دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٨ - الله وردی خان
الله وردی خان
نویسنده (ها) :
مجید سمیعی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَللّهْوِرْدی خان (د ١٤ ربیعالآخر ١٠٢٢ ق/ ٢٤ مۀ ١٦١٣م)، حاکم فارس و سردار قدرتمند شاهعباس اول صفوی. وی از ارمنیهای مسیحی گرجستان بود که در نوجوانی به بردگی فروخته شد و پس از آنکه چندبار صاحب وی تغییر کرد، سرانجام در زمرۀ غلامان دربار شاه طهماسب اول درآمد و به اسلام گروید (دلاواله، ٣٣١)؛ سپس به خدمت حمزه میرزا، پسر بزرگ سلطان محمد خدابنده (٩٨٥-٩٩٥ ق/ ١٥٧٧-١٥٨٧ م) پیوست و پس از قتل حمزه میرزا (٩٩٤ ق/ ١٥٨٦ م) به هواداری از شاه عباس اول برخاست (قاضی احمد، ٢/ ٨٤١-٨٤٢؛ اسکندربیک، ٤٠٠-٤٠١). او نخست مقام زرگرباشی (صاحب جمعی زرگرخانه) داشت و به زودی یکی از معتمدان شاه به شمار آمد که اجازه داشت آزادانه به دربار رفت و آمد کند (نک : میرزا رفیعا، ٥٥٣-٥٥٤؛ شاردن، V/ ٣٥٤-٣٥٦).
شاه عباس از همان آغاز فرمانروایی، برای مقابله با قدرت روز افزون قزلباشها، سپاهی دائمی متشکل از غلامان گرجی، ارمنی و چرکسی تازه مسلمان تشکیل داد که «غلامان خاصۀ شریفه» نـامیده میشدند و تنها به شخص شاه وفادار بودند (نک : لاکهارت، ٩٢-٩٣؛ بنانی، ٩٥؛ حسینی، ٣٠١). هنگامی که شاه عباس با اتکا به این سپاه به قلع و قمع قزلباشان پرداخت، اللهوردی خان از جملۀ کسانی بود که در قتل مرشد قلیخان استاجلو، یکی از رهبران قدرتمند قزلباش در ٩٩٧ ق/ ١٥٨٩ م، شرکت داشتند و به پاس این خدمت، مقام سلطانی یافت و جرفادقان را نیز به اقطاع گرفت (اسکندربیک، ٤٠١). او مدتی بعد منصب قوللر آغاسی (فرمانده غلامان خاصه) یافت ( تذکرة الملوک، ١٢؛ سومر، ١٨٩-١٩٠؛ سیوری، ٨١-٨٢). به گفتۀ حسینی جنابذی، اللهوردی خان پیش از ١٠٠١ ق/ ١٥٩٣ م، یعنی پس از مرگ یولقلی بیک، اولین قوللر آغاسی به این مقام رسید و لقب خانی گرفت (همانجا)، در حالی که بنا بر نوشتۀ افوشتهای او در ٩٩٩ ق/ ١٥٩١ م مقام زرگرباشی داشت (ص ٣٥٤).
اللهوردی خان چنان به شاه عباس نزدیک بود که به نوشتۀ دلاواله (ص ٣٣٢) شاه او را پدر خطاب میکرد. وی بجز مشارکت در قتل مرشد قلی خان در بیشتر درگیریهای داخلی و خارجی و به ویژه دسیسههای شاه بر ضد سران قزلباش شرکت داشت و شاه عباس در جنگهای بزرگ بیشتر به سپاه زیرفرمان او متکی بود.
اللهوردی خان در ١٠٠١ ق/ ١٥٩٣ م شهر نیشابور را از چنگ ازبکها خارج کرد و در ١٠٠٤ق/ ١٥٩٦م به حکومت و امیرالامرایی فارس برگزیده شد (اسکندربیک، ٤٥٣، ٥١٥، قس، منجم، ١٥٠) که این انتساب را میتوان تغییر اساسی در سیاست شاه عباس برای ادارۀ ایالات بزرگ به شمار آورد؛ زیرا نخستین بار یک فرمانده غلامان به حکومت ایالتی بزرگ انتخاب میشد و مقامی همپایۀ امیران قزلباش مییافت.
