دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤٧ - پرلاک
پرلاک
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پِرْلاك، بندری در اندونزی و قلمرو قدیمترین سلسلهای از شاهان مسلمان به همین نام در سوماترای شمالی.
نام پرلاك ــ كه در زبان مالایایی بهصورت تانجونگ پرلاك١ رواج دارد ــ در منابع گوناگون به اشكال متفاوت همچون برلاك، فرلك و فرلق ضبط شده است و برخی محققان، مجموعهای از یادكردهای این نام، بهویژه در آثار و نقشههای چینی را گرد آوردهاند (فران، «مالاكا...٢»، ١٧٤؛ پلیو، II / ٨). این بندر در شرق سوماترا، در شمال غربی اندونزی قرار دارد كه امروزه نیز با نام پرلاك یا پورولاك٣، بهویژه به سبب وجود پایانههای نفتی آن در منطقۀ سوماترا، معروف است («اندونزی٤»).
١. Tanjung Parlak ٢. »Malaka ... « ٣. Peureulak ٤. »Indonesia« ٥. »Les Voyages ... « ٦. Van Bruinessen ٧. The Travels ... ٨. »Sedjarat Malayou«
گرچه در منطقۀ آسیای جنوب شرقی، مخصوصاً مجمعالجزایر مالایا، از سدههای نخست اسلامی حضور مسلمانان به گونههای مختلف بهویژه در هیئت بازرگانان، به چشم میخورد و میتوان ارتباط ساكنان منطقه را با سرزمینهای اسلامی و یادكرد آنها را در منابع عصر اسلامی و برخی مدارك چینی بازجست (مثلاً انصاری، ٢٢٧-٢٢٩؛ نیز فران، «سفرها ...٥»، ٣٠ ff.؛ هریسن، ٥٠)؛ اما ظاهراً قدیمترین اطلاع نسبتاً دقیق دربارۀ یك دولت اسلامی در سوماترای شمالی مربوط به حدود سدۀ ٧ق / ١٣م و منطقۀ پرلاك است (نک : هال، ١٧٦؛ وان بروینسن٦).
ماركوپولو در ٦٩١ق / ١٢٩٢م در گزارش خود از سفر به شمال سوماترا، از بندری با دولت اسلامی و مردم شهرنشین مسلمان، به نام فرلك (پرلاك) سخن گفته است. او پذیرش اسلام توسط ایشان را نتیجۀ مراودات آنها با بازرگانان عرب دانسته، و دیگر ساكنان مناطق پیرامون را، همانند جانوران خوانده است (نک : «سفرنامه...٧»، ٣٣٨-٣٣٩؛ برای گزارش او دربارۀ برخی از حكومتهای غیراسلامی منطقه، نک : یول، II / ٢٨٨).
ماركوپولو به گونهای از اسلام در پرلاك سخن گفته كه باید گفت این دین قریب به همان سالها وارد پرلاك شده بوده است. یك سده پس از ماركوپولو، ابن بطوطه نیز ضمن گذار از آن دیار از سُمَطره (سوماترا) سخن میگوید. براساس اشارات ابن بطوطه (٧٤٦ق / ١٣٤٥م)، به نظر میرسد كه در طی یك قرن، اسلام تا حد زیادی در منطقه رسوخ كرده بوده است و پادشاهی پرتوان پرلاك در این زمان، سرزمین زیر نفوذ خود را وسعت بخشیده، و با ایجاد ارتباط با كشورهای اسلامی بهویژه ایران، پایههای اعتقادی و فرهنگی خود را استوار كرده بوده است؛ پادشاه بر مبانی دینی احاطه داشته، و ابن بطوطه او را مسلمانی شافعی مذهب معرفی كرده، و از حضور انبوه فقیهان، متكلمان و ادیبان در دربار وی سخن گفته است (ص ٦٣٠).
بر پایه آنچه در متون بومی بازمانده از آن منطقه همچون «سیرۀ مالایا٨» آمده است، میتوان تصویری از پیشینۀ این پادشاهی را در نظر آورد. از لابهلای این متون اگرچه غالباً با افسانهها و مبالغهها درآمیخته، میتوان دریافت كه پادشاهی این منطقه پیش از روی آوردن به اسلام هم از قدرت قابل توجهی، بهویژه در دریانوردی برخوردار بوده است و بیشتر باید آن را حكومتی مبتنی بر تجارت دانست كه دریا منبع اصلی زندگی آنها بهشمار میآمد و این معنی را «سیرۀ مالایا» كه با ارتباط یك ماهیگیر و دریا آغاز میشود،تأیید میكند(نک : ص ٧٧ ff.).
