دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٥٦ - جزایرلی غازی حسن پاشا
جزایرلی غازی حسن پاشا
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَزايِرْليْ غازيْ حَسَنْ پاشا (؟١١٢٤-١٢٠٤ق / ١٧١٢-١٧٩٠م)، درياسالار، صدر اعظم و از نامآورترين دولتمردان عثماني به دوران سلطنت مصطفى سوم، عبدالحميد اول و سليم سوم.
سالزاد او به طور دقيق معلوم نيست، اما چون هنگام درگذشت بيشتر از٨٠ سال داشته است (دانشمند، IV / ٧٠؛ اوزونـ چارشيلي، IV(٢) / ٤٥٠)، احتمال داده ميشود که در ١١٢٤ق يا اندکي پيش از آن زاده شده باشد. اصل و تبارش را نيز با اختلاف آوردهاند. بعضي او را قفقازي (همو، IV(٢) / ٤٤٦)، برخي ديگر ايراني، و دستهاي حتى او را بالکاني و از مردم جزيرۀ ميديلّي دانستهاند (دانشمند، همانجا).
دربارۀ آغاز کار او گفتهاند که در حوالي مرز ايران به اسارت درآمد (IA, V(١) / ٣١٩؛ «دائرةالمعارف ... »، VII / ٥٠١)، آنگاه به بازرگاني از مردم شهر تکيرداغ (اوزون چارشيلي، همانجا) و احتمالاً از اهالي شبه جزيرۀ گليبولي (سامي، قاموس الاعلام، ٣ / ١٨٠١؛ دانشمنـد، همـانجـا) بـه نـام عثـمـان (اوزون ـ چارشيلي، همانجا) و به روايتي به نام حاج محمد (ثريا، ٢ / ١٥٩؛ IA، همانجا) فروخته شد و او حسن را به فرزندخواندگي پذيرفت و پس از چندي با دادن سرمايهاي وي را آزاد ساخت.
حسن آنگاه تکيرداغ را ترک کرد (اوزون چارشيلي، نيز IA، همانجاها) و به سپاه ينيچري پيوست و در جنگهاي عثماني با روسيه و اتريش در ١١٤٨ق / ١٧٣٥م و ١١٥٢ق / ١٧٣٩م (همانجاها) و نيز در محاصرۀ بلگراد و موره و حصارجِق (سامي، همانجا) شرکت کرد و رشادت و جسارت نشان داد. سپس به الجزاير رفت و از اين رو به جزايري ملقب شد و در همانجا به مبارزه با اسپانياييها در خشکي و دريا پرداخت. چندي بعد امير تلمسان گرديد (IA، همانجا؛ اوزون چارشيلي، IV(٢) / ٤٠٣) و در ميان عربها به ابوالبروت معروف شد (سامي، همانجا).
وي در پي اختلاف با والي الجزاير و از ترس جان، از آنجا گريخت؛ نخست به اسپانيا و سپس به استانبول رفت و از حمايت صدر اعظم راغب پاشا برخوردار شد. در ١١٧٤ق / ١٧٦١م به نيروي دريايي عثماني پيوست و بـا عنـوان قپودانه ــ از درجات نظامي دريايي در سپاه عثماني (پاکالين، II / ١٨٧) ــ به فرماندهي کشتي «قپودانه همايون» منصوب شد (اوزون چارشيلي، پاکالين، همانجاها)؛ سپس به درجۀ رياله و آنگاه به درجۀ پاترونه / پـاطـرونـه (همـو، II / ١٨٧-١٨٨) ــ درجـهاي معـادل دريـادار ــ (سامي، قاموس ترکي، ذيل فريق) ارتقا يافت. پس از نبرد «چشمـه» و شکست نيـروي دريايي عثماني از روسها (اوزون چارشيلي، IV(١) / ٤٠٦)، به عنوان محافظ آبراه چناق قلعه ــ داردانـل ــ برگزيده شد. وي در ربيعالاول ١١٨٤ / اوت ١٧٧٠ با نيرويي اندک جزيرۀ لِمني را از تصرف روسها خارج ساخت و بدين جهت به لقب غازي ملقب و مفتخر شد و با پايۀ وزارت به مقام درياسالاري ــ قپـودان پاشايـي ــ منصوب شد (IA, V(١) / ٣٢٠؛ اوزون چـارشـيـلي، IV(١) / ٤٤٧؛ دانـشـمـنـد، IV(١) / ٥٨٣؛ هامر پورگشتال، VIII / ٤٢٤؛ سامي، قاموس اعلام، همانجا).
