاذری، انساب ... ، ١ / ٣٨٩، فتوح ... ، ٣٠٦-٣٠٧).
حذیفه و پدرش، پس از هجرت پیامبر (ص) به یثرب، به اسلام درآمدند (ابنحجر، الاصابة، ١ / ٣٣٢) و او پذیرفت که از انصار شمرده شود (ابنقتیبه، ٢٦٣؛ دربارۀ پیوند برادری میان او و عمار یاسر، نک : ابنسعد، ٣ / ٢٥٠). حذیفه در غزوۀ بدر شرکت نکرد (همو، ٧ / ٣١٧؛ مسلم، ٥ / ١٧٧؛ نیز نک : ابناثیر، ١ / ٣٩١)، اما با پدر و برادرش در غزوۀ احد حضوریافت (ابنسعد، ابناثیر، همانجاها؛ نیز نک : خطیب، ١ / ١٦١؛ ابن عبدالبر، ٢ / ٧٢٦). در غزوۀ خندق، اندکی پیش از آنکه مشرکان دست از محاصره بکشند، حضرت رسول (ص) حذیفه را مأمور کرد تا از وضع ایشان آگاهییابد (ابنهشام،٢ / ٧١٢-٧١٣؛ واقدی، ٢ / ٤٨٨-٤٩٠؛ نیز نک : ابنسعد، ٢ / ٦٩). هنگام بازگشت از تبوک، چون شماری از منافقان قصد جان پیامبر (ص) کردند، آن حضرت حذیفه را فرستاد تا ایشان را پراکنده کند (واقدی، ٣ / ١٠٤٢-١٠٤٣).
حذیفه پس از وفات حضرت رسول (ص)، در جریان فتوح بخشهایی از سرزمین ایران شرکت داشت؛ گرچه روایات در این باب، در جزئیات همداستان نیستند. وقتی در خلافت عمر بن خطاب، ابوموسى اشعری در نواحی خوزستان مشغول تاخت و تاز بود، عمار بن یاسر عامل کوفه، گروهی از کوفیان را به یاری او گسیل داشت که، ازجملۀ آنان حذیفة بن یمان را باید یاد کرد، که بر جناح چپ سپاه فرماندهی یافت (بلاذری، همان، ٣٨٠؛ دربارۀ سکونت حذیفه در کوفه، نک : ابونعیم، معرفة ... ، ٢ / ٢٦).
در ١٩ یا ٢١ ق / ٦٤٠ یا ٦٤٢ م، چون خلیفه عمر، نُعمان بن مُقرِّن مُزَنی را به نبرد با ایرانیان گسیل داشت، حذیفه را نیز جانشین او قرار داد (بلاذری، همان، ٣٠٢؛ نیز نک : خلیفه، ١ / ١٤٣-١٤٤؛ طبری، ٤ / ١١٥، ١١٩، ١٢٧). پس از کشته شدن نعمان، حذیفه از فرماندهان فاتح نهاوند بهشمار رفت (بلاذری، همان، ٣٠٤-٣٠٦؛ نیز نک : طبری، ٤ / ١١٦، ١٣٢؛ ابنحُبَیش، ٢ / ٣٢٧). حذیفه در نواحی نهاوند بود که حکومت آذربایجان یافت و بدان سوی لشکر کشید. وی به اردبیل درآمد و گرچه مرزبان آن ناحیه لشکری گران از اهالی شهرهای گوناگون گرد آورده بود، سرانجام، حذیفه با تحمیل شرایطی، با آنان صلح کرد و شهرهای دیگری را در آن نواحی به دست آورد، اما خلیفه او را عزل کرد (بلاذری، همان، ٣٢٥-٣٢٧).
