دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٦٤ - بدیع اسطرلابی
بدیع اسطرلابی
نویسنده (ها) :
محمد حسین احمدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدیعِ اُسطرلابی (یا اصطرلابی)، بدیع الزمان ابوالقاسم هیةالله ابن حسین بن احمد (یا یوسف) بغدادی (د٥٣٤ق/ ١١٤٠م)، منجم، سازندۀ افزارهای نجومی و شاعر که در علم حیل، ریاضیات، فلسفه، کلام، پزشکی، احکام نجوم و طلسمات نیز دست داشت (عمادالدین، ١٣٨؛ جزری، ٤٢٣؛ یاقوت، ٦/ ٢٧٧٠؛ ابنابیاصیبعه، ١/ ٢٨٠-٢٨١؛ قفطی، ٣٣٩؛ سبط ابنجوزی، ٨(١)/ ١٨٤؛ ذهبی، ٢٠/ ٥٣). وی به سبب مهارت در ساخت Lسطرلاب و دیگر افزارهای نجومی به اسطرلابی شهرت یافت (یاقوت، ٦/ ٢٧٦٩؛ ابن ابیاصبیعه، ١/ ٢٨١).
اطلاعات ما دربارۀ احوال و آثار او اندک است. اگر مراد بیهقی از «بدیعالزمان طبیب» ــ که ضمن شرح حال ابنتلمیذ (ﻫ م) از او نام برده است (ص ١٤٢) ــ بدیع اسطرلابی نباشد، عمادالدین کاتب (ص ١٣٨-١٣٩) و جزری (همانجا) نخستین کسانی هستند که از او یاد کردهاند. مورخان بعدی (همچون یاقوت، قفطی، همانجاها) او را بغدادی خواندهاند. عبارات حک شده بر روی افزار نجومی بر جای مانده از بدیع نیز مؤید همین مطلب است (ﻧﻜ : کینگ، ١٠٩-١١٠). پینگری آورده است که اجداد بدیع از طبرستان بودند و خود او در اصفهان درگذشته است (ﻧﻜ : ایرانیکا، II/ ٨٥٦). اگرچه وی منبع خود را ذکر نکرده است، اما به نظر میرسد که آنچه را ابنابیاصیبعه (همانجا) دربارۀ یکی از معاصران بدیع آورده، به اشتباه مربوط به خود او دانسته است.
میدانیم که اسطرلابی در ٥١٠ق/ ١١١٦م در اصفهان، و در ٥١٧ق/ ١١٢٣م در بغداد بوده (همانجا؛ جزری، ٤٢٣)، و در ٥٢٤ق با حمایت سلطان محمود سلجوقی (حک ٥١١-٥٢٥ق/ ١١١٧-١١٣١م) سرپرستی ارصادی را در همان شهر برعهده داشته است (ابناثیر، ١٠/ ٦٦٦؛ ابوالفدا، ٢/ ٩). نیز گفتهاند که وی در روزگار خلافت مستر شد عباسی (حک ٥١٢-٥٢٩ق/ ١١١٨-١١٣٥م) با ساختن افزارهای نجومی و طلسمات ثروت بسیار اندوخت (عمادالدین، ١٣٩؛ یاقوت، ٦/ ٢٧٧٠؛ قفطی، ٣٤٠؛ سبط ابنجوزی، همانجا).
بدیع اسطرلابی در ٥٣٤ق به مرض فالج درگذشت و در مقبرۀ الوردیۀ بغداد به خاک سپرده شد (یاقوت، همانجا؛ ابن خلکان، ٦/ ٥٢؛ ابندمیاطی، ٤١٧؛ قس: سبط ابن جوزی، همانجا؛ ابن تغری بردی، ٥/ ٢٧٥؛ ابنشاکر، ١٢/ ٣٤٨).