اللهوردی خان در سرکوب شورش برخی از امیران محلی نقش بسزایی داشت. در ١٠٠٥ ق/ ١٥٩٧ م شورش طایفۀ افشار را در کهگیلویه خواباند و سپس غلامانی را برای ادارۀ این منطقه برگماشت، سال بعد نیز شاهوردی خان، اتابک شورشی لرستان را دستگیر کرد و به قتل رسانید (اسکندربیک، ٥٢٤-٥٢٥، ٥٣٩-٥٤٠؛ اروج بیک، ٣٥١-٣٥٢).
اللهوردی خان در ١٠٠٧ ق/ ١٥٩٨ م در نبرد شاه عباس با ازبکان شرکت کرد و در تصرف هرات نقش مؤثری داشت. در همان سال فرهاد خان قرامانلو، سردار برجسته و با نفوذ قزلباش را به فرمان شاه عباس به هلاکت رسانید (اسکندربیک، ٥٦٤- ٥٦٩؛ حسینی، ٣١١-٣١٥؛ منجم، ١٧٢-١٧٤، ١٩٦- ١٩٩).
آنگاه که برادران شرلی به تجهیز و آموزش سپاه ایران پرداختند اللهوردی خان از سوی شاه عباس مأموریت یافت با ایشان همکاری کند (بیانی، ٧١؛ نوایی، ٣/ ٢٢٦). از دیگر اقدامات اللهوردی خان مبارزه با نیروهای پرتغالی در سواحل خلیج فارس و دریای عمان بود، اما او پیش از رویارویی با پرتغالیها، از آنجا که ابراهیم خان، حکمران لار سر به شورش برداشته بود و ساکنان آنجا نیز با پرتغالیها همکاری نزدیک داشتند، بر این مرکز مهم تجاری چیره شد (اسکندربیک، ٦١٦- ٦١٨؛ منجم، ٢٠٩-٢١٤؛ سیلوا ای فیگروا، ٩٥؛ نیز نک : اقبال، تاریخ ... ، ٦٧٨). سپس در ١٠١٠ ق/ ١٦٠١ م از یک سو سپاهی از طرف امامقلی خان پسر اللهوردی خان بحرین را از چنگ پرتغالیها بیرون آورد و از سوی دیگر اللهوردی خان خود بندر گمبرون (بندرعباس) پایگاه پرتغالیها را محاصره کرد (اسکندربیک، ٦١٤-٦١٦، ٩٨٠؛ اقبال، مطالعاتی ... ، ٧٦- ٧٨؛ بل گریو، ٦٢٨-٦٣٠؛ ویلسن، ١٤٠-١٤١).
در ١٠١١ ق/ ١٦٠٢م اللهوردی خان بغداد را محاصره کرد، اما به دستور شاه عباس که در این زمان برای جنگ با عثمانیها در آذربایجان به سر میبرد، دست از محاصره کشید و به اردوی او پیوست (اسکندربیک، ٦٤٩-٦٥٠). او در ١٠١٤ ق/ ١٦٠٥ م به امیرالامرایی کل سپاه شاه عباس برگزیده شد و در مأموریتی، به شهر وان سپاه برد و پس از نبردهایی با چغال اوغلی فرمانده نیروهای ترک، او را عقب راند، سپس در جنگی سرنوشتساز در صوفیان نیروهای عثمانی را به سختی شکست داد (اسکندربیک، ٦٨٣-٦٨٥، ٦٩٥-٧٠٢؛ منجم، ٢٨٠-٢٨١). اللهوردی خان در ١٠١٥ق/ ١٦٠٦ م شهر گنجه را تسخیر کرد و سال بعد نیز در تصرف شماخی همکاری داشت (اسکندربیک، ٧٠٧-٧١٠، ٧٤٦- ٧٤٩).
