دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦١٩ - ابن عبدالظاهر
ابن عبدالظاهر
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَبْدُالظّاهِر، محییالدین ابوالفضل عبدالله بن عبدالظاهر ابن نشوان بن عبدالظاهر بن نجدۀ جذامی سعدی روحی (٦٢٠-٦٩٢ق / ١٢٢٣-١٢٩٣م)، ادیب، کاتب و مورخ مصری. وی در قاهره چشم به جهان گشود و خود را به روح بن زنباع جذامی که چندی از سوی عبدالملک بن مروان در فلسطین حکومت میکرد، منتسب میساخت (ابن شاکر، ٢ / ١٧٩؛ قلقشندی، نهایةالارب، ٢٦٥؛ نک : یعقوبی، ٢ / ٢٦٩، ٢٧٠). او از جعفر همدانی، عبدالله بن اسماعیل بن رمضان، یوسف بن مخیلی و دیگران حدیث شنید و کسانی چون برزالی، ابن سیدالناس، اثیرالدین ابوحیان از وی حدیث آموختهاند (ابن شاکر، همانجا).
ابن عبدالظاهر رئیس «دیوان الانشاء» سه تن از سلاطین ممالیک بحری، یعنی الملک الظاهر بَیْبَرْس، الملک المنصور قلاوون و الملک الاشرف خلیل بود و سپس عنوان «کاتب السر» (دبیر خاص) پیدا کرد. او قبل از اینکه رئیس دیوان الانشاء ملقب به کاتب السر شود، سه کاتب در دستگاه بیبرس بودند که ابن عبدالظاهر در رأس آنها قرار داشت (قلقشندی، صبح الاعشی، ١ / ١٣٧). بعضی از مورخان دربارۀ نخستین کسی که منصب مهم کتابت السر را در مصر احراز کرد. بین ابن عبدالظاهر (ابن ایاس، ١(١) / ٣٤٨) و فرزندش فتحالدین محمد (سیوطی، ١ / ٥٧٠) خلط کردهاند. در سبب پیدایش این لقب نوشتهاند که روزی بیبرس دستور توقیف یکی از نواب را داده بود، اما چون این موضوع محرمانه فاش شد، بیبرس گفت، شایسته است سلطان کاتب سری داشته باشد. فلاوون آنجا حضور داشت، این سخن از وی بشنید و در گوش داشت و هنگامی که به قدرت رسید، کتابت السر را به ابن عبدالظاهر اعطا کرد و بدین ترتیب وی نخستین کسی است که چنین لقبی یافت (ابن ایاس، همانجا). از این داستان برمیآید که این عنوان در مصر، نخست در زمان قلاوون پدید آمد، این منصب در دستگاه خلفای عباسی سابقهای دیرینه داشت و حتی برخی ریشههای آن را در سنت پیامبر جستوجو کردهاند (کتانی، ١ / ١١٩، ١٢٠). ابن عبدالظاهر در ٦٦١ق / ١٢٦٢م، در مراسم بیعت بیبرس با خلیفه، الحاکم بامرالله، حاضر بود و برای استقرار و استحکام سلطنت بیبرس نقشی ایفا کرد (EI٢). وی نسبنامۀ الحاکم بامرالله را که به تأیید قاضی القضاة تاجالدین عبدالوهاب رسیده بود، در حضور بزرگان خواند (مقریزی، سلوک، ١(٢) / ٤٧٧). ابن عبدالظاهر در دستگاه قلاوون به چنان جایگاه بلندی رسید که گاه در غیاب او ادارۀ امور حکومت را عهدهدار میشد (IA, V(٢) / ٦٩٥). وی در نوشتههای خود از روش عبدالرحیم (قاضی الفاضل) پیروی کرده و در به کار بردن عبارات و اصطلاحات نامهنگاری او را سرمشق خود قرار داده و دربارۀ او کتابی تألیف کرده است. نوشتههای ابن عبدالظاهر نیز به نوبۀ خود سرمشق منشیان بعد از خود قرار گرفته است (ابن شاکر، همانجا؛ قلقشندی، صبح الاعشی، ٩ / ٢٧٠؛ فروخ، ٣ / ٦٦٤). او در نامهها خود بسیاری از اصطلاحات نامهنگاری را وضع کرده و در آنها، به خصوص در فتحنامهها، روح اسلامی را اشاعه داده است. علاوه بر مهارتی که در نگارش رسایل و قطعات منثور داشت، بر اسلوب زمان خود شعر نیز میسرود و در سرودن قصیده و غزل دست داشت. دیوانش مشحون از سخنان برگزیده و استوار است (ابن ایاس، ١(١) / ٣٧٢؛ فروخ، همانجا).