در روایت ابوعبیده، فتح دوبارۀ شهرهایی از ناحیۀ جبال همچون دینور و همدان، در حدود سال ٢٢ ق / ٦٤٣ م، به حذیفه نسبت داده شده است (نک : خلیفه، ١ / ١٤٨، ١٦٠). وی همچنین از سوی عمر مأموریت یافت زمینهای ماورای دجله را به منظور محاسبۀ خراج، مساحی کند (بلاذری، همان، ٢٦٩؛ نیز نک : طبری، ٤ / ٢٣، ١٣٩؛ یعقوبی، ٢ / ١٧٤). روایاتی نشان میدهند که حذیفه احتمالاً از سوی عمر والی مدائن هم بوده (طبری، ٣ / ٥٨٨؛ نیز نک : خطیب، ١ / ١٦٢؛ ذهبی، ٢ / ٣٦٣)، و توسعۀ بنای مسجد این شهر به دست او، احتمالاً در همین دوره صورت گرفته است (بلاذری، همان، ٢٨٩؛ ابنفقیه، ٢٦٣).
حذیفه در لشکرکشیهای دورۀ عثمان نیز شرکت داشت: وقتی سعید بن عاص در ٣٠ ق / ٦٥١ م از کوفه عزم خراسان کرد، حذیفه در سپاه او بود و هم در این سفر، در فتح طبرستان شرکت جست (طبری، ٤ / ٢٦٩؛ نیز نک : خلیفه، ١ / ١٧٥؛ ابنحبیش، ٢ / ٤٠٦؛ سهمی، ٤٧). سپس عثمان او را به نواحی مرزی ارمینیه گسیل داشت و حذیفه به بردعه رفت و عاملان خویش را به نقاط گوناگون فرستاد، اما اندکی بعد، به دستور خلیفه بازگشت (بلاذری، همان، ٢٠٤؛ نیز نک : طبری، ٤ / ٢٨١؛ یعقوبی، ٢ / ١٩٤؛ ابنفقیه، ٥٩٠).
در پارهای از روایات مربوط به حوادث اواخر عهد عثمان که غالباً به عنوان نشانههایی از ناخشنودی از اعمال خلیفه تلقی میشود، از حذیفه هم نام برده شده است؛ مثلاً گفتهاند او همراه شماری دیگر، خواهان عزل ولید بن عقبه از ولایت کوفه بوده (یعقوبی، ٢ / ١٩٠)، یا همراه مالک اشتر نخعی، در بیابان ربذه بر پیکر صحابی تبعیدی، ابوذر غفاری نماز گزارده است (همو، ٢ / ٢٠١). با این همه، سخنان منسوب به او نشان میدهد که بهرغم انتقاد از عثمان، از همکاری در جریانی که به قتل خلیفه انجامید، تبری میکرده است (بلاذری، انساب، ٤ / ٤٤، ابنعساکر، ١٢ / ٢٩٥). روایاتی نیز نشان میدهد که او مردم مدائن را به بیعت با امام علی (ع) تشویقکرد (نک : بلاذری، همان، ٢ / ١٠٠، ١٥٥؛ مسعودی، ٣ / ١٣١)، اما اندکی بعد در مدائن درگذشت (ابنسعد، ٦ / ١٥؛ نیز نک : خلیفه، ١ / ٢٠٠؛ بلاذری، فتوح، ٢٨٩؛ ابنعساکر، ١٢ / ٣٠٠-٣٠٢).
گور حذیفه در مدائن، از دیرباز شناخته شده (قزوینی، ٤٥٣؛ حمدالله، ٣٣؛ هروی، ٧٦)، و زیارتگاه بوده است (مثلاً نک : ادیب ـ الملک، ١٣٤-١٣٥). در ١٣٥٠ق / ١٩٣١م، بـازماندۀ جسد او و یکی دیگر از اصحاب، برای جلوگیری از صدمۀ ناشی از طغیان رود دجله، طی مراسمی به مقبرۀ سلمان فارسی انتقال یافت (جواد، ٢٢، حاشیۀ ١؛ حسنی، ١٠٨؛ نیز نک : حرزالدین، ١ / ٢٣٩؛ مظفر، ٨٢-٨٣؛ زاره، ٥٩ / II).