وي پس از ٣ سال و اندي در ذيحجۀ ١١٨٧ / فوريۀ ١٧٧٤ از اين مقام معزول (همانجا)، و به سرعسکري چناق قلعه و والي آناتـولـي و سـرعسکري روسـچـوق تعيـيـن شـد (IA، اوزون ـ چارشيلي، همانجاها). پس از انعقاد معاهدۀ قاينارجه در ١١٨٨ق / ١٧٧٤م (دانشمند، IV / ٥٧-٥٨؛ اوزون چارشيلي، IV(١) / ٤٤٦-٤٥٠؛ شاو، ١ / ٤٣٢) بار دوم درياسالار شد و در اين سمت ١٤ سال و اندي يعني تا ١٢٠٣ق / ١٧٨٩م به کار پرداخت.
غازي حسن پاشا در مدتي که فرماندهي نيروي دريايي عثماني را برعهده داشت، بدون توجه به مخالفتهاي برخي جناحها به بازسازي نيروي دريايي ــ که در نبرد چشمه تارومار شده بود ــ پرداخت. وي اين اصلاحات را در دو جبهه آغاز کرد. نخست با دعوت از مهندسان کشتيساز از فرانسه و انگلستان، کارگاههاي کشتيسازي در خليج شاخ زرين (استانبول) در درياي سياه و درياي اژه داير کرد. در اين کارگاهها کشتيهاي جديد سريعالسير با قدرت بيشتر و مجهز به توپ ساخته ميشد. او همچنين دورههايي براي آموزش و تربيت ناوبانان داير کرد و به همين منظور پادگانها و آموزشگاههاي جديد تأسيس شد و مدرسۀ علوم رياضي را که بارون دو توت فرانسوي تأسيس کرده بود، به مدرسۀ مهندسي جديد با نام «مهندسخانۀ بحر همايون» تبديل کرد که وظيفۀ آن تربيت دريانوردان کارآزموده بود. بدينسان وي موفق شد ناوگان از هم پاشيدۀ عثماني را با ٢٢ کشتي جنگي بزرگ و ١٥ فروند کشتي کوچک بازسازي نمايد (شاو، ١ / ٤٣٥-٤٣٦، ٤٥٤؛ اوزنچارشيلي، IV(١) / ٤٧٦-٤٧٧).
جنگ طولاني روسيه ـ عثماني، اقتدار دولت عثماني را به شدت ضعيف کرده بود و از اين رو زمينه براي فعاليتهاي استقلالطلبانه و جداييخواهانه در قلمرو عثماني فراهم آمده بود که قيام ظاهر عمر در سوريه از آن جمله است. در ١١٨٩ق حسن پاشا مأمور سرکوب ظاهر عمر شد که با تصرف عکا و نواحي همجوار، دولت عثماني را بيمناک کرده بود. او نخست کوشيد ظاهرعمر را تطميع کند و چون نتوانست، عکا را محاصره کرد و ظاهرعمر را فراري داد (همو، IV(١) / ٤٣٩-٤٤١؛ IA, XIII / ٤٥٦). در پي اين پيروزي، حسن پاشا براي تجديد اقتدار عثماني در مصر، به مقابله با شورش مملوکها رفت و مدت يکسال و اندي نفوذ ابراهيم بيک و مرادبيک، از اميران بزرگ مملوک را برانداخت، ولي به دنبال آغاز جنگ روس ـ عثماني، به استانبول فرا خوانده شد (هالت، I / ٣٨٠؛ شاو، ١ / ٤٣٧؛ جودت، ٣ / ٣٠٠- ٣٠٨؛ اوزون چارشيلي، IV(٢) / ٥١١-٥١٨) و به جبهۀ جنگ روسيه رفت (همو، IV(٢) / ٥٣٧).
