دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٢٠ - ابن دیری
ابن دیری
نویسنده (ها) :
رضا انزابی نژاد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دَیْری، سعدالدین محمد بن عبدالله بن سعد بن ابی بكر (٧٦٨-٨٦٧ ق/ ١٣٦٧-١٤٦٣ م)، فقیه، اصولی، نحوی، لغوی و تاریخنویس. ابن تغری بردی او را شیخ الشیوخ و نامآورترین فقیه شرق و غرب در روزگار خویش خوانده است (١٥/ ٢٣٠، ٤٥٥). عنوان دیری به جهت انتساب او به زادگاهش، قریۀ دیر، واقع در مردا از جبل نابلس یا به دلیل انتساب به دیر واقع در مرداویین بیتالمقدس است (سخاوی، الضوء، ٣/ ٢٤٩؛ همو، الذیل، ١٢٧).
روزگار كودكی ابن دیری در بیتالمقدس سپری شد. وی با هوشی سرشار و حافظۀ بسیار قوی، در همان كودكی قرآن و سپس كتابهای دیگری ازجمله كنز و بخشی از منظومه و تمام مختصر ابنحاجب و مشارق عیاض را حفظ كرد. به قول سخاوی وی بیشترین بخش كتاب اخیر را در ١٢ روز به یاد سپرد ( الضوء، همانجا). وی ابتدا نزد پدر خود فقه و معانی و بیان آموخت. سپس از كمال شُریحی (سُریْحی) فقه و نحو، از خیرالدین معانی و بیان، از شمس بن خطیب شافعی اصول فقه و نحو و از محب فاسی نحو آموخت (همانجا). سرانجام در علم فقه و آگاهی از مدارك و اسناد دینی و خبرت و بصیرت در علم خلاف، بلندآوازه شد. در ٧٩٧ ق/ ١٣٩٥ م زیارت حج به جای آورد و در همین سفر با شمس قونوی صاحب دُرَر البحار و حافظ الدین بزازی مؤلف جامع الفتاوی، دیدار كرد (همان، ٣/ ٢٥٠).
ابن دیری بعدها چندین بار به حج رفت و به دمشق و قاهره سفر كرد و سرانجام در قاهره متوطن گردید و به جای پدر به سرپرستی مدرسۀ مؤیدیه گماشته شد و در مدرسۀ ابن ابی الفرج و جامع الماردانی به تدریس پرداخت. پس از عزل بدرالدین محمود عینی، قاضی القضاة، در زمان الملكالعزیز یوسف بن الاشرف بن برسبای و به وساطت ملك ظاهر چقماق، بر مسند قضای مصر نشست (مجیرالدین حنبلی، ٢٢٧). این مقام نخست به ابن الهمام و امین آقسرایی پیشنهاد شد، لكن اینان با وجود ابن دیری، آن را نپذیرفتند (شوكانی، ١/ ٢٦٤) وی این مقام را ٢٥ سال و تا ٦ ماه پیش از مرگش ــ كه به سبب ضعف پیری از آن كناره گرفت ــ در اختیار داشت. بعد از استعفای ابندیری، قاضی محبالدین ابن شحنه، قاضی القضاة حنفی به جای او نشست و برادر ابن دیری كاتب السّر شد (ابن تغری بردی، ١٦/ ٢٧١).
وی به جهت فضل و دانش چنان شهرت یافته بود كه وقتی رسولِ اَلظاهر، چقماق پیش شاهرخ پسر تیمور رسید، شاهرخ از حال ابن دیری جویا شد و از شنیدن خبر سلامت وی شادمان گردید (سخاوی، الضوء، ٣/ ٢٥١). وی به علت تقوی و صلاح نیز چنان مورد اقبال عامه بود كه مردم هنگام خشكسالی، به وی التماس میكردند كه دعا كند، باشد كه به بركت دعای وی خداوند برای آنها باران بفرستد.
ابندیری سرانجام پس از ٩٩ سال زندگی درگذشت (نک : سیوطی، ١١٥) و جنازۀ وی به مؤیدیه حمل و در مقبرۀ الظاهر خُشقدم به خاك سپرده شد (سخاوی، همان، ٣/ ٢٥٣).
آثـار
از ابن دیری آثاری چند به جای مانده است كه برخی از آنها عبارتند از: السهام المارقة فی حدالزنادقة (سخاوی، الذیل، ١٣٣). نام این كتاب در برخی مآخذ السهام المارقة فی كبد الزنادقة آمده است (GAL, S, II/ ١٤٤)؛ فتوی فی الحبس بالتهمة (سخاوی، همانجا)؛ تكملۀ شرح الهدایۀ سروجی. این اثر كه نیمه تمام مانده در ٦ مجلد است و از باب «اَیمان» آغاز و به باب «مرتد» میانجامد؛ همچنین از وی منظومۀ بلندی به جا مانده كه به نعمانیه شهرت دارد (سخاوی، الذیل، ١٣٣-١٣٤)؛ حاجی خلیفه جزو آثار ابن دیری از رسالهای با نام رسالة فی نوم الملائكة و عدمه نام میبرد (١/ ٨٩٦). نام این رساله را شوكانی (ص ٢٦٤) رسالة فی نوم الملائكة هل هوكائن ام لا و سخاوی هل تنام الملائكة ام لا ذكر كردهاند ( الذیل، ١٣٣)؛ همچنین از رسالهای از او به نام الكواكب النیّرات فی وصول ثواب الطاعات الی الاموات نام برده شده (سخاوی، همانجا؛ حاجی خلیفه، ٢/ ١٥٢٢)؛ كحاله نیز از رسالهای از او به نام شرح المسایرة فی العقائد المنجیة فی الآخرة اسم میبرد (ص ٢١٣). اصل كتاب المسایرة ... تألیف كمالالدین محمد بن همامالدین عبدالواحد مشهور به ابن همام متوفی در ٨٦١ ق/ ١٤٥٧ م است (حاجی خلیفه، ٢/ ١٦٦٦).
مآخذ
ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهرة، به كوشش ابراهیم علی طرخان، قاهره، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
حاجی خلیفه، كشف؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الذیل علی رفع الاصر، به كوشش جوده هلال و دیگران، قاهره، ١٩٦٦ م؛
همو، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤-١٣٥٥ ق؛
سیوطی، نظم العقیان، به كوشش فیلیپ حتی، نیویورك، ١٩٢٧ م؛
شوكانی، محمد، البدر الطالع، بیروت، ١٣٤٨ ق؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧ م؛
مجیرالدین حنبلی، ابوالیمن، الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل، بیروت، ١٩٧٣ م؛
نیز:
GAL, S.
رضا انزابینژاد