دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٩ - ابوالحسن خان اردلان
ابوالحسن خان اردلان
نویسنده (ها) :
ابوالفضل خطیبی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْحَسَنْ خانِ اَرْدَلان، حاج فخرالملك (د ١٣٠٦ ش / ١٩٢٧ م)، از امرا و وزرای عصر قاجار. وی پسر رضاقلی خان بود و مادرش، دختر عباس میرزا نایبالسلطنه، طوبی خانم نام داشت. خسروخان پدر رضاقلی خان، داماد فتحعلی شاه و امانالله خان، جد او، هر دو از والیان كردستان بودند (مستوفی، ٢ / ٤٢١؛ حبیبآبادی، ٤ / ١١٤٢؛ بامداد، ١ / ٣٢).
ابوالحسن خان در ١٢٧٩ ق / ١٨٦٢ م در تهران زاده شد و چون از سوی مادر نسب از قاجاریان میبرد، در ابتدای جوانی در زمرۀ غلام بچههای دربار ناصرالدین شاه بود و بعدها در شمار پیشخدمتان و درباریان متنفذ وی درآمد (مستوفی، ٣ / ٢٩٦؛ بامداد، همانجا). ابوالحسن خان با دختر عزالدوله عبدالصمد میرزا، برادر ناصرالدین شاه، ازدواج كرد (مستوفی، ٢ / ٤٢١) و در ١٣٠٦ ق همراه با ناصرالدین شاه به سفر فرنگ رفت. در سال بعد به هنگام بازگشت از همین سفر، شاه به او لقب فخرالمك داد (اعتمادالسلطنه، ٦٧٤؛ مستوفی، ٣ / ٢٩٦؛ بامداد، همانجا) و در ١٣٠٨ ق نشان تمثال به وی داده شد (اعتمادالسلطنه، ٧٤٤؛ قس: صدیق الممالك، ٢٥٦). ابوالحسن خان از این پس مناصب متعددی به دست آورد: در ١٣١٠ ق ادارۀ «احتسابیه» به او واگذار شد و بعد لقب امیر تومانی گرفت (همو، ٢٦٤-٢٦٥) و در ١٣١٢ ق به فرماندهی فوج عرب و عجم بسطام رسید (همو، ٢٩٣). اعتمادالسلطنه به سبب سوءاستفادۀ ابوالحسن خان از جیرۀ سپاه در این مقام، سخت از او انتقاد كرده است (ص ١٠٠٨).
پس از مرگ ناصرالدین شاه، ابوالحسن خان در دربار مظفرالدین شاه نیز نفوذ بسیار یافت. در ١٣١٤ ق به جای شاهزاده عضدالدوله به حكومت همدان منصوب شد و در ١٣١٦ ق حكومت عراق عجم یافت (صدیق الممالك، ٣٢٨، ٣٤٧؛ افضلالملك، ٢٩٨). در ١٣١٩ ق / ١٩٠١ م ریاست «ایل و سوارۀ دویران خمسه» را بر عهده گرفت (صدیق الممالك، ٣٨٦). در ١٣٢١ ق به وزارت تجارت رسید (همو، ٤٠٤) و در همین ایام به مخالفت با عینالدوله صدر اعظم برخاست و به دنبال آن مظفرالدین شاه در ذیعقدۀ ١٣٢٢ او را از وزارت عزل و از دربار تبعید كرد و حكومت عراق عجم را به او سپرد (مستوفی، ٢ / ٥٩؛ صدیق الممالك، ٤١٢؛ سپهر، ١٠٤- ١٠٥). برخی، از رفتار وی در زمان وزارتش به تندی انتقاد كردهاند و گفتهاند كه تجار از او بسیار ناراضی بودند (همو، ١٠٥). در ١٣٢٤ ق از عراق عجم فراخوانده شد و در ١٩ ذیحجۀ همان سال در سلطنت محمدعلی شاه بار دیگر به وزارت تجارت منصوب شد (مغیثالسلطنه، ١٢٩؛ ناظم الاسلام، ٢ / ٧٩-٨٠). سال بعد، در پی قتل حاكم زنجان، حكومت آن شهر را به وی سپردند (اردلان، ٢٦؛ نیز نك : احتشام السلطنه، ١٦٣). وی چندی حكومت خوزستان و یزد را نیز بر عهده داشت (مستوفی، ٢ / ٤٢١).
ابوالحسن خان در ١٣٣٣ ق / ١٩١٥ م و در دوران سلطنت احمدشاه به حكومت استراباد منصوب شد، اما روسها با این انتصاب مخالفت كردند و ابوالحسن خان از مقام خود استعفا كرد. با اینهمه دیرزمانی نگذشت كه بار دیگر به حكومت استراباد بازگشت (مقصودلو، ١ / ٤٥٥- ٤٧٩)، ولی این بار نیز بنا به گزارش نمایندۀ دولت انگلیس در استراباد، به سبب بیكفایتی و ناخشنودی مردم و سرانجام مخالفت روسها از منصب خود عزل شد (همو، ١ / ٤٧٩). او دو مرتبۀ دیگر بر استراباد حكومت یافت و هر دو بار به سبب ناخرسندی و شكایات مردم و حزب دمكرات آنجا ناكام ماند (همو، ٢ / ٥٦٣-٥٦٤، ٥٨٦-٥٩٢).
وی سرانجام در ١٣٠٦ ش در تهران درگذشت (مستوفی، ٣ / ١٦٩؛ قس: بامداد، ١ / ٣٣، كه وفات او را در ١٣٠٥ ش آورده است.
مآخذ
احتشامالسلطنه، میرزا محمود، خاطرات، به كوشش محمدمهدی موسوی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
اردلان، امانالله، «یك گوشه از خاطرات من»، وحید، ١٣٥١ ش، س ١٠، شم ٩-١٠؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، روزنامۀ خاطرات (١٢٩٢- ١٣١٣ ق)، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٥٠ ش؛
افضلالملك، میرزا غلامحسین خان، افضلالتواریخ، به كوشش منصورۀ اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، ١٣٦١ ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٥٧ ش؛
حبیبآبادی، محمدعلی، مكارمالآثار، تهران، ١٣٥٢ ش؛
سپهر، عبدالحسین خان، مرآت الوقایع مظفری، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٨ ش؛
صدیقالممالك، میرزا ابراهیم شیبانی، منتخبالتواریخ، تهران، ١٣٦٦ ش؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٤٣ ش؛
مغیثالسلطنه، یوسف، نامههای یوسف مغیثالسلطنه، به كوشش معصومۀ صافی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
مقصودلو، حسینقلی، مخابرات استراباد، به كوشش ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت، تهران، ١٣٦٣ ش؛
ناظمالاسلام كرمانی، محمد بن علی، تاریخ بیداری ایرانیان، به كوشش علیاكبر سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٦٢ ش.
ابوالفضل خطیبی