اللهوردی خان در اصفهان درگذشت، ولی پیکر او را پس از تشییع که شاه عباس و بزرگان حکومتی نیز شرکت داشتند، در مشهد در جوار آستان حضرت رضا (ع) در مقبرهای که خود در زمان حیاتش بنا کرده بود، به خاک سپردند (همو، ٨٧٠-٨٧١؛ اعتمادالسلطنه، ١٠٤- ١٠٨). پس از مرگ او، پسر بزرگش امام قلی خان (ه م) به امیرالامرایی فارس، و پسر دیگرش داوودخان به امیرالامرایی قرهباغ و ریاست ایل قاجار منصوب شد (فلسفی، ٢/ ٩٣).
به گزارش سیاحان اروپایی در دورۀ صفویه اللهوردی خان به ساختن بناهای فراوانی در فارس و اصفهان فرمان داد (سیلوا ای فیگروا، ٨٨، ١٣١، ١٦٧، کمپفر، ١٩٥-١٩٦) که از آن میان پل معروف اللهوردی خان بر زایندهرود در اصفهان و مدرسۀ خان در شیراز، اینک پا بر جای مانده است. او از ملاصدرا فیلسوف برجستۀ دورۀ صفوی که در کهک قم در انزوا به سر میبرد، برای آموزش در مدرسۀ خان به شیراز دعوت کرد (نصر، پنج ـ شش؛ رومر، ٦٧٩).
مآخذ
اروج بیک بیات، دون ژوان ایرانی، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، ١٣٣٨ ش؛
اسکندربیک منشی، عالمآرای عباسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٥٠ ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مطلع الشمس، به کوشش محمد پیمان، تهران، ١٣٦٢ ش؛
افوشتهای نظنزی، محمود، نقاوةالآثار، به کوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مفصل ایران، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
همو، مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، تهران، ١٣٣٨ ش؛
بیانی، خانبابا، تاریخ نظامی ایران، دورۀ صفویه، تهران، ١٣٥٣ ش؛
تذکرة الملوک، به کوشش مینورسکی، لندن، ١٩٤٣م؛
حسینی جنابذی، میرزابیک، روضة الصفویه، نسخۀ خطی کتابخانۀ دانشگاه تهران، شم ١٣٢٨؛
دلاواله، پیترو، سفرنامه، ترجمۀ شعاعالدین شفا، تهران، ١٣٤٨ ش؛
سومر، فاروق، نقش ترکان آناتولی در تشکیل و توسعۀ دولت صفوی، ترجمۀ احسان اشراقی و محمدتقی امامی، تهران، ١٣٧١ش؛
سیلوا ای فیگروا، گارثیا، سفرنامه، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٣٤ ش؛
قاضی احمد قمی، خلاصة التواریخ، به کوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
کمپفر، انگلبرت، در دربار شاهنشاه ایران، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٥٠ ش؛
منجم یزدی، محمد، تاریخ عباسی، به کوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، ١٣٦٦ ش؛
میرزا رفیعا، «دستور الملوک»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، تهران، ١٣٤٨ش، س ١٦، شم ٥ و ٦؛
نصر، حسین، «رسالۀ سه اصل»، یادنامۀ، ملاصدرا، تهران، ١٣٤٠ ش؛
نوایی، عبدالحسین، شاهعباس، تهران، ١٣٦٦ ش؛
نیز:
Banani, A., «Reflections on the Social and Economic Structure of Safavid Persia at Its Zenith», Iranian Studies, NewYork, ١٩٧٨, vol. XI;
Belgrave, J, H. D., «The Portugues in the Bahrain Lands, ١٥١٢-١٦٠٢», Journal of the Central Asian Society, London, ١٩٣٥, vol. XXII;
Chardin. J., Voyages en Perse, Paris, ١٨١١;
Lockhart, L., «The Persian Army in the Ṣafavī Period», Der Islam, Berlin, ١٩٥٩, vol. XXXIV;
Roemer, H. R., «The Safavid Period», The Cambridge History of Iran, Cambrigde, ١٩٨٦, vol. VI;
Savory, R., Iran Under the Safavids, Cambridge, ١٩٨٠;
Wilson, A, T., The Persian Gulf, London, ١٩٥٩.
مجید سمیعی