بسیاری از محققان معاصر ــ نه هیچیک از متقدمان ــ احوال و آثار بدیع اسطرلابی را با ابوالقاسم هبةالله بن حسین بن علی، پزشک اصفهانی و معاصرِ بدیع (دربارۀ وی، ﻧﻜ : قفطی، ٣٤٢؛ ابنعبری، ٣٦٦) خلط کرده، با این دو را یکی پنداشتهاند (مثلاً ﻧﻜ : ووستفلد، ٩٤؛ لکلر، II/ ٣١-٣٢؛ زوتر، ١١٧؛ EI١). ظاهراً مشاهبت نام و کنیۀ این دو، و همعصری آنها و حضور بدیع اسطرلابی در اصفهان و نیز بیتوجهی به گزارش فقطی (ص ٣٣٩-٣٤٦) سبب اصلی این اشتباه بوده است؛ زیرا استناد همۀ این مؤلفان، به متن موجود تاریخ مختصرالدول ابن عبری (ص ٣٦٣-٣٦٦) است که در آن، ضمن شرح احوال و آثار و چند دانشمند با نام هبة الله، عبارتی مانند «[هو] من اقران البدیعالاسطرابی» (ﻧﻜ : قفطی، ٣٤٢) از شرح حال پزشک اصفهانی ساقط شده، و موجب این خلط گشته است؛ وانگهی نقل دو بیت از بدیع اسطرابی ضمن شرح حال ابوالبرکات بغدادی، نشان از آن دارد که خود ابنعبری میان بدیع و پزشک اصفهانی تمایز قائل بوده است (ص ٣٦٥-٣٦٦).
چنانکه از منابع بر میآید، بدیع بسیاری از مشاهیر معاصر خود همچون ابن تلمیذ را مدح، و دانشمندانی چون ابوالبرکات بغدادی را هجو کرده است. از ستایشهای دیگران دربارۀ اشعار او میتوان دریافت که وی در این زمینه از شهرتی بسزا برخوردار بوده است (مثلاً ﻧﻜ : عمادالدین، ١٣٩-١٤٦؛ یاقوت، ٦/ ٢٧٧٠-٢٧٧١؛ ابن ابیاصیبعه، ١/ ٢٨١-٢٨٣)؛ بهویژه آنکه ادیبی نامدار همچون ابومحمد ابن خشاب (ﻫ م) از وی شعر روایت کرده است (ابن دمیاطی، ٤١٦). ابن خلکان هر چند بدیع را از ادبا و فضلا بر شمرده، اما به ذکر تنها چند بیت از اشعار فراوان او بسنده کرده است، زیرا به نظر وی بیشتر اشعار بدیع به دشنام و پرده دری آلوده است (٦/ ٥٠-٥١).
بسیاری از مورخان نزدیک به عصر بدیع، دربارۀ جایگاه علمی او قلمفرسایی کرده، و از جمله آوردهاند که او با تکمیل آلت شامۀ خجندی (ﻫ م) ـ که تنها برای محاسبۀ یک عرض جغرافیایی تنظیم میشد ـ آن را برای محاسبۀ عرضهای گوناگون قابل استفاده کرد؛ در حالی که خود او دلیلهایی برای ناممکن بودن این کار آورده بود (یاقوت، ٦/ ٢٧٦٩؛ قفطی، ٣٣٩). برخی پژوهشگران معاصر همچون زوتر (همانجا) و سارتن (II/ ٢٠٤) علت این ستایشها را کمی آگاهی این مورخان از ریاضیات و نجوم دانستهاند. رزنتال ضمن بررسی رسالهای مجهول المؤلف به نام العمل بالکرة (دربارۀ اسطرلاب کروی)، بر آن است که مؤلف فاضل این رساله ـ که آلت شاملۀ خجندی را تکمیل و عمر خیام نیز کار او را تأیید کرده ـ کسی جز بدیع اسطرلابی نیست (ص ٥٥٦ff.). اما ادلۀ دیگر رزنتال برای انتساب این رساله به او چندان پذیرفتنی بهنظر نمیرسد؛ هرچند از آنجا که انجام دادن این کار، تنها از منجمی چیرهدست ساخته است. در صورت پذیرش درستی نظر رزنتال، باید گفت که ستایشهای مورخان دورۀ اسلامی چندان نابجا نبوده است.
