دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٩ - ابو اعور سلمی
ابو اعور سلمی
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبواَعْوَرِ سُلَمی، عمرو بن سفیان بن سعید، از سرداران مشهور معاویه در جنگ صفین و از فاتحان شهرهای مصر و شام. ابوعور به تیرۀ بنی ذَکوانِ سُلَیم نسب میبرد (کلبی، ٤٠٦- ٤٠٧؛ ابن قتیبه، ٤٦٧). پدرش که همپیمان حرب بن امیّه بود. در جنگ اُحد در صف مشرکان حضور داشت و گفتهاند همو بود که که نخستین کس از مسلمانان را به شهادت رساند (واقدی، ١ / ٣٦٦؛ ابن سعد، ٢ / ٦٦، ٣ / ٥٦٢).
تاریخ تولد ابواعور دانسته نیست. برخی گفتهاند که او صحبت پیامبر را دریافته و از آن حضرت روایت کرده است (یحیی، ٣ / ٤٣؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ٤ / ١٠٩؛ ابن حجر، ٢ / ٥٤٠)؛ برخی دیگر گفتهاند که او در دوران جاهلیت میزیسته و محضر پیامبر را درنیافته و از این رو روایات او از پیامبر «مرسل» است (ابن ابی حاتم، ٣ / ٢٣٤؛ ابن اثیر، همانجا). همچنین به نقل برخی مآخذ او در جنگ حنین، در حالی که مسلمان نبود، شرکت داشت و پس از آن اسلام آورد (ابن عبدالبر، ٤ / ١٦٠٠؛ ابن اثیر، همان، ٥ / ١٣٨).
برپایۀ اخباری که طبری (٣ / ٤٣٨) از سیف بن عمر روایت میکند، در ١٣ ق که ابوعبیده شاه را فتح میکرد، ابواعور یکی از سرداران او بود و نیز همو بود که طبریه را فتح کرد (همو، ٣ / ٣٩٦، ٤٤٠، ٤٤٢-٤٤٤). براساس گزارشهای دیگر، وی در جنگ عمّوریه به سال ٢٣ ق سردار سپاه شام بود و در ٢٦ ق نیز در فتح قبرس شرکت داشت (بسوی، ٣ / ٣٠٧؛ ابوزرعه، ١ / ١٨٤؛ ابن عساکر، ١٣ / ٤٦٥). بنابر روایتی (طبری، ٤ / ٣٦٧) به سال ٣٥ ق، شورشیان مصری که نظر مساعد عثمان را نسبت به شکایات خود جلب کرده بودند و به دیارشان باز میگشتند، در راه به ابواعور که بر شتر عثمان سوار بود، برخوردند و به وی بدگمان شدند و چون او را تفتیش کردند، به نامهای دست یافتند که در آن عثمان، حاکم مصر را به مجازات سخت شورشیان دستور داده بود (نیز نک : نویری، ١٩ / ٤٨٥). با اینهمه روایات دیگری در دست است که نشان میدهد، حامل نامه غلام عثمـان بود (نک : الامامة والسیاسة، ١ / ٣٧؛ بلاذری، ٥ / ٦٥-٦٦؛ ابناثیر، الکامل، ٣ / ١٦٨). در خبری که ابن عساکر (١٣ / ٤٦٦) آورده است، پس از انعقاد صلح میان معاویه و امام حسن (ع)، امام برخی از یاران معاویه مانند عمروعاص و ابواعور را سخت مورد انتقاد قرار داد و ابواعور را از کسانی خواند که پیامبر آنان را لعن کرده است، اما در گزارش ابنجوزی از این ماجرا (ص ٢٠٠-٢٠٥) نامی از او دیده نمیشود.
