دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٩٣ - ابن قوطیه
ابن قوطیه
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ قوطيّه، ابوبكر محمد بن عمر بن عبدالعزيز (د ٣٦٧ق / ٩٧٨م)، مورخ، اديب، لغوی، شاعر و فقيه مالكی اندلسی. نسب او به جدهاش قوطيه نوۀ غيطشه آخرين پادشاه قوط (ظاهراً معرب گت) میرسد (ابن عبدالمنعم، ٦). بدين ترتيب ابن قوطيه از طرف مادر اندلسی است و از طرف پدر عرب، چرا كه قوطيه با عيسی بن مزاحم، از موالی عبدالعزيز خليفۀ اموی، ازدواج كرده بود. ماجرای اين ازدواج را خود ابن قوطيه در كتاب تاريخ افتتاح الاندلس (صص ٢٩، ٣٠-٣٢) شرح داده است. البته به روايتی كه خالی از افسانه به نظر نمیرسد، طايفۀ قوط از نژاد قوط بن حام بن نوح بود كه از روزگار ابراهيم (ع) در اندلس میزيست (ياقوت، ادبا، ١٧ / ٢٧٥-٢٧٦). آنچه قطعی به نظر میرسد، اينكه خانوادۀ ابن قوطيه در اشبيليه زندگی میكرد و خود او در قرطبه به سر میبرد (ابن فرضی، ٢ / ٧٨؛ قاضی عياض، ٤ / ٥٥٤).
تاريخ و محل تولد ابن قوطيه كاملاً روشن نيست. اگر گفتۀ ابن كثير (١١ / ١٨٨) راست باشد كه وی هنگام مرگ متجاوز از ٨٠ سال داشت، میتوان حدس زد كه در حدود ٢٨٥ق / ٨٩٨م زاده شده باشد. ابن خلكان (٤ / ٣٦٨) تصريح میكند كه او در قرطبه زاده شد و احتمالاً پس از آن به اشبيليه رفت و سپس به قرطبه بازگشت، هر چند ياقوت (بلدان، ٣ / ٥١٢) مینويسد كه ابن قوطيه در طوطالقه (شهری در اندلس) زاده شد، اما درست به نظر نمیرسد و احتمالاً شخص مورد اشارۀ ياقوت فرد ديگری است.
در ميان مشايخ وی در اشبيليه میتوان از محمد بن عبدالله بن قون (همو، ادبا، ١٧ / ٢٧٥: عبدالله بن الفرق؛ ابن خلكان، همانجا: عبدالله بن قوق)، حسن بن عبدالله زبيری (ابن خلكان، همانجا: زبيدی)، سعيد بن جابر و علی بن ابی شيبه و در قرطبه از طاهربن عبدالعزيز، ابن ابیالوليد اعرج، محمد بن عبدالوهاب بن مغيث، محمد بن عمر بن لبابه، عمر بن حفص بن ابی تمام، اسلم بن عبدالعزيز، احمد بن خالد، محمد بن مِسوَر، محمد بن عبدالملك بن ايمن، عبدالله بن يونس، احمد بن بشر اغبس و قاسم بن اصبغ نام برد (ابن فرضی، ٢ / ٧٨- ٧٩).
ابن قوطيه از عالمان بنام اندلس و بهويژه قرطبه به شمار میرفت. در غالب علوم متداول آن روزگار مانند فقه، حديث، تاريخ، لغت و ادب و نحو از مهارت بسياری برخوردار بود. با اينكه فقيه و از حافظان حديث بود، اما در حديث و فقه متكی به ضوابط خاصی نبود و از اصول معينی پيروی نمیكرد. از اين رو مطالبی كه از او شنيده میشد، حمل بر معنی میشد، نه لفظ. بدين جهت است كه گفتهاند مطالب عرضه شده از او در زمينۀ فقه و حديث دارای روش درست و مضبوط و قانونمندی نيست (همانجا). اينكه گفته شده كه وی در حديث دست میبرد (قاضی عياض، همانجا)، احتمالاً به دليل تسامح او در نقل حديث بوده است. افزون بر تسامح در حديث، ظاهراً در فقه نيز چنين بوده است. اينكه گفته شده وی، به رغم مالكی بودن، تعصب خاصی نسبت به فرقهای نداشت (پالنثيا، ٢٠٣)، نشانۀ وسعت مشرب وی در فقه است.
