دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٣ - ابن منذر، ابوالولید
ابن منذر، ابوالولید
نویسنده (ها) :
مهدی جلیلی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مُنْذِر، ابوالوليد محمد بن عمر بن منذر (د ٥٥٨ق / ١١٦٣م)، از سياست پيشگان و بزرگان شِلب در غرب اندلس و از رهبران قيام مريدون وی از مولدون ـ مسلمانان بومی اندلسی ـ بود و از كودكی در اشبيليه به تحصيل پرداخت و در ادبيات و فقه مهارت يافت. از ابومحمد عبدالوهاب بن محمد لخمی حديث شنيد و از وی روايت كرد. به عضويت خطة الشوری (هيأت مشاوران قضائی امير) در شهر شلب درآمد، سپس به زهد گراييد و در رباط ريحانه در ساحل دريا گوشهنشينی اختيار كرد (ابن ابار، الحلة السيراء، ٢ / ٢٠٢-٢٠٣، التكملة، ١ / ٤٤٥).
ملاقات و مصاحبت ابن منذر با ابن قسی رهبر نهضت مريدون در غرب اندلس، سبب شد كه وی مردم شلب را به اين نهضت دعوت كند. آنگاه با همكاری دوست خود ابومحمدِ سيدرای ابن وزير كه قبلاً در يابُره در غرب اندلس قيام كرده بود، به جانب دژ مرجيق ــ در شرق شلب ــ كه مرابطون آن را در اختيار داشتند، حركت كرد و بر آنها غلبه يافت و دژ را به تصرف در آورد و با كمك نيروهايی كه ابن وزير در اختيارش گذاشته بود، شهر باجه را نيز گشود و در ربيعالآخر ٥٣٩ در دژ ميرتُلَه به حضور ابن قسی رسيد و با وی بيعت كرد و ابن قسی او را به عنوان فرمانروای شلب و اطراف آن منصوب كرد. در ديدار بعدی ميان آن دو پيمان همكاری تجديد شد و ابن منذر از سوی ابن قسی ملقب به العزيز بالله شد (همو، الحلة السيراء، ٢ / ٢٠٣-٢٠٤).
ابن منذر با همكاری يوسف بن احمد بطروحی، از رؤسای نهضت مريدی، وَلبه لَبلَه را گشود و مرابطون را از آنجا بيرون راند، و آن را بر قلمرو خود افزود. آنگاه درصدد برآمد كه اشبيليه را نيز بگشايد، پس دژهای قصر طلياطه و زاهر در غرب را گشود و در خارج طريانه (اطريانه) با لشكريان ابوزكريا يحيی بن علی غانيه سردار مرابطون كه از قرطبه برای مقابله با او آمده بود، مواجه گشت. در جنگی كه ميان آن دو در گرفت جمعی از ياران ابن منذر كشته شدند و او با بقايای نيروهای خود شبانه به لبله فرار كرد. سپس يوسف بطروحی را براي دفاع از شهر لبله گمارد و خود به شلب بازگشت (همان، ٢ / ٢٠٤-٢٠٦). شورش ابن حَمْدين در قرطبه سبب شد كه ابن غانيه از جنگ با ياران ابن منذر منصرف شود و بعد از سه ماه توقف در اطراف شهر لبله به اشبيليه بازگردد. ابن قسی پس از آگاهی از شورش قرطبه ابن منذر را مأمور فتح آنجا كرد، ولی به سبب حوادثی ابن منذر موفق به فتح قرطبه نشد و به شلب بازگشت. پس از آنكه روابط ابن قسی با هم پيمان سابقش ابن وزير، فرمانروای باجه تيره شد، وی ابن منذر را به جنگ ابن وزير فرستاد (همان، ٢ / ٢٠٧؛ ابن خطيب، ٢٥١). او در اين نبرد شكست خورد و شلب را از دست داد و خود اسير شد و به دستور ابن وزير كور و زندانی گرديد (ابن ابار، همانجا؛ عنان، ١ / ٣٢٧- ٣٢٨). سپس در شعبان ٥٤٠ ابن وزير ميرتله، جايگاه ابن قسی را گشود و او را از رهبری مريدون بر كنار كرد و مردم را به تبعيت ابن حمدين فرمانروای قرطبه فراخواند (ابن خطيب، همانجا؛ عنان، ١ / ٣١٠). ابن منذر در زندان بود تا اينكه موحدون، غرب اندلس را در ٥٤١ق گشودند و او كه در باجه (ابن ابار، همان، ٢ / ٢٠٧) يا در بطليوس (عنان، ١ / ٣٣٠) زندانی بود، آزاد شد و به شلب بازگشت.
به سبب فتح اندلس ابن قسی ديگر بار به زمامداری شلب رسيد. وی كه اطاعت از موحدون را پوششی برای دعوت خود قرار داده بود، به مسيحيان روی آورد، در نتيجه مردم شلب در صدد قتل او برآمدند. ابن منذر، دوست و همپيمان سابق ابن قسی، رهبری اين طرح را برعهده داشت. در جمادیالاول ٥٤٦ ابن قسی به قتل رسيد و ابن منذرِ نابينا فرمانروای شلب شد (ابن ابار، همانجا؛ ابن خطيب، ٢٥١؛ عنان، ٣٣٠). احتمالاً در همين موقع بود كه ابوبكر بن مُنَخّل به عنوان وزير ابن منذر انتخاب شد (ابن ابار، همان، ٢ / ٢٠٨).
در اينكه آيا ابن منذر به عنوان رهبر مريدون فرمانروای شلب شد يا به عنوان حاكمی كه به موحدون وفادار بود، اختلاف هست. ابن ابار (همان، ٢ / ٢٠٧) میگويد ابن منذر مردم را به مهدويت يعنی همان دعوت ابن قسی فراخواند، ولی براساس نظريۀ عنان (همانجا)، با كشته شدن ابن قسی رياست مريدون به پايان رسيده است. مدت زيادی از فرمانروايی ابن منذر نگذشته بود كه ابن وزير شلب را بر قلمرو خود افزود و برای اينكه ابن منذر مجدداً قيام نكند او را به اشبيليه برد و در آنجا تحت نظر قرار داد. ابن منذر از اشبيليه به مراكش رفت و در سَلا اقامت گزيد تا اينكه در ٥٥٨ق درگذشت (عنان، ١ / ٣٣١). ابن منذر شعر نيز میسروده و ابن ابار (همان ٢ / ٢٠٨-٢١٠) اشعاری از وی نقل كرده است .
مآخذ
ابن ابار، محمدبن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٦ق / ١٩٥٥م؛
همو، الحلة السيراء، به كوشش حسين مونس، قاهره، ١٩٦٣م؛
ابن خطيب، محمدبن عبدالله، تاريخ اسبانية الاسلامية، به كوشش لوی پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦م؛
عنان، عبدالله، عصر المرابطين و الموحدين، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٤م.
مهدی جلیلی