به هر روی، ابواعور تا آغاز جنگ صفین نزد معاویه بود و پس از آن فرماندهی گروهی از سپاه شام برای جنگ با سپاه علی (ع) در صفین را برعهده داشت (نصر بن مزاحم، ١٥٢-١٥٣، ٢١٣؛ بلاذری، ٢ / ٢٩٨؛ طبری، ٤ / ٥٦٦). ابواعور پس از ورود به عراق، آبشخور فرات را در محاصره گرفت و اجازۀ استفاده ز آن را به سپاه کوفه نداد، اما سرانجام کوفیان بر آنان پیروز شدند و آبشخور را تصرف کردند (خلیفه، ١ / ٢١٩؛ دینوری، ١٦٧- ١٦٨؛ طبری، ٤ / ٥٧١؛ مسعودی، ٢ / ٣٧٥). ابواعور در طول روزهای جنگ نیز چندبار با تنی چند از سرداران سپاه کوفه درگیر شد (نصر بن مزاحم، ٣٢٨، ٣٣٦-٣٣٧؛ بلاذری، ٢ / ٣٠٣؛ دینوری، ١٧٤، ١٧٦؛ طبری، ٤ / ٥٧٤)، اما چون شکست در لشکر شام افتاد و به نیرنگ عمرو بن عاص، قرآنها بر نیزه شد و دو سپاه به حکمیت دعوت شدند، ابواعور نیز از آنان بود که قرآن بر سر نهاد و دوسپاه را به حکمیت فرا خواند (دینوری، ١٨٩).
ابواعور به هنگام نوشتن صلحنامه در پایان جنگ، به پیش انداختن نام علی (ع) بر معاویه و نامیدن او به لقب «امیرالمؤمنین» اعتراض کرد و نزاعی که بر سر این موضوع در گرفت، سرانجام با مداخلۀ علی (ع) و توضیح او پایان یافت (یعقوبی، ٢ / ١٨٩) و چون صلحنامه نوشته شد و کسانی از دو سپاه بر آن شهادت دادند، ابواعور نیز از جانب سپاه شام، یکی از گواهان بود (نصر بن مزاحم، ٥٠٦-٥٠٧؛ بلاذری، ٢ / ٣٣٥؛ طبری، ٥ / ٥٤).
پس از پایان جنگ صفین معاویه که به تسحیر مصر چشم داشت، سرداران خود را بدان کار فرا خواند و رأی آنان را در این زمینه جویا شد (همو، ٥ / ٩٨). با آنکه ابواعور، مانند بیشتر سرداران با این پیشنهاد موافق نبود (بلاذری، ٢ / ٤٠٠)، در لشکرکشی به سوی مصر به سرکردگی عمروعاص شرکت جست (طبری، ٥ / ١٠٥؛ مسعودی، ٢ / ٤٠٩). از این پس، از زندگی و یا مرگ او گزارشی در دست نیست.
ابواعور از دشمنان سرسخت امام علی (ع) بود، چنانکه گفتهاند امام پس از جنگ صفین، او و برخی دیگر از یاران معاویه را در قنوت نماز لعن میکرد (یحیی بن معین، همانجا؛ بلاذری، ٢ / ٣٥١-٣٥٢؛ طبری، ٥ / ٧١).
مآخذ
ابن ابی حاتم، محمد بن ادریس، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧٢ ق / ١٩٥٢ م؛
ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٥ ق؛
همو، الکامل؛
ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة خواص الأمّة، نجف، ١٣٦٩ ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف بن عبداللـه، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، دمشق، دارالبشیر؛
ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابوزرعۀ دمشقی، عبدالرحمن بن عمرو، تاریخ، به کوشش شکراللـه قوجانی، دمشق، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
الامامة والسیاسة، منسوب به ابن قتیبه، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
بسوی، یعقوب بن سفیان، المعرفة التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٦ ق / ١٩٧٦ م؛
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ٢، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
همو، همان، ج ٥، به کوشش گوتین، بیتالمقدس، ١٩٣٦ م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٧ م؛
دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٥٩ م؛
طبری، تاریخ؛
کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛
مسعودی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق؛
نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٧٥ م؛
واقدی، محمد بن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م؛
یحیی بن معین، التاریخ، به کوشش احمد محمد نورسیف، مکه، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، دارصادر.
علی بهرامیان