دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٤ - انور پاشا
انور پاشا
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْوَرْ پاشا (١٢٩٨-١٣٤٠ ق/ ١٨٨١-١٩٢٢ م)، سردار و دولتمرد عثمانی و از اعضای فعال و عالیرتبۀ جمعیت اتحاد و ترقی.
یادداشتها و خاطرات وی كه آیدمیر آنها را در كتاب خود «انور پاشا از مقدونیه تا آسیای میانه» آورده است، مهمترین مأخذ برای بررسی بخشی از زندگی انورپاشا محسوب میشود. او در استانبول زاده شد؛ به سبب شغل دولتی پدرش، در شهرهای محل مأموریت او به تحصیل پرداخت (آیدمیر، ٤٦٢؛ تانسو، ٢١٢). وی در شهر مناستر به مدرسۀ نظام رفت و پس از پایان آن دوره وارد دانشكدۀ افسری (مكتب حربیه) شد. مدتی بعد او را به سبب ابراز شایستگی، برای ادامۀ تحصیل به دانشكدۀ ستاد منتقل كردند. انورپاشا پس از پایان این دوره با درجۀ سروانی به خدمت در سپاه مقدونیه اعزام شد (آیدمیر، ٤٦٥-٤٦٨, ٤٧٤). وی در شهر سالونیك به عضویت سازمان مخفی «جمعیت حریت عثمانی» درآمد و برای اعادۀ قانون اساسی مصوب ١٢٩٣ ق/ ١٨٧٦ م سوگند یاد كرد. آنگاه به شهر مناستر، محل مأموریتش، بازگشت و به فعالیت تشكیلاتی پرداخت (همو، ٥١٠).
پس از آنکه جمعیت حریت عثمانی با جمعیت اتحاد و ترقی (نک : ه د، ٦/ ٥٤٦ بب ) ــ كه مركز آن در پاریس بود ــ متحد شد، انور پاشا به عنوان عضو كمیتۀ مركزی به فعالیت پرداخت («دایرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٦٢). وی در همین مقام با صدور بیانیهای با امضای «بازرس اجرایی كمیتۀ اتحاد و ترقی شاخۀ روم ایلی» (نک : آیدمیر، ٥٤١)، برضد استبداد برخاست. این قیام از مهمترین عواملی بود كه سرانجام سلطان عبدالحمید دوم را در ١٣٢٦ ق/ ١٩٠٨ م واداشت تا فرمان بازگشایی و تشكیل مجلس مبعوثان را صادر كند (لاموش، ٣٥١). انورپاشا و یارانش نیز دست از مبارزه برداشتند. در همین احوال دولت برای دور كردن برخی افسران ارشد از مركز، به اعزام آنان به مأموریتهای مختلف پرداخت و از آن میان انور پاشا را در ١٩٠٩ م به عنوان وابستۀ نظامی به برلین فرستاد (احمد، ١٦٤). وی در این مأموریت شیفتۀ اوضاع نظامی و اجتماعی آلمان گردید («دایرةالمعارف دیانت»، همانجا)، چنانکه این شیفتگی همواره در فعالیتهای آیندۀ او جلوهگر بود. در رویداد ٣١ مارس (برای تفصیل، نک : ه د، ٦/ ٥٤٤-٥٤٥) انور پاشا از آلمان به استانبول آمد و به سپاه شوكت پاشا فرمانده ارتش سوم كه به دروازۀ استانبول رسیده بود، پیوست (بایور، I(٢)/ ٢٠٤). وی سپس مراحل ترقی را به سرعت طی كرد و به درجۀ ژنرالی ترفیع یافت («دایرةالمعارف دیانت»، همانجا) و با ازدواج با ناجیه سلطان، برادرزادۀ سلطان، عنوان «داماد حضرت شهریاری» گرفت (همانجا؛ احمد، ١٤٩؛ لویس، ٣١٣).
با بالا گرفتن شایعۀ مذاكرۀ دولت با بلغارها و واگذاری ادرنه به آنها، گروهی از افسران وابسته به جمعیت اتحاد و ترقی به رهبری انور پاشا در ١٣ صفر ١٣٣١ ق/ ٢٣ ژانویۀ ١٩١٣ م باب عالی را مورد حمله و انتقاد قرار دادند و كامل پاشا صدراعظم را وادار به استعفا كردند (اینال، XII/ ١٨٧٤-١٨٧٥؛ كوران، ٣١٨, ٣٢٩؛ احمد، ١١٩). انورپاشا در ١٣٣٢ ق/ ١٩١٤ م به وزارت جنگ (حربیه ناظری) منصوب شد (همو، ١٤٥-١٤٦؛ تانسو، ٢١٣-٢١٤؛ لویس، ٣١٤؛ شاو، II/ ٢٩٩) و همزمان ریاست ستاد ارتش عثمانی را نیز برعهده گرفت. او به بازسازی ارتش عثمانی همت گماشت و آن را مطابق روش آلمانها كه سخت شیفتۀ آن بود، سازماندهی كرد (تانسو، ٢٣٠؛ «دایرةالمعارف دیانت»، همانجا) و عناوین نظامی جدید و نیز شیوۀ نگارش نوینی برای حروف مصوت و صامت وضع كرد كه «انوریه» نامیده شد (همانجا).