حذیفه از حضرت رسول (ص) احادیثی نقل کرده است (نک : احمد ابنحنبل، مسند، ٥ / ٣٨٢ بب ؛ ابونعیم، همان، ٢ / ٢٩-٣٠؛ مزی، تحفة ... ، ٣ / ٢١ بب ( و کسانی چون جابر بن عبدالله انصاری و جندب بن عبدالله بَجَلی و دیگران از او روایت کردهاند (مزی، تهذیب ... ، ٥ / ٤٩٧؛ ابنحجر، تهذیب ... ، ٢ / ٢٢٠؛ نیز نک : ابنعساکر، ١٢ / ٢٥٩). بخشی از مآخذ نیز به فضایل او اختصاص یافته (همو، ١٢ / ٢٦٨-٢٧١) و ازجمله، او را صاحب سرِّ پیامبر (ص) خواندهاند (نک : خطیب، ١ / ١٦١-١٦٢؛ ابنعساکر، ١٢ / ٢٧٢-٢٧٣؛ ذهبی، ٢ / ٣٦١). همچنین گفتهاند که او به عثمان پیشنهاد کرد تا برای جلوگیری از اختلاف در قرائات، نسخۀ واحدی از قرآن کریم تهیه شود (بخاری، ٦ / ٩٩؛ نیز نک : ابنندیم، ٢٧).
به حذیفه اقوالی در زهد یا آداب صوفیانه منسوب شده (نک : احمد بن حنبل، الزهد، ٢٢٤؛ ابنعساکر، ١٢ / ٢٨٩-٢٩٣)، و ضمن سخن از ارتباط او با اهل صُفّه (ابونعیم، حلیة ... ، ١ / ٣٥٤)، جایگاه خاص او در میان اصحاب پیامبر (ص)، مورد تأکید قرار گرفته است (نک : همان، ١ / ٢٧٠ بب ؛ مناوی، ١ / ٥٠-٥١؛ نیز نک : ابوطالب، ١ / ١٥٠).
از حذیفه روایات بسیاری در فضایل امیرالمؤمنین علی و اهل بیت (ع) نقل شده است (ابنبابویه، ١٣٥؛ مفید، ١ / ١٠٣؛ نیز نک : محمد ابنسلیمان، ١ / ١٥٢، ٢ / ٢٥٨؛ ابن بطریق، ١٧١؛ فراتکوفی، ٧٥). در آثار شیعۀ امامیه، حذیفه جایگاهی خاص دارد: او را در شمار اصحاب امام علی (ع) و از «ارکان» دانسته (کشی، ٣٨؛ طوسی، ٦٠؛ برای تفصیل، نک : شیبی، ١ / ٥٠، بب (، و روایاتی حاکی از منزلت او نقل کردهاند (کشی، ٦-٧؛ نیز نک : قمی، ٢ / ١٢٨ بب ؛ خویی، ٤ / ٢٤٥-٢٤٦). در این زمینه، پیوند حذیفه با سلمان فارسی و شهر مدائن، از منظر شیعی قابل توجه است؛ بهویژه که به نظر میرسد، فرزند حذیفه، سعد در مدائن بر شیعیان سروری داشته، و سلیمان بن صرد خزاعی در جریان قیام توابین، پس از واقعۀ کربلا، از او یاری خواسته است (دربارۀ مکاتبات آن دو و خروج سعد به سوی عینالورده، نک : طبری، ٥ / ٥٥٥-٥٥٧؛ نیز نک : کلبی، ٤٤٧، نیز حاشیۀ ٤)، اما سعد بن حذیفه به سببی که روشن نیست، از یاری توابین بازماند؛ سپس به مختار ثقفی پیوست و از جانب او مأموریتی به وی محول شد (طبری، ٥ / ٦٠٥، ٦ / ٧- ٨، ٣٤؛ قس: مسعودی، همانجا، که روایتی مبنی بر کشتهشدن او در نبرد صفین آورده است).
به روایت مسعودی، حذیفه فرزند دیگری به نام صفوان داشت که در صفین در سپاه امام علی (ع) بود و در این نبرد کشته شد (همانجا؛ دربارۀ دیگر بازماندگان حذیفه، نک : طبری، ٣ / ٤٨٧؛ سمعانی، ٤ / ١٠٠؛ یاقوت، ٢ / ٦٢١؛ مجلسی، ١٠٤ / ١٥٧؛ دربارۀ انتساب قبری در مصر به عبدالله بن حذیفة بن یمان، نک : یاقوت، ٤ / ٥٥٤).