آثار
١. المعرب المحمودی یا زیج محمودی، که به نام محمود سلجوقی نوشته شده است (ابن ابیاصیبعه، ١/ ٢٨٣). شاید این رنج ثمرۀ ارصاد ناتمامی باشد که در ٥٢٤ق به سرپرستی بدیع در بغداد آغاز شده بود (زوتر، ١١٧؛ سارتن، نیز EI١؛ همانجاها؛ سایلی، ١٧٥). الگود بر آن است که بدیع این اثر را هنگامی که در دربار سلطان محمود در اصفهان به سر میبرده، به وی تقدیم کرده است (ص ١٦٩). امروزه از این زیج نشانهای در دست نیست (کندی، ١٣٢ ؛ کینگ، ١٠٩).
٢. ساخت ابزاری نجومی بر اساس زیجالصفائح ابوجعفر خازن (ﻫ م). کینگ (ص. ١٠٩ff) به تفصیل دربارۀ این ابزار سخن گفته است. این وسیله در دهۀ ١٩٢٠م در مونیخ نگهداری میشد، اما از آن پس اثری از آن یافت نشده، و تمامی آگاهیها دربارۀ این ابزار نجومی، براساس ٣ عکسی است که از دو طرف آن گرفته شده است. تاریخ ساخت این ابزار که شباهت بسیاری به اسطرلاب شمالی دارد، ٥١٣ و ٥١٤ق است. اما یک دیوارۀ عمودی دور این ابزار و نیز ثبت اعدادی برای تسریع دریافتن طول و عرض سیارهای روی یکی از صفحات، آن را از اسطرلاب شمالی متمایز میسازد. پارامترهای این صفحه برای عرض جغرافیایی °٣٣ و درنتیجه احتمالاً برای شهر بغداد محاسبه شده است. از عبارات حک شده روی این ابزار چنین برمیآید که صفحات دیگری نیز داشته که شاید برای عرضهای دیگر تنظیم شده بودهاند. احتمالاً ابزار نجومی مورد اشارۀ پینگری که آن را موجود، و ساختۀ بدیع در ٥١٣ق دانسته (ایرانیکا، II/ ٨٥٦)، همین وسیله است، هر چند وی دربارۀ محل نگهداری این وسیله سخنی نگفته است.
٣. اصلاح و تکمیل آلت شاملۀ خجندی و نگارش رسالهای دربارۀ آن یاقوت، ٦/ ٢٧٦٩؛ فقطی، همانجا). اگر رسالۀ مجهول المؤلف مورد نظر زرنتال از آنِ بدیع بدانیم، باید گفت که وی چند دستگاه از این ابزار ساخته بوده، و سومین آنها را که از جنس سرب بوده، به نزد عمر خیام بوده است (ﻧﻜ : رزنتال، ٥٥٨).
٤. اصلاح و تکمیل یک وسیلۀ نجومی به نام «الکرة ذات الکرسی» (قفطی، همانجا) و تصنیف رسالهای دربارۀ آن. این وسیله به نظر زودتر (همانجا) یک گوی کروی، به و نظر کینگ (ص ١٠٩) ظاهراً یک اسطرلاب کروی است. گویا رزنتال الکرة ذات الکرسی و آلت شاملۀ خجندی را یکی دانسته است (ص ٥٥٦).
٥. نگارش مقالهای دربارۀ نوعی نیزن خودکار. جزری (ﻫ م) اینگونه دستگاهها را «آلة الزمر الدائم» نامیده است. به گفتۀ همو در این اثر که در ٥١٧ق در بغداد نوشته شده، نوآوریهای وجود داشته است. از این مقاله یا دستگاه وصف شده در آن، امروزه نشانی در دست نیست، اما بر اساس توضیحات جزری میتوان دریافت که شباهت بسیاری میان دستگاه او و دستگاه بدیع وجود داشته است (جزری، ٤٢٢-٤٢٥؛ نیز ﻧﻜ : هیل، ٢٧٣). ساختمان و طرز کار این دستگاه به طور خلاصه چنین است: دستگاه از دو محفظۀ بسته که هر یک دارای یک دریچۀ ورود آب و یک نی یا سوتک است، تشکیل شده است. آب به نوبت از این دریچهها وارد این دو محفظه میشود. با پرشدن محفظه و راندهشدن هوای درون آن به سمت نی، صدا تولید میشود و این کار تا پرشدن محفظۀ نخست ادامه مییابد و پس از آن آب به محفظۀ دیگر هدایت میشود. ترتیبی اتخاذ شده است که هر محفظه پس از پرشدن، از راه دریچهای در کف آن خالی، و برای پر شدن مجدد آماده شود. با ادامۀ این فرآیند، دستگاه به طور دائم صدا تولید میکند.
