دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٨٦ - برغش
برغش
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرْغُش، پایتخت ناحیۀ قشتالۀ کهن در دوران اسلامی. این شهر امروزه مرکز ایالت بورگس در شمال اسپانیا، و در دورههای در دو سوی رود آرلانزون قرار دارد. این نام را به صورت بُرغوش نیز ضبط کردهاند (ابن عذاری، ٤/٥١). جغرافی نویسان مسلمان برغیش را از اقلیم ششم در منطقۀ جلیقیه، در غرب بنبلونه دانستهاند (ابن سعید، ١٨٠؛ ابوالقدا، ١٨٤-١٨٥).
هنگامی که مسلمانان اندلس را فتح کردند، برغش وجود نداشت. در جای این شهر چند روستا بود که گاه مسلمانان به آنجا حمله میکردند. آلفونسوی سوم پادشان قشتاله (ﺳﻠ ٢٥٤-٢٩٦ق/٨٦٨-٩٠٩م) پیرامون این روستاها بارویی کشید و قلعهای برای دفاع از آنجا در برابر حملات مسلمانان ساخت. بدینگونه، هستۀ نخستینِ شهر برغش شکل گرفت و پس از آن پایتخت قشتالۀ کهن شد (عنان، الآثار...، ٣١٠؛ قس: EI٢).
در ٣٢٢ق عبدالرحمان سوم ناصر خلیفۀ اموی سوم، ناصر خلیفۀ اموی اندلس، در نبرد معروف به وَخشمه (ابن دلایی، ٦٨)، جلیقیه را در نوردید، رامیروی دوم (رَذمیربن اُردون) پادشاه لیون به وخشمه عقب نشست. ناصر پس از محاصرۀ آنجا برغش و بسیاری از دژهای آن ناحیه را ویران ساخت (ابنحیان، ٥/٣٤١-٣٤٣؛ مقری، ١/٣٦٤؛ عنان، دولةالاسلام...، ٢/٤٠١-٤٠٤).
از ٣٢٨ق/٩٤٠م فرنال گنثالت، کنت برغش خود را از پادشاهی لیون مستقل ساخت و مرزهای قلمرو خود را تا قشتاله، اشتوریش، سِرِزو، لنترون و الوا گسترش داد. در اواخر دوان حکمرانی ناصر، برغش مانند لیون و بنبلونه خراجگزار او بود (EI٢).
در ٣٩٠ق/١٠٠٠م منصور بن ابی عامر، برای نبرد با مسیحیان به قشتاله لشکر کشید و در مسیر خود دست به ویرانی زد و در اول شوال همان سال پایتخت آنجا، برغش را درنوردید و سپس به سر قسطه و بنبلونه حمله کرد و به قرطبه بازگشت (ابنخطیب، ٧٢؛ عنان، همان، ٢/٥٦٢-٥٦٣).
فرنادوی اول پیش از مرگ خود در ٤٥٧ق/١٠٦٥م قلمرو خویش را میان فرزندانش تقسیم کرد؛ وی حکومت برغش و قشتاله و شهرهای پیرامون را به پسر بزرگش سانچو واگذارد (ابنعذاری، همانجا؛ ابن خطیب، ٣٢٩-٣٣٠؛ عنان، دول الطوائف، ٢٢٣).
به گفتۀ ادریسی در سدۀ ٦ق برغش شهری بسیار بزرگ و مستحکم بوده است و رودی از میان آن عبور میکرده، وباروهایی دو بخش شهر را در برمیگرفته است. بیشتر ساکنان یکی از دو بخش یهودی بودهاند. همچنین برغش ناحیهای آبادان، پرآب و حاصلخیز و دارای تاکستانهای فراوان و کشتزارهای وسیع، و از مراکز مهم بازرگانی به شمار میرفته است (٢/٧٣٢، ٧٣٥- ٧٣٦، ٧٤٠؛ نیز ﻧﻜ : ابن عبدالمنعم، ٨٨). در برغش کارگاههای اسلحهسازی نیز وجود داشته است (ابن سعید، ١٨٠-١٨١؛ ابوالفدا، ١٨٥).