در رسائل ابن عبدالظاهر تکّلف در به کار بردن صنایع ادبی فراوان دیده میشود (همو، ٣ / ٦٦٤) و در ذکر وقایع مهم تاریخی، جنگها و فتوحات، نوشتههایی دارد که مانند سایر آثارش از فنون ادبی برخوردار است (قلقشندی، همان، ١٤ / ١٣٩). قصیدهای نیز در مدح پیامبر اسلام (ص) سروده است (مقری، ٢ / ٦٨٩). در مدح شاهان، از جمله بیبرس و فتوحاتش نیز اشعاری گفته است (دوا داری، ٨ / ١٨١؛ ابن شاکر، ١ / ٢٣٨). چون در محرم ٦٧٦ق / ١٢٧٧م بیبرس وفات یافت، در رتایش اشعاری سرود. سپس در محرم ٦٧٨ خود به دمشق رفته آن را بر سر مزارش انشاد کرد (دواداری، ٨ / ٢١٤-٢١٨؛ ابن فرات، ٧ / ١٤٣). ابن شاکر (٢ / ١٨٤-١٩١) و ابن فرات (٧ / ٣١، ٥٠-٥١، ٩٠) برخی از اشعارش را نقل کردهاند. قلقشندی در مجموعۀ صبحالاعشی فی صناعة الانشاء و ابن شاکر کتبی در فوات الوفیات نمونههایی از رسایل و فرمانهایی که به وسیلۀ او نوشته شده، آوردهاند. فتحالدین پسر ابن عبدالظاهر نیز کاتب السر بود، ابتدا در دیوان الانشاء با پدر همکاری داشت، ولی در هنر نویسندگی بر پدر برتری یافت. وی چند ماه قبل از پدر (رمضان ٦٩١ق) جهان را وداع گفت (ابن ایاس، ١(١) / ٣٧٠). فتحالدین برای پدر احترام بسیار قائل بود و «جامع عبدالظاهر» را به نام او در قرافة الصغری بنا کرد (EI٢).
ابن عبدالظاهر در ٧٢ سالگی در قاهره دیده از جهان فرو بست و در مقبرهای در قرافة الصغری به خاک سپرده شد (ابن کثیر، ١٣ / ٣٣٤). در ٨٠٦ق / ١٤٠٣م، قرافه با آنچه در اطرافش بود، بر اثر حوادثی خراب شد و فقط آثاری از آن برجای ماند (بستانی، ٣ / ٣٤٣). کوچۀ مجاور خانۀ او به نام وی، درب ابن عبدالظاهر خوانده میشد (EI٢).
آثـار
الف ـ چاپی
١. الالطاف الخفیة من السیرة الشریفة السلطانیة الملکیة الاشرفیة. از این کتاب فقط قسمت سوم آن باقی است که وسیلۀ موبرگ به زبان سوئدی ترجمه شده و همراه متن عربی آن در ١٩٠٢م در لندن منتشر شده است؛ ٢. تشریفات الایام و العصور فی سیرة الملوک المنصور قلاوون. به احتمال زیاد حدس ناشر مبنی بر اینکه این اثر تألیف ابن عبدالظاهر باشد،
درست است. این کتاب همراه شرح حال ابن عبدالظاهر و نمونههایی از منشآت او به اهتمام مراد کامل در قاهره (١٩٦١م) به چاپ رسیده است؛ ٣. الدر النظیم من ترسل عبدالرحیم (القاضی الفاضل)، به اهتمام احمد احمدی بدوی در قاهره (١٩٥٩م) چاپ شده است؛ ٤. الروض الزاهر فی سیرة الملک الظاهر، به اهتمام عبدالعزیز خویطر در ریاض (١٩٧٦م) چاپ شده است.