انورپاشا در جریان جنگ جهانی اول، به رغم مخالفت دولتمردان عثمانی، حتى برخی از اعضای اتحاد و ترقی، عثمانی را وارد جنگ كرد (شاو، II/ ٣١٤-٣١٥؛ تانسو، ٢٥٧ ff؛ «دایرة المعارف دیانت»، XI/ ٢٦٢-٢٦٨)، اما در جبهۀ شرق در برابر تهاجم روسها در شهر مرزی ساری قمیش به سختی شكست خورد و نیروهای عثمانی به شدت صدمه دیدند (شاو، همانجا؛ «دایرة المعارف دیانت»، XI/ ٢٦٣). وی پس از این شكست به استانبول بازگشت و در طول جنگ فعالیت چندانی نداشت. در پی استعفای كابینۀ طلعت پاشا در ١٣٣٦ق/ ١٩١٨م، وزارت او نیز سرآمد و در نوامبر همان سال همراه ٧ تن از رهبران اتحاد و ترقی با یك زیردریایی آلمانی به خارج از كشور فرار كرد و در ١٩١٩ م طی فرمانی از ارتش عثمانی اخراج شد (همانجا). او ابتدا از استانبول به اُدسا، و از آنجا به برلین و مسكو رفت و با رهبران روسیه (برای تفصیل، نک : سون یل، II/ ٤, ١٣) به مذاكرات بینتیجه پرداخت. در ١٣٣٨ ق/ ١٩٢٠م در كنگرۀ ملل شرق در باكو شركت كرد («دایرةالمعارف ترك»، XV/ ٢٢٩).
پس از آن همراه با برخی از یاران اتحاد و ترقی مانند سامی بیك و محییالدین بیك از طریق باكو ـ عشق آباد به بخارا رفت (طوغان، ٤٣٤). وی كه از طرفداران تشكیل دولت بزرگ توران بود (تانسو، (٢٥٦ و همواره در این اندیشه به سر میبرد (همو، ٤٣٧)، سرانجام در جنگ با روسهادر ناحیۀبِل جوان در تاجیكستان كشته شد (نک : طوغان، ٤٥١-٤٥٤) و همانجا در روستای آب دریا دفن شد («دایرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٦٤).بعدها در ١٩٩٦ م/ ١٣٧٥ ش جسد اورا از تاجیكستان به استانبول آوردند و با احترام و تشریفات خاص در آرامگاهی مخصوص به خاك سپردند.
دربارۀ زندگی سیاسی و نظامی انورپاشا نظریات موافق و مخالف بسیار ابراز شده است. پیروزی او در مبارزه با استبداد، موفقیتش در جبهۀ لیبی و در برابر ایتالیاییها، و تلاشهایش برای
بازپسگیری ادرنه، مایۀ محبوبیت او در افكار عمومی شد؛ اما به سبب اصرار بر ورود دولت عثمانی در جنگ جهانی اول و در نظر گرفتن منافع آلمان در این جنگ، و شكست در جبهۀ شرق و نظایر آن سخت مورد انتقاد قرار گرفته است و حتى او را مسئول شكست تركیه و تجزیۀ دولت عثمانی در جنگ اول جهانی دانستهاند (تانسو، ٢١١-٢١٢؛ «دایرةالمعارف دیانت»، همانجا).
مآخذ
لاموش، لئون، تاریخ تركیه، ترجمۀ سعید نفیسی، تهران، ١٣١٦ش؛
لویس، برنارد، ظهور تركیۀ نوین، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
نیز:
Ahmad, F., The Young Turks, Oxford, ١٩٦٩;
Aydemir,Ş. S., Makedonya’dan orta Asya’ya EnverPaşa, Isŧanbul, ١٩٧٠;
Bayur, Y. H., Türk inklâbι tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
İnal, M. K., Osmanlι devrinde son sadrιazamlar, Istanbul, ١٩٦٩;
Kuran, A. B., Înkilâp tarihimiz ve Jön Türkler, Istanbul, ١٩٤٥;
Shaw, S. J. and E. K. Shaw, History of the Ottoman Empire and Modern Turkey, Cambridge, ١٩٨٥;
Sonyel, S. R., Türk kurtuluş savaşι ve dιş politika, Ankara, ١٩٧٣;
Tansu, S. N., İttihat ve terakki içinde dönenler, Istanbul, ١٩٦٠;
Togan, Z. V., Bugünkü türkili Türkistan ve yakιn tarihi, Istanbul, ١٩٨١;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨;
Türkiye diyanet vakfι İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٥.
علیاكبر دیانت