ابن قوطيه شعر نيز میسرود. شعرهايش را نيك و دارای قالب ومحتوای درست وصف كردهاند، هرچند كه سرانجام از شعر و شاعری دست كشيد (قاضی عياض، همانجا). نمونههايی از اشعارش را ابن خاقان (ص ٥٩)، ياقوت ( ادبا، ١٧ / ٢٧٦-٢٧٧)، ابن فضلالله (١١ / ٣٧٨)، سيوطی (١ / ١٩٨) و ديگران آوردهاند، در لغتدانی چندان شهره بود كه چون ابوعلی قالی بغدادی به اندلس آمد و خليفه المستنصر حكم بن عبدالرحمن نظر او را در مورد داناترين فرد اندلس در لغت جويا شد، وی ابن قوطيه را معرفی كرد و احتمالاً به همين دليل ابوعلی او را تعظيم و تكريم بسيار میكرد (ثعالبی، ٢ / ٦٤؛ ياقوت، ادبا، ١٧ / ٢٧٣). از اين رو او را امام در لغت خواندهاند.
كتاب تصاريف الافعال او كه امروز در دست است، در همين علم است. به طور كلی او از پيشگامان تأليف در اين زمينه است. كتاب تصاريف او چندان اهميت دارد كه ثعالبی (همانجا) گويد تا آن روزگار كسی در صرف مانند آن كتاب ننوشته است و به گفتۀ ياقوت ( ادبا، ١٧ / ٢٧٥) اين كتاب نخستين تصنيف در اين موضوع است. ابن طريف، نحوی مشهور و يكی از شاگردان او، مطالبی بر آن كتاب افزوده كه آن را مفيدتر كرده است (حميدی، ١ / ٦٤٢). ابوالقاسم علی ابن جعفر سعدی معروف به ابن قطاع نيز تصاريف را تهذيب كرده و پيراسته است (ابن شاكر، ١٢ / ١٢١). اين تهذيب به نام كتاب الافعال در ١٣٦٠-١٣٦٤ق در ٣ جلد در حيدرآباد و نيز در ١٤٠٣ق در بيروت چاپ شده است. اينكه ادبشناسان عصر او و روزگاران بعد توجه زيادی به آن كتاب كرده و از آراء آن بهره گرفتهاند، نشانۀ اهميت كتاب است. تصاريف الافعال ابن قوطيه در ١٨٩٤م به كوشش گويدی در ليدن و در ١٩٥٢ و ١٩٥٨م به كوشش علی راتب و علی فوده در مصر، چاپ شده است.
با اينهمه، شهرت عمدۀ ابن قوطيه مربوط میشود به اثر بزرگ او تاريخ افتتاح الاندلس. اين اثر كم حجم، كه تاريخ اندلس را از آغاز گشوده شدنش به دست مسلمانان در ٩٣ق / ٧١٢م تا زمان فرمانروايی امير عبدالرحمن در ٢٩٩ق / ٩١٢م به اختصار دربرگرفته، از اهميت ويژهای برخوردار بوده و همواره مورد استفادۀ محققان غربی و پژوهشگران مسلمان قرار گرفته است. هر چند در اينكه كتاب را ابن قوطيه شخصاً نوشته باشد، محل ترديد است. ترديد از آنجا ناشی شده كه كتاب با جملۀ: «اخبرنا ابوبكر محمدبن عبدالعزيز قال ...» آغاز میشود و ادامه پيدا میكند و اين، حكايت از آن دارد كه كتاب به انشای ابوبكر نيست. اينكه ابن فرضی، شاگرد ابن قوطيه، اين كتاب را به او نسبت نداده، مؤيد اين نظر است. احتمالاً كتاب را ابن قوطيه املا كرده و يكی از شاگردان و يا دوستانش آن را نوشته است. چنانكه ريبرا مترجم كتاب به زبان اسپانيايی نيز چنين احتمال داده است (پالنثيا، ٢٠٣).