ب ـ خطی
١. تمائم الحمائم، دربارۀ کبوتران نامهبر. در این کتاب صفات و خصوصیات و حتی انساب برخی از این کبوتران شرح داده شده است (قلقشندی، صبح الاعشی، ١٤ / ٣٩٠-٣٩١؛ حاجی خلیفه، ١ / ٤٨٣؛ GAL, I / ٣٨٩). ٢. دیوان ابن عبدالظاهر، که نسخههایی از آن در کتابخانههای ازهریه (ازهریه، ٥ / ٨٧)، بریل (لاندبرگ، شم ٣٢٣) و لیدن (ورهووه، VII / ٦٤) موجود است. ٣. رسالة ابن عبدالظاهر. مؤلف این رساله را برای امیر ناصرالدین حسن بن شاور الکنانی، معروف به ابن نقیب نوشته است. نسخهای از آن در دارالکتب مصر موجود است (سید، ١ / ٤٦٩). ٤. سیرةالسلطان الملک الظاهر بیبرس یا سیرةالظاهر بیبرس یا الفضل الباهر من سیرة الملک الظاهر (GAL, I / ٣٨٨). این کتاب اثر منظومی است که نسخههایی از آن در موزۀ بریتانیا و کتابخانۀ سلطان محمد فاتح در استانبول موجود است. خلاصهای از آن را شافع عسقلانی نوادۀ ابن عبدالظاهر (نک : ابن شاکر، ٢ / ٩٣)، در کتابی به نام المناقب السریة المنتزعة من السیرة الظاهریة، به نثر برگردانده که در لیدن موجود است (زیدان، ٣ / ١٦٧). این کتاب مأخذ برخی از مورخان مانند یونینی (١ / ٥٥٦) و ابن فرات (٧ / ٣) بوده است. ٥. «مقامه»ای دربارۀ مصر و نیل. نسخهای از آن در برلین موجود است (GAL, I / ٣٨٩).
علاوه بر این آثار، عنوان چند اثر دیگر نیز از ابن عبدالظاهر در نوشتهها دیده میشود که مهمترین آنها کتابی است به نام الروضةالبهیة الزاهرة فی خطط المعزیة القاهرة که در ٦٤٧ق تألیف شده است. مطالب این کتاب دربارۀ تاریخ بنای قاهره و شرح آثار تاریخی، وقایع مهم، مؤسسات، محلات، مدارس و مساجد، چشمهها، دروازهها و قلعهها و کاخهای اطراف قاهره و تغییرات و تحولات این شهر تا زمان مؤلف دور میزند (دواداری، ٦ / ١٣٧؛ عنان، ٤١). مقریزی در تألیف الخطط (١(١) / ١٤) و ابن دقماق در الانتصار (٢ / ٣٦) بارها از آن استفاده کردهاند. این اثر امروزه در دسترس نیست و شاید از بین رفته باشد (زیدان، GAL، همانجاها). در اثر دیگر از آثار وی فقط نامشان باقی است: النجوم الدریة فی الشعراء العصریة (بغدادی، ١ / ٦٢٧) و تحری الصواب فی تهذیب الکتاب (حاجی خلیفه، ١ / ٣٥٩).
مآخذ
ابن ایاس حنفی، محمدبن احمد، بدائع الزهور فی وقائع الدهور، به کوشش محمد مصطفی، قاهره، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
ابن دقماق، ابراهیم بن محمد، الانتصار لواسطة عقد الامصار فی تاریخ مصر و جغرافیتها، بیروت، دارالآفاق؛
ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٣م؛
ابن فرات، ناصرالدین محمد، تاریخ، به کوشش قسطنطین زریق، بیروت، ١٩٤٢م؛
ابن کثیر، البدایة؛
ازهریه، فهرست؛
بستانی ف؛
بغدادی، ایضاح؛
حاجی خلیفه، کشف؛
دواداری، ابوبکربن عبدالله، کنز الدرر و جامع الغرر، به کوشش صلاحالدین منجد، قاهره ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، قاهره، ١٩٥٧م؛
سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤م؛
سیوطی، حسن المحاضرة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
عنان، محمد عبدالله، مصر الاسلامیة و تاریخ الخطط المصریة، قاهره، ١٣٥٠ق / ١٩٣١م؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
قلقشندی، احمدبن علی، صبح الاعشی، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
همو، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیة؛
کتانی، عبدالحی، التراتیب الاداریة، بیروت، دارالکتاب العربی؛
مقریزی، احمدبن علی، السلوک لمعرفة دول الملوک، به کوشش محمد مصطفی زیاده، قاهره، ١٩٥٧، ١٩٧٠م؛
همو، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، به کوشش گاستون، ویت، قاهره، ١٩١١م؛
مقری تلمسانی، احمدبن محمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
یعقوبی، تاریخ، بیروت، دارصادر؛
یونینی، موسی بن محمد، ذیل مرآةالزمان، حیدرآباد دکن، ١٣٧٤ق / ١٩٥٤م؛
نیز:
EI٢;
GAL;
IA;
Landberg, C., Catalogue de manuscrits arabes, Leiden, ١٨٨٣;
Voorhoeve.
ابوالحسن دیانت