دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٤٦ - ابن صاحب الصلاه
ابن صاحب الصلاه
نویسنده (ها) :
محمد هدایی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنصاحِبُ الصَّلاة، ابومروان یا ابومحمد عبدالملک بن محمد بن احمد باجی اشبیلی، مورخ و دیوانسالار اندلسی (د بعد از ٥٩٤ ق / ١١٩٨ م). دربارۀ تاریخ تولد و رشد و تحصیلات او اطلاعی در دست نیست. از نویسندگان متقدم تنها ابنابار به لقب، نام و کنیۀ او اشاره کرده است ( التکملة، ٣ / ٦٢٠). جز آن، از جای جای تاریخ المن بالامامة، تنها اثر موجود ابنصاحب الصلاة، نکاتی پراکنده دربارۀ فعالیتهای او میتوان دریافت. از آن کتاب برمیآید که در ٥٥٧ ق / ١١٦٢ م، هنگامی که شیخ ابومحمد عبدالله بن حفص والی موحدی، شهر قرمونه را گشود، ابنصاحب الصلاة در آنجا بود و او را تهنیت گفت (ص ١٨٥). تازی بر پایۀ برخی شواهد، احتمال داده که او در آن وقت، جوانی ٢٠ ساله بوده و بنابراین میبایست در حوالی ٥٣٧ ق / ١١٤٢ م زاده شده باشد (ص ١٥). ابنصاحب الصلاة در همان سال در زمرۀ دبیران دولت موحدی در قرطبه حضور داشت (ص ٢٠٤). در ٥٦٠ ق / ١١٦٥ م به توسط بنی حفص به دربار موحدون راه یافت و کارش بالا گرفت (همان، ٢٥٨-٢٦٠). در همین ایام فرصتی یافت تا از محضر برخی از دانشمندان دربار موحدون چون ابوالحسن علی بن محمد اشبیلی بهرهمند شود.
در ٥٦١ ق همراه شیخ ابوعبدالله محمد بن ابی ابراهیم والی جدید اشبیلیه از مراکش به اندلس رفت و ظاهراً تا ٥٦٤ ق که شیخ محمد دوباره به مراکش خوانده شد، در آن دیار ماند. از آن پس تا سال ٥٦٦ ق از او خبری در دست نیست. در این سال وی در مراکش به یاری ادریس بن جامعِ وزیر و ابومحمد عبدالله مالقیِ فقیه به نزد ابویعقوب یوسف موحدی راه یافت و از نزدیکان او شد. گویا همین رابطه سبب گشت که به تدوین تاریخ موحدون که خود شاهد بسیاری از وقایع آن بود، بپردازد (تازی، ١٩-٢٤؛ ابنصاحب الصلاة، ٤٣٠). آخرین نشانی که از ابنصاحب الصلاة در دست است، اقامۀ خطبه در جامع بزرگ اشبیلیه به سال ٥٩٤ ق / ١١٩٨ م به فرمان المنصور موحدی است (تازی، ٢٤)، ولی دانسته نیست که در چه تاریخی از مراکش به اندلس بازگشته است.
ابنصاحب الصلاة ظاهراً به تدریس نیز میپرداخته و کسانی چون ابومحمد عبدالله بن مغیث انصاری قرطبی (معروف به ابوالصفار) و ابوالحکم عبدالرحمن بن حجاج نزد او شاگردی کردهاند (تازی، ٢٦). تاریخ درگذشت ابنصاحب الصلاة نیز نامعلوم است و گاه با تاریخ درگذشت کسان دیگری که ابنصاحب الصلاة نامبردار بودهاند (منونی، ٧٢) اشتباه شده است. تازی بر آن است که او احتمالاً در آخرین سالهای سدۀ ٦ ق / ١٢ م درگذشته است (همانجا)
از اشعار ابنصاحب الصلاة چندان باقی نمانده که بر پایۀ آن بتوان توانایی او را در شاعری سنجید. ظاهراً از شاعران مبرز عصر خود نبوده و حتى بر ذوق ادبی او خرده گرفتهاند (ابنابار، الحلة السیراء، ٢٢٦؛ قس: تازی، ٢٨).