حسن پاشا که با صدر اعظم بر سر مسائل جنگ اختلاف نظر داشت(شاو،١ / ٤٤٧)، براي رهاساختن قلعۀ اوزي که توسط روسها محاصره شده بود، به فعاليت پرداخت و اگرچه ضربات بسياري به نيروي دريايي روس وارد ساخت (همو، IV(٢) / ٥٣٧-٥٤٢)، ولي از سقوط قلعه نتوانست جلوگيري کند (همو، IV(٢) / ٥٤٣؛ دانشمند، IV / ٦٧). در پي اين شکست سلطان عبدالحميد اول از شدت تأثر درگذشت (همانجا؛ اوزون چارشيلي، IV(٢) / ٥٤٦).
پس از جلوس سليم سوم در ١٢٠٣ق / ١٧٨٩م (همو، IV(٢) / ٥٤٧)، غازي حسن پاشا از درياسالاري برکنار شد و فرماندهي نيروي زميني (سرعسکري) را برعهده گرفت (همو، IV(٢) / ٥٤٧-٥٤٨). در پي پيروزي وي در بيرون راندن روسها از قلعۀ اسماعيل (همو، IV(٢) / ٥٥٤)، موقعيتش تقويت شد و اندکي بعد به صدارت رسيد (همو، IV(٢) / ٤٤٩, ٥٥٧-٥٥٩) و سرانجام در همين مقام در شهر شومنو در بلغارستان درگذشت و در همانجا در تکيۀ بکتاشي که خود بنا نهاده بود، به خاک سپرده شد (همو، IV(٢) / ٤٤٩).
غازي حسن پاشا که به سبب داشتن سبيل بلند و شمشير گونهاش به پالابيق نيز معروف است (ثريا، ٢ / ١٥٩؛ سامي، قاموس ترکي، ٣٤٦؛ «دائرةالمعارف»، VII / ٥٠١)، از جسورترين و قدرتمندترين و کاردانترين دولتمردان عثماني بهشمار ميرود. از حسن پاشا آثار خيريۀ بسيار چون مسجد، گرمابه، تکيه و نظاير آن بازمانده است (اوزون چارشيلي، IV(٢) / ٤٤٦-٤٥٠).
مآخذ
ثريا، محمد، سجل عثماني ( تذکرۀ مشاهير عثمانيه)، استانبول، ١٣٠٨-١٣١٥ق؛
جودت، احمد، تاريخ، استانبول، ١٣٠٩ق؛
سامي، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ق؛
همو، قاموس ترکي، استانبول، ١٣١٦ق؛
شاو، ا. ج. و ا. ک. شاو، تاريخ امپراتوري عثماني و ترکيۀ جديد، ترجمۀ محمود رمضان زاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
نيز:
Daniṣmend, İ. H, İzahlı Osmanlı tarihi kronolojisi, Istanbul, ١٩٥٥;
Hammer-Purgeṣtal, J., Geschichte des osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣;
Holt, P. M., «The Later Ottoman Empire in Egypt», The Cambridge History of Islam, Cambridge, ١٩٨٠, vol. I(A);
IA;
Pakalin, M. Z., Osmonlı tarih deyimlerı ve terimleri sözlüğü, Istanbul, ١٩٧١-١٩٧٢;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٣;
Uzunçarṣılı, İ. H. Osmalı tarihi, Istanbul, ١٩٩٥.
علياکبر ديانت