بهرغم انباشتگی متن «سیرۀ مالایا» از افسانه، برخی اطلاعات آن قابل توجه مینماید. راوی داستان، ماراسیلو كه در سوماترا به اسلام میگرود و خود را ملك صالح مینامد (نک : یول، II / ٢٩٤؛ دربارۀ ملك صالح، نک : جایا دینینگرات، ٣٧٥-٣٧٦)، با یكی از دختران شاه پرلاك ازدواج میكند و صاحب دو فرزند به نامهای ملك ظاهر و ملك منصور میشود. سالها بعد پرلاك بر اثر جنگ دچار ضعف میشود و مردم آن پراكنده میشوند و از آن پس ملك صالح هركدام از دو فرزند را بر بخشی از آن سرزمین فرمانروایی میدهد («سیره»، ٧٩-٨٠). در پایان داستان، اسلام در تمام آن سرزمین رواج مییابد. این ملك صالح (د ٦٩٧ق / ١٢٩٧م) درواقع نخستین پادشاه سوماترا بود (عطاس، ١٦٥) و پادشاه معرفی شده توسط ابن بطوطه را یكی از دو فرزند ملك ظاهر، و نوادۀ ملك صالح دانستهاند (نک : آرنولد، ٣٦٨).
از روایت مورد بحث برمیآید كه افزون بر سوماترا، پرلاك نیز در گسترش اسلام در منطقه نقشی پراهمیت داشته است. ملك ظاهر بندر تجارتی پرلاك را طی كشمكشهایی با بیگانگان و بهویژه غیرمسلمانان رونق بخشید (ابن بطوطه، همانجا) و پس از آن مجمع الجزایر مالایا در حركت به سمت اسلام سرعت گرفت.
در برخی روایات دیگر به حضور یك هیئت تبلیغی از سوی شریف مكه به سوماترا سخن به میان آمده است. در رأس این هیئت شخصی به نام شیخ اسماعیل قرار داشته كه ضمن صفر به مناطق مختلف منطقه همچون مالابار، پاسوری و لامبری، در ترویج دین اسلام در آن جزایر، بهویژه پایگیری حكومت پرلاك گامهای مهم برداشته بوده است (نک : آرنولد، ٣٦٧).
به هر حال دربارۀ پرلاك سدههای میانی باید گفت كه به نظر میرسد پذیرش اسلام از سوی مردم این منطقه را بیشتر باید از جانب دستگاه دولت نگریست. ضعف دولت پرلاك در طی زمان
و آمیختگی آن با دیگر حكومتهای مسلمان اطراف همچون پاسای (یكی از ٣ شهر اصلی جاوه) و مالاكا، موجب سقوط این دولت شد. پس از آن از پرلاك تنها بهعنوان بندری كه تا مدتها زیر نفوذ حكومت ماجاپاهیت قرار داشت (نک : هریسن، ٥٠؛ لفان، ٢٠)، یاد شده است؛ در حالی كه حكومت معاصر او یعنی پاسای، تا مدتها در عرصههای گوناگون تاریخی حضور داشت (مثلاً نک : همو، ١٤-١٥).
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، به كوشش محمد عبدالمنعم عریان، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛ انصاری دمشقی، محمد، نخبۀالدهر، بیروت، ١٤٠٨ق؛ نیز:
Alatas, F., »Notes on Varius Theories Regarding the Islamization of the Malay Archipelago«, Muslim World, Hertford, ١٩٨٥, vol. LXXV;
Arnold, T. W., The Preaching of Islam, Delhi, ١٩٨٤;
Djajadiningrat, Hoesein, »Islam in Indonesia«, Islam-The Straight Path, New York, The Ronald Press;
Ferrand, G., »Malaka, le Malayu et Malayur«, »Les Voyages des Javanais à Madagascar«, Etudes sur la géographie arabo-islamique, Frankfurt, ١٩٨٦, vol. I;
Hall, D. G. E., A History of Southeast Asia,_ New York,_١٩٥٥;
_ Harrison, B., Southeast Asia, New York, ١٩٥٥;
»Indonesia«, Country Analysis Briefs, www.eia. doe.gov / cabs / indonesia.html;
Laffan, M. F., Islamic Nationhood and Colonial Indonesia, London, ٢٠٠٣;
Pelliot, P., Notes on Marco Polo, Paris, ١٩٦٣;
»Sedjarat Malayou« (Legends of the Malay Archipelago), tr. M. Devic and Ch. C. Starkweather, Malayan Literature, www. blackmask. com;
The Travels of Marco Polo, London / New York, ١٩٤٦;
Van Bruinessen, M., »Origins and Development of the Sufi Orders in Southeast Asia«, Universiteit Utrecht,www.let.uu.nl / ~martin. vanbruinessen / personal / publications / sufiordersin Indonesia.htm;
Yule, H., The Book of Ser Marco Polo, New York, ١٩٢٦.
فرامرز حاجمنوچهری