دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٦ - ابولهب
ابولهب
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٣ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبولَهَب، عبدالعُزّی بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (د ٢ ق / ٦٢٣ م)، عموی پیامبر (ص) و یکی از سرسختترین دشمنان آن حضرت. ابولهب در اصل، به ابوعتبه کنیه داشت، ولی پدرش عبدالمطلب، او را به سبب زیبایی و گلگونی چهره، «ابولهب» میخواند (کلبی، ٢٨؛ ابنسعد، ١ / ٩٣). مادرش لُبْنى، دختر هاجر بن عبدمناف از قبیلۀ خزاعه بود (همانجاها؛ ابنهشام، ١ / ١١٥، ١١٨).
از زندگی ابولهب پیش از ظهور اسلام، آگاهی دقیقی در دست نیست، اما احتمالاً همچون بیشتر قریشیان به بازرگانی اشتغال داشت و چنانکه از آیۀ ٢، سورۀ مسد، برمیآید، ثروتی نیز اندوخته بود. ابولهب به سرقت گنجینۀ کعبه متهم شد و گفتهاند بدین سبب قریشیان خواستند تا دست او را قطع کنند، ولی منسوبان مادری او مانع شدند (ابن درید، ١٢١؛ ابن حبیب، ٦٠- ٦٤؛ ابن قتیبه، ١٢٥؛ طبری، ١ / ١١٣٤-١١٣٥) و برادر او ابوطالب، از این ماجرا سخت برآشفته بود (ابن حبیب، ٦٢).
روابط پیامبر (ص) و ابولهب ظاهراً تا پیش از بعثت، عادی و حسنه بوده است، چون پیامبر (ص) دو دختر خود رقیّه و امّ کلثوم را به ازدواج عتبه و عتیبه، پسران ابولهب درآورده بود (نک : ابن سعد، ٨ / ٣٦-٣٧؛ بلاذری، ١ / ١٢٢-١٢٣) و همچنین کنیز ابولهب، ثُوَیبه، مدتی پیش از حلیمۀ سعدیه، پیامبر (ص) را در کودکی شیر داده بود (ابنسعد، ١ / ١٠٨؛ بلاذری، ١ / ٩٦؛ یعقوبی، ٢ / ٩). پس از بعثت پیامبر اکرم، ابولهب در زمرۀ سرسختترین دشمنان آن حضرت درآمد و شهرت او در تاریخ صدر اسلام به این سبب است. علت دشمنی ابولهب با پیامبر (ص) به روشنی معلوم نیست، اما در این کار، رقابت یا ابوطالب که پس از عبدالمطلب بر بنی هاشم ریاست یافته بود و جداً از پیامبر (ص) حمایت میکرد، بیتأثیر نبوده است. روایتی هم نشان میدهد که ابولهب و ابوطالب با یکدیگر روابط خوبی نداشتهاند (نک : بلاذری، ١ / ١٣٠). تعصب ابولهب در کیش نیاکانش نیز در مخالفت با پیامبر (ص) تأثیر داشته است و گفتهاند که او برعهده گرفته بود، از بت «عزّی» در برابر آیین جدید، حمایت کند (واقدی، ٢ / ٨٧٤).
ابولهب همسایۀ پیامبر بود و با همسرش امّ جمیل بر سر راه پیامبر (ص) خار و خاشاک و زباله میریختند و او را گونهگونه میآزردند (ابن اسحاق، ١٤٤؛ ابن سعد، ١ / ٢٠٠؛ ابن هشام، ١ / ٣٨٠؛ بلاذری، ١ / ١٣١). با اینهمه، باتوجه به برخی روایات، به نظر میرسد که او گاه نیز به حمایت از ابوطالب و پیامبر (ص) برمیخاسته است (ابن هشام، ٢ / ١٠).