٦. دیوان اشعار (یاقوت، ٦/ ٢٧٧٠؛ ابن خلکان، ٦/ ٥٢؛ ابن دمیاطی، ٤١٧) که در دست نیست.
٧. درةالتاج من شعر ابن حجاج، برگزیدهای است از اشعار ابنحجاج (ﻫ م) در ١٤١ باب که هر باب به یکی از فنون شعر اختصاص دارد (همانجا؛ ابنابیاصیبعه، ١/ ٢٨٣؛ ابنخلکان، همانجا؛ قس: ذهبی، ٢٠/ ٥٣). نسخهای از این اثر به خط ابومحمد بن خشاب با تاریخ کتابت ٥٥٩ق در کتابخانۀ ملی پاریس محفوظ است (بلوشه، ﺷﻤ ٥٩١٣؛ قس: GAL, S, I/ ١٣٠؛ نیز ﻫ د، ٣/ ٣١٨، ٣١٦). آقابزرگ نسخهای از این اثر را در بغداد دیده است (ﻧﻜ : ٩(١)/ ١٩).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء، به کوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق/ ١٨٨٢م؛
ابن اثیر، الکامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابنخلکان، وفیات؛
ابن دمیاطی، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
ابن شاکر کتبی، محمد، عیون التواریخ، بغداد، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧م؛
ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
ابوالفدا، المختصر فی اخبار البشر، بیروت، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛
بیهقی، علی، تتمة صوان الحکمة، به کوشش محمد شفیع، لاهور، ١٣٥١ق؛
جزری، اسماعیل، الجامعل بین العلم و العمل، حلب، ١٩٧٩م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلامالنبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
سبط ابن جوزی، یوسف، مرآةالزمان، حیدرآباددکن، ١٣٧٠ق/ ١٩٥١م؛
عمادالدین کتاب، خریدة القصر، به کوشش محمد بهجت اثری، بغداد، ١٩٧٨؛
فقطی، علی، تاریخ الحکما، به کوشش لیپرت، لایپزیگ، ١٩٠٣م؛
یاقوت، معجم الادباء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٠ق؛
نیز:
Blochet;
EI١, Elgood, C., A Medical History of Persia, Amsterdam, ١٩٧٩;
GAL. S;
Hill, D. R., The Book of Knowledge of Ingenious Mechanical Devices, Boston, ١٩٧٤;
Iranica;
Kenndy, E, S., «A Survey of Islamic Astromomical Tables», Transactions of American Philoso Phical Society, Philadelphia, ١٩٥٦, vol. XLVI(٢);
King, D. A., «New Light on the Zīj al-Safā 'ih of Abū Ja,far Khāxin», Centaurus, Copenhagen, ١٩٨٠;
Levlerc, L., Histoire de Ka Médicine arabe, Paris, ١٨٧٦;
Rosenthal, F., «Al- Asturlâbî amd as-Samaw,al on Scientific Progress», Osiris, ١٩٥٠, vol. IX;
Sarton, G., Introduction to the History of Science, Baltimore, ١٩٣١;
Sayili, A., The Observatory in Islam. Ankara, ١٩٨٨;
Suter, Die, Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre W erke, Leipzig, ١٩٠٠;
Wüstenfeld, F., Geschichte der arabishcen Aerzte und Matur forscher, New York ١٩٧٨.
محمدحسین احمدی