دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٢٢ - ابن مطلب
ابن مطلب
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مُطَّلِب، ابوالمعالی مجدالدين هبةالله بن محمد بغدادی ملقب به ولیالدوله (به روايت هندوشاه، ٢٩١؛ ولیالدين) و مشهور به ابن مطلب (٤٤٣- ح ٥٠٣ق / ١٠٥١- ١١٠٩م)، وزير شيعی مذهب خليفه مستظهر بالله عباسی. از زادگاه و آغاز زندگی او آگاهی دقيقی در دست نيست. از نوجوانی با اديبان و دانشمندان همنشينی داشت و از ايشان بهره میگرفت. در دوران خلافت مقتدی به مشاغلی از جمله رياست «ديوان زمام» منصوب شد (هندوشاه، همانجا). ابن طقطقی (صص ٤٠٤-٤٠٦) دربارۀ اين دوره از زندگی وی حكايتی نقل كرده كه از مضمون آن میتوان نيكانديشی و درست كرداری او و نيز آشفتگی و نابسامانی دستگاه خلافت در سدۀ ٥ق / ١١م را به خوبی استنباط كرد.
خليفه المستظهر در محرم ٥٠١ق ابن مطلّب را به وزارت منصوب كرد (ابن اثير، ١٠ / ٤٣٨؛ هندوشاه، ٢٩٢). اما سلطان محمد بن ملكشاه سلجوقی ظاهراً از اين رو كه وزير بر مذهب شيعه بود، از اين انتصاب اظهار نارضايی كرد (خواندمير، ٩١). در ربيعالآخر ٥٠١ق سلطان محمد بن ملكشاه به بغداد رهسپار شد. اما بعد از ورود به شهر و پس از اقامتی كوتاه به قصد اصفهان از آنجا بيرون آمد و در زعفرانيه ــ جايی خارج از بغداد ــ اردو زد. خليفه مستظهر كه بيم داشت، پس از رفتن سلطان، بغداد به آشوب كشانده شود، ابن مطلب را با هدايای زياد ــ ازجمله كتابی به خط خود ــ نزد وی فرستاد و درخواست كرد به شهر بازگردد. سلطان محمد سلجوقی به توصيه و درخواست قاضی اصفهان به اين دعوت تن در داد (ابن اثير، ١٠ / ٤٤٤؛ ابن جوزی، ٨(١) / ٢٣؛ ابن كثير، ١٢ / ١٨١). اندكی پس از اين حادثه، سلطان محمد خواهان عزل وزير شد. مستظهر به ناگزير ابن مطلب را از اين مقام بركنار كرد (ابن اثير، ١٠ / ٤٥٤). وزير معزول برای دلجويی از سلطان و جلب نظر موافق او راه اصفهان در پيش گرفت و در آنجا نظر مساعد سعدالملك آبی (آوجی) وزير وی را هم به دست آورد. محمد ابن ملكشاه در نتيجۀ وساطت سعدالملك و به اين شرط كه ابن مطلب بر جادۀ سنت و جماعت استمرار نمايد و از ظلم و عدوان محترز باشد (خواندمير، ٩١-٩٢) و ذميان را به كارهای ديوانی نگمارد، به وزارت او رضايت داد (ابن اثير، همانجا؛ منشی كرمانی، ٣١؛ عقيلی، ١٤٣). اين دوران وزارت او نيز چندان دوام نياورد. در رجب ٥٠٢ مستظهر او را بر كنار كرد و ديگر بار وزارت را به ابوالقاسم علی بن جهير داد (ابن اثير، ١٠ / ٤٧٠-٤٧١). وزير معزول اين بار از بيم خشم خليفه و مصادرۀ اموال به اصفهان گريخت و به سلطان سلجوقی پناه برد و ظاهراً تا پايان عمر در همان شهر زيست (ابن اثير، ١٠ / ٤٧٨؛ ابن جوزی، ٨(١) / ٣٠؛ منشی كرمانی، ٣١، ٣٢). سال درگذشت او دقيقاً دانسته نيست. مصحح مرآة الزمان در حاشيۀ يكی از صفحات كتاب درگذشت او را در ٥٠٣ق بيان كرده (ابن جوزی، ٨(١) / ٢٣)، اما مأخذِ سخنِ خود را به دست نداده است.
از حوادث دوران وزارت ابن مطلب، فتح قلعۀ شاه دژ از قلاع اسماعيليان در نزديكی اصفهان بود. در اين قلعه عبدالملك بن عطاش از سران باطنيه جای داشت و سلطان محمد موفق شد پس از مدتی تلاش و نبرد دژ را بگشايد. شرح اين حادثه و فتحنامۀ آن را ابونصر ابن عمر اصفهانی كاتب سلطان در مكتوبی مفصل و فصيح خطاب به ابن مطلب، وزير خليفه نگاشته و اين واقعۀ تاريخی را گزارش داده است (ابن قلانسی، ٢٤٤-٢٥٠).
ابوالمعالی هبةالله مردی دانشمند و نيكوكار بود و در كارهای ديوانی از رجال با كفايت و كاردان به شمار میرفت (ابن طقطقی، همانجا). خط را به زيبايی مینوشت و دانش حساب را به خوبی فراگرفته بود (هندوشاه، ٢٩١-٢٩٣). ابن مطلب را پارهای از شاعران و اديبان معاصرش ستودهاند. عمادالدين كاتب اصفهانی (١ / ٥٥-٥٦، ٦٧) بخشهايی از قصيدۀ مفصلی را كه ابواسحاق ابراهيم بن عثمان بن محمد كلبی مشهور به اديب غزّی در وصف او سروده، نقل كرده است.
مآخذ
ابن اثير، الكامل؛
ابن جوزی، يوسف بن قزاوغلی، مرآةالزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٠ق / ١٩٥١م؛
ابن طقطقی، محمدبن علی، الفخری فی الآداب السلطانية، به كوشش هارتويگ درنبورگ، پاريس، ١٨٩٤م؛
ابن قلانسی، حمزة بن اسد، تاريخ دمشق، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن كثير، البداية؛
خواندمير، غياث الدين، دستور الوزراء، به كوشش سعيد نفيسی، تهران، ١٣١٧ش؛
عقيلی، سيفالدين، آثار الوزراء، به كوشش محدث ارموی، تهران، ١٣٦٤ش؛
عمادالدين كاتب، محمدبن محمد، خريدة القصر و جريدة العصر (قسم شعراء الشام)، به كوشش شكری فيصل، دمشق، ١٣٧٥ق / ١٩٥٥م؛
منشی كرمانی، ناصرالدين، نسائم الاسحار، به كوشش محدث ارموی، تهران، ١٣٦٤ش؛
هندوشاه نخجوانی، تجارب السلف، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٥٧ش.
سیدعلی آل داوود