از ابنصاحب الصلاة تنها یک کتاب در زمینۀ تاریخ مغرب و اندلس، به روزگار فرمانروایی موحدون باقی مانده است. این کتاب شامل ٣ بخش یا ٣ سِفْر بوده که اکنون فقط بخش دوم آن به نام تاریخ المن بالامامة شناخته و منتشر شده است. این بخش، از وقایع سال ٥٥٤ ق / ١١٥٩ م آغاز شده و به وقایع آخر سال ٥٦٨ ق / ١١٧٣ م پایان پذیرفته است. کتاب مذکور در اصل عنوانی بسیار مطول دارد. گویا بخش اول این کتاب درحکم مقدمهای بوده است بر دو بخش دیگر حاوی مطالبی دربارۀ پیدایش موحدون، قیام و ظهور محمد بن تومرت ملقب به مهدی و نیز شرح پارهای از آشوبها و کشمکشهای فرق مذهبی و سیاسی مغرب و اندلس در نیمۀ اول سدۀ ٦ ق / ١٢ م (ابنصاحب الصلاة، ١١٨، ١٤٦، ١٩٣، ٣٦٨؛ تازی، ٣٥). بخش سوم کتاب به همین مقیاس به شرح رویدادهای سیاسی و نظامی روزگار موحدون، خاصه پایان دوران ابویعقوب پرداخته است (همانجا). عنوان مبسوط کتاب که از آیۀ ٥ سورۀ قصص (٢٨) بهره گرفته است، به خوبی بر محتوای آن دلالت میکند. ارتباط ابنصاحب الصلاة با دربار موحدون و حضور در برخی از وقایع آن روزگار، او را از آگاهیهای بسیار دربارۀ بنیانگذار و نخستین فرمانروایان موحدی و اوضاع سیاسی و اجتماعی و تشکیلات اداری آنان، برخوردار ساخته است. تازی روش او را مبتنی بر دقت و امانت و داوری درست دانسته است (صص ٤١-٤٢). تکیۀ نویسنده در نقل مطالب تاریخی چنانکه از متن کتاب برمیآید بر مشاهدات عینی (صص ١٤٦، ٢٥٢، ٢٦٩)، مسموعاتش از راویان موثق (صص ١٧٠، ٢١٨، ٢١٩، ٢٨٦) و تألیفات پیشینیان است (صص ٢٠٢، ٢٥٨) و بنای کارش به روایت سال به سال تاریخ بوده، هر چند که گاه ناگزیر از این روش دست شسته است (تازی، ٤٤).
اثر دیگر ابنصاحب الصلاة که خود در کتاب المن بالامامة بارها به آن اشاره کرده، کتاب ثورة المریدین یا تاریخ المریدین یا المرتدین (تازی، ٢٩) نام داشته و تاریخ طغیان ابوالعباس احمد بن قسی و یاران او را که به «مریدین» مشهور بودند و بر موحدون شوریدند و سپس به آنها پیوستند، باز گفته است.
مآخذ
ابنابار، محمد بن عبدالله، التکملة، به کوشش فرانسیسکو کودرا، مادرید، ١٨٨٢ م؛
همو، الحلة السیراء، به کوشش حسین مؤنس، قاهره، ١٩٦٣ م؛
ابنصاحب الصلاة، عبدالملک بن محمد، تاریخ المن بالامامة، به کوشش عبدالهادی التازی، بیروت، ١٩٦٤ م؛
تازی، عبدالهادی، مقدمۀ تاریخ المن بالامامة (نک : ابنصاحب الصلاة در همین مآخذ)؛
منونی، محمد، العلوم و الآداب و الفنون علی عهد الموحدین، رباط، ١٩٧٧.م.
محمد هدایی