برغش امروزه شهری بزرگ، باشکوه و زیباست. از آنجا که این شهر تحت سلطه و حکومت مسلمانان در نیامده، آثار اسلامی در آن دیده نمیشود. با این حال، دارای آثار باستانی بسیاری، ازجمله کلیساها، دیرها و کاخهای تاریخی است؛ از آن میان، کلیسای جامع برغش در مرکز شهر، از باشکوهترین و بزرگترین کلیساهای اسپانیاست که تاریخ بنای آن به ٦١٨ق/١٢٢١م در زمان فرناندوی سوم، پادشاه قشتاله باز میگردد و بزرگترین اثر باستانی به سبک گوتیک درتمام اسپانیاست. در پیرامون برغش دروازهای با ٣طاق به سبک معماری عربی به نام «طاق مارتین مقدس» وجود دارد (عنان، الآثار...، ٣١٢).
بنای دیگر، دیری است که آلفونسوی هشتم، پادشاه قشتاله (ﺣﻜ ٥٥٣-٦١١ق/١١٥٨-١٢١٤م) ساخته است (همو، عصر...، ٢/٥٩٢). این دیر که در بلندیهای برغش واقع است ، نمایی از طاقهای عربی در آن به چشم میخورد. در کنار یکی از این طاقها که به شیوۀ مساجد اسلامی ساخته شده است، چند ستون قرار دارد. تأثیر هنر مُدَجَّنی (مدجنّون= مسلمانان مسیحی شده، ﻧﻜ : ﻫ د، ١٠/٣٤٦) در ساختمانها و تزیینات دیر آشکار است. در اطراف صحن داخلی آن طاقهای عربی بنا شده است و در سقف یکی از رواقها نوشتههای عربی از جمله عبارت «بسم الله» وجود دارد. چنین مینماید که هنرمندان و صنعتگران مدجن، آیات قرآنی و عبارات عربی را بیآنکه معنی آن را دریابند، تنها به عنوان تزیینات در بنا به کار میبردهاند.
جالب توجه است که دَرِ نمازخانه به شیوۀ عربی و با مقرنسهای چوبی به شکل ستارههایی درون خانههای ٧ضلعی تزیین شده است. به عقیدۀ برخی از محققان این کار مربوط به سدۀ ٥ق/١١م یا اوایل سدۀ ٦ق/١٢م و با سبک ساخت اندلسی است و شاید به عنوان غنیمتی گرانبها از مقصوره یا منبر یکی از مساجد اسلامی به اینجا منتقل شده، و آلفونسوی هشتم آن را در دیر خود کار گذاشته است. پرچمی بزرگ با نقشها و نوشتههای اسلامی (٣٠/٣×٢٠/٢ متر) در سردر یکی از سالنها آویخته شده که گفته میشود در نبرد مشهور عُقاب که در٦٠٩ق/١٢١٢م روی داد و به شکست موحدون و پیروزی اسپانیای مسیحی به رهبری آلفونسوی هشتم انجامید، به غنیمت گرفته شده است (عنان، همان، ٣١٢-٣١٤). در این دیر و در موزۀ شهر برغش آثار دیگری از دورۀ مدجنی به چشم میخورد (همان، ٣١٦-٣١٧).
مآخذ
ابنحیان، حیان، المقتبس، به کوشش چالمتا و دیگران، مادرید، ١٩٧٩م؛
ابن خطیب، محمد، اعمال الاعلام، به کوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابن دلایی، احمد، ترصیع الاخبار، به کوشش عبدالعزیز اهوانی، مادرید، ١٩٦٥م؛
ابنسعید مغربی، علی، الجغرافیا، به کوشش اسماعیل عربی، بیروت، ١٩٧٠م؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، روض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠م؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٣م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، قاهره، مکتبةالثقافةالدینیه؛
عنان، محمد عبدالله، الآثار الاندلسیة الباقیة فی اسبانیا و البرتغال، قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛
همو، دول الطوائف، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛
همو، دولةالاسلام فی الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛
همو، عصرالمرابطین و الموحدین فی المغرب و الاندلس، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛
مقری تلمسانی، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروتف ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛
نیز:
EI٢.
محمدرضا ناجی