ابن قوطيه در اين كتاب، تعصب ملی و قومی و حتی تفاخر به شاهزاده بودنش را، با ستايشهايی كه از پادشاهان قوط میكند، نشان میدهد (ص ٢٩؛ شكعه، ٦١٦). از اينكه وی گاه از افسانهها و داستانهای عاميانهای چون كشتن اسيران اندلسی به امر طارق بن زياد و پختن و خوردن گوشت آنان به منظور ارعاب مردم بومی (ص ٣٥) استفاده میكند، احتمالاً تحتتأثير عصبيت ملی بوده است. شايان توجه است كه ابن قوطيه در اين كتاب (ص ٨٢) از خوابی خبر میدهد كه در آن تعبير روشنی از محو شدن اسلام در اندلس و چيرگی مسيحيان بر آن سرزمين شده است. اين كتاب در ١٨٥٦ و ١٨٦٧م در پاريس، در ١٨٦٨م در مادريد، در ١٩٥٧م به كوشش عبدالله انيس طباع در بيروت و نيز در ١٩٨٢م به كوشش ابراهيم ابياری در بيروت چاپ شده است. نيز در ١٨٨٩م قسمتی از آن به وسيلۀ اُ. هودا در پاريس انتشار يافته و در ١٩٢٦م ريبرا آن را به اسپانيايی ترجمه و در مادريد چاپ كرده است.
افزون بر دو كتاب ياد شده، دو اثر ديگر نيز با عنوان المقصور و الممدود و شرح رسالة ادب الكاتب (= الكتاب، كه شرحی است بر مقدمۀ ادب الكاتب ابن قتيبه) به ابن قوطيه منسوب است (GAS, IX / ٢٢٢).
دانشمندان بسياری از محضر درس ابن قوطيه استفاده كرده و از او حديث و فقه و ادب آموخته و نقل كردهاند كه میتوان از آن ميان به ابن فرضی (٢ / ٧٩؛ قس: ذهبی، ١٦ / ٢٢٠)، قاضی ابوالحزم (حميدی، ١ / ١٢٩)، يحيی بن هذيل قرطبی، ابوالقاسم ابن عريف قرطبی (فروخ، ٤ / ٣٠٩، ٣١٢) و ابوبكر محمد بن هشام قيسی مصحفی (ابن ابار، ١ / ٣٨١) اشاره كرد. كسانی چون محمد بن حسن زبيدی اندلسی در كتاب طبقات النحويين و اللغويين، ابن حبان قرطبی در جاهای متعدد كتاب المقتبس، بكری در كتاب فصل المقال و سيوطی در بُغية الوعاة از آراء تاريخی و ادبی او سود جستهاند.
ابن قوطيه در اواخر عمر بيشتر به زهد و عبادت گرايش يافت و حتی از زندگی اجتماعی دست كشيد و به انزوا گراييد و در مزرعهای در دامنۀ كوهی پيرامون قرطبه به عبادت پرداخت (نك : ثعالبی، همانجا؛ ياقوت، ادبا، همانجا). پس از مرگ وی بنا به وصيتش جعفر بن عونالله بر او نماز گزارد و در مقبرۀ قريش مدفون گرديد (ابن فرضی، همانجا).
مآخذ
ابن ابار، محمدبن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينی، ١٣٧٥ق؛
ابن خاقان، فتح، مطمح الانفس، قسطنطنيه، ١٣٠٢ق؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عيون التواريخ، به كوشش فيصل سامر، بغداد، ١٩٧٧م؛
ابن عبدالمنعم، محمدبن عبدالله، صفة جزيرة الاندلس، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٣٧م؛
ابن فرضی، عبدالله بن محمد، تاريخ العلماء، به كوشش عزت عطار حسينی، قاهره، ١٩٥٤م؛
ابن فضلالله عمری، احمدبن یحیی، مسالك الابصار، نسخۀ خطی كتابخانۀ احمد ثالث استانبول، شم ٢٧٩٧؛
ابن قوطيه، محمدبن عمر، تاريخ افتتاح الاندلس، به كوشش ابراهيم ابياری، بيروت، ١٩٨٢م؛
ابن كثير، البداية؛
پالنثيا، آنخل گنثالث، تاريخ الفكر الاندلس، ترجمۀ حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥٥م؛
ثعالبی، يتيمة الدهر، به كوشش علی محمد عبداللطيف، قاهره، ١٣٥٢ق؛
حميدي، محمد، جذوة المقتبس، به كوشش ابراهيم ابياري، بيروت، ١٤٠٣ق؛
ذهبی، محمدبن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم البوشی، بيروت، ١٤٠٤ق؛
سيوطی، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق؛
شكعه، مصطفی، مناهج التأليف عندالعلماء العرب، بيروت، ١٩٨٢م؛
فروخ، عمر، تاريخ الادب العربی، بيروت، ١٩٨٤م؛
قاضی عياض، ترتيب المدارك، به كوشش احمد بكير محمود، بيروت، ١٩٦٧م؛
ياقوت، ادبا؛
همو، بلدان؛
نيز:
GAS.
حسن یوسفی اشکوری