پس از اینکه پیامبر (ص) به دستور خداوند دعوت خود را میان خویشان خود آشکار کرد، ابولهب از همانجا بنای مخالفت و عداوت نهاد و به آنان گفت که برای حفظ کیش آباء و اجدادی، در برابر آیین جدید بایستد و پیامبر (ص) را به استهزا گرفت. گفتهاند که سورۀ «مسد» پس از این بود که در ذمّ او و همسرش بر پیامبر (ص) نازل شد (احمد بن حنبل، ١ / ٣٠٧؛ ابن سعد، ١ / ٧٤؛ بلاذری، ١ / ١١٩-١٢٠؛ برای روایتهای گوناگون در مورد شأن نزول این سوره، نک : قرطبی، ٢٠ / ٢٣٤-٢٣٥) و به همین سبب ابولهب ظاهراً بیشتر به تحریک همسرش، پسران خود را وادار کرد تا دختران پیامبر (ص) را رها سازند (ابن سعد، ١ / ٣٦-٣٧؛ بلاذری، ١ / ١٢٢-١٢٣، ٤٠١). هنگامی که قریشیان هر گونه رابطه را با پیامبر (ص) و مسلمانان و بنی هاشم تحریم کردند و ایشان ناچار به شعب ابوطالب رفتند، ابولهب از قریشیان پشتیبانی کرد (ابن اسحاق، ١٥٦؛ ابن سعد، ١ / ٢٠٩). گفته شده است که وی در میان آن دسته از سران مشرکان بود که تصمیم گرفتند، پیامبر را شبانه و پنهانی در بستر خویش به قتل رسانند (همو، ١ / ٢٢٨). پس از فوت ابوطالب و خدیجه، ابولهب که اینک بر بنیهاشم، ریاست یافته بود، نخست تصمیم گرفت، به ظاهر برای مدتی از پیامبر (ص) در برابر تعرض قریشیان حمایت کند، ولی بعداً چون نظر پیامبر (ص) را در مورد ایمان عبدالمطلب دانست، از آن رأی بازگشت (همو، ١ / ٢١١؛ بلاذری، ١ / ١٢١) و همچنان به ناسزاگویی و تکذیب پیامبر (ص) ادامه داد (ابناسحاق، ٢٣٢؛ ابن سعد، ١ / ٢٦١؛ یعقوبی، ٢ / ٢٤).
پس از هجرت پیامبر (ص)، ابولهب به سبب بیماری نتوانست در جنگ بدر (٢ ق) شرکت کند (بلاذری، ١ / ٢٩٢؛ قس: ابوالفرج، ٤ / ١٧٣-١٧٤، که دلیل دیگری برای آن آورده است)، ولی به جای خود، عاص بن هشام بن مغیره را فرستاد که از ابولهب دینی بر گردن داشت و ابولهب به همین سبب بدهکاری او را بخشید (واقدی، ١ / ٣٣). روایاتی از رفتار شگفت او پس از شنیدن خبر شکست قریشیان نقل شده است (ابن هشام، ٢ / ٣٠٢؛ ابوالفرج، ٤ / ٢٠٥-٢٠٦)، اما وی که به بیماری پوستی سختی مبتلا بود، ٧ روز پس از واقعۀ بدر درگذشت (ابن هشام، همانجا؛ ابن سعد، ٤ / ٧٤؛ بلاذری، ١ / ١٣١؛ قس: مسعودی، ٢٠٦). قریشیان جسد او را، شاید از بیم سرایت بیماری، به بیرون مکه بردند و بر آن سنگ انباشتند (بلاذری، ١ / ٤٧٨؛ ابوالفرج، ٤ / ٢٠٦). ابن بطوطه (ص ١٤٣) در بیرون مکه، قبر منسوب به او را دیده بوده است.
تصریح به نام ابولهب در قرآن کریم و ذمّ شدید او، بعدها گاه موجب برخی نزاعها و اظهار نظرها شد (نک : کشی، ٢٩٠؛ ابن ابی الحدید، ٢ / ١٧٢).
پسران ابولهب، بعدها در فتح مکه مسلمان شدند (طبری، ١ / ٢٣٤٣) و در پیکارهای طائف و حنین شرکت کردند (ابنقدامه، ١٤٣) و نسل او از طریق پسرانش ادامه یافت (ابن حزم، ٧٢؛ سمعانی، ١١ / ٢٣٦).
مآخذ
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٩ م؛
ابن اسحاق، محمد، السیر و المغازی، به کوشش سهیل زکّار، دمشق، ١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م؛
ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
ابن حبیب، محمد، المنمّق فی اخبار قریش، به کوشش خورشید احمد فارق، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابندرید، محمد بن حسن، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٨ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به کوش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابن قدامه، عبدالله بن احمد، التبیین فی انساب القریشیین، به کوشش محمد نایف دیلمی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش ابراهیم ابیاری و دیگران، قاهره، ١٣٥٥ ق / ١٩٣٦ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، دارالکتب المصریة؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ ق؛
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ١٩٥٩ م؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
طبری، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٩-١٨٨١ م؛
قرآن مجید؛
قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، قاهره، ١٣٨٦ ق / ١٩٦٧ م؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛
مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، به کوشش عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره، ١٩٣٨ م؛
واقدی، محمد بن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م؛
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ ق / ١٩٦٠ م.
علی بهرامیان