مآخذ
ابناثیر، علی، اسد الغابة، قاهره، ١٢٨٠ ق؛
ابنبابویه، محمد، الامالی، قم، ١٤١٧ق؛
ابنبطریق، یحیى، العمدة، قم، ١٤٠٧ ق؛
ابنحبیش، عبدالرحمان، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٤١٢ ق / ١٩٩٢ م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ ق؛
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علیمحمد بجاوی، قاهره، مطبعة النهضة؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ ق / ١٩٩٥ م؛
ابنفقیه، احمد، البلدان، به کوشش یوسف هادی، بیروت، ١٤١٦ ق / ١٩٩٦ م؛
ابنقتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٩٩٢ م؛
ابوطالب مکی، محمد، قوت القلوب، قاهره، ١٩٦١ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، قاهره، ١٣٥١ ق / ١٩٣٢ م؛
همو، معرفة الصحابة، به کوشش محمد حسن اسماعیل و مسعد عبدالحمید سعدنی، بیروت، ١٤٢٢ ق / ٢٠٠٢ م؛
احمد بن حنبل، الزهد، بیروت، ١٤١٤ ق / ١٩٩٤ م؛
همو، مسند، بیروت، دارصادر؛
ادیبالملک، عبدالعلی، سفرنامۀ عتبات، به کوشش مسعود گلزاری، تهران، ١٣٦٤ ش؛
بخاری، محمد، صحیح، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمود فردوس عظم، دمشق، ١٩٩٧- ١٩٩٨ م؛
همو، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥ م؛
جواد، مصطفى و احمد سوسه، دلیل خارطة بغداد، بغداد، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٨ م؛
حرزالدین، محمد، مراقد المعارف، به کوشش محمد حسین حرزالدین، نجف، ١٣٩١ ق / ١٩٦٤ م؛
حسنی، عبدالرزاق، العراق قدیماً و حدیثاً، صیدا، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٩٤٩ م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٧ م؛
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، ١٩٨٣ م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمان معلمی یمانی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
شیبی، کامل مصطفى، الصلة بین التصوف و التشیع، بیروت، ١٩٨٢ م؛
طبری، تاریخ؛
طوسی، محمد، رجال، بهکوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٥ ق؛
فراتکوفی، تفسیر، بهکوشش محمد کاظم، تهران، ١٤١٠ ق / ١٩٩٠ م؛
قزوینی، زکریا، آثار البلاد، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
قمی، عباس، سفینة البحار، تهران، ١٤١٤ ق؛
کشی، محمد، اختیار معرفة الرجال، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
کلبی، هشام، جمهرة النسب، بهکوشش ناجی حسن، بیروت، ١٩٨٦ م؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
محمد بن سلیمان کوفی، مناقب الامام علی بن ابی طالب (ع)، بهکوشش محمدباقر محمودی، قم، ١٤١٢ ق؛
مزی، یوسف، تحفة الاشراف، به کوشش عبدالصمد شرفالدین، بمبئی، ١٣٨٩ ق / ١٩٦٩ م؛
همو، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٩٨٨ م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٧٠ م؛
مسلم بن حجاج، صحیح، بیروت، دارالفکر؛
مظفر، عبدالواحد، سلمان المحمدی، نجف، ١٣٧١ ق؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٣ ق؛
مناوی، محمد، الکواکب الدریة، به کوشش محمد ادیب جادر، بیروت، ١٩٩٩ م؛
واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م؛
هروی، علی، الاشارات الى معرفة الزیارات، دمشق، ١٩٥٣ م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش هوتسما، لیدن، ١٩٦٩ م؛
نیز:
Sarre, F. and E. Herzfeld, Archäologische Reise im Euphrat-und Tigris- Gebiet, Berlin, ١٩٢٠.
بخش تاریخ