دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٩٣ - آلپ تکین
آلپ تکین
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آلپتکین، از غلامان ترک دربار سامانیان و بنیادگذار سلسلۀ غزنوی (ح ٣١٤- ٣٥٩ق / ٩٢٦-٩٧٠م). اگر سخن نظامالملک را بپذیریم که میگوید آلپتکین به هنگام رسیدن به مقام سپهسالاری خراسان (٣٤٩ق / ٩٦٠م) ٣٥ سال داشت، باید تولد او را در حدود ٣١٤ق / ٩٢٦م بدانیم (ص ١٢٣) آلپتکین را هنگامی که غلام بود، احمد بن اسماعیل، دومین امیر سامانی، خرید و در دربار خود نگه داشت. او به سبب کاردانی و لیاقتی که از خود نشان داد، به سرعت پایگاه خویش را بالا برد. در زمان امیر نوح او فردی شناختهشده بود و ظاهراً جزو صاحبان مقامات دولتی محسوب میگردید (مقدسی، ٢ / ٤٩٣). در همان زمان، فرمانرواییِ پارهای از شهرهای قلمرو سامانی به او سپرده شده بود. نظامی عروضی (ص ١٤) دربارۀ فرمانروایی آلپتکین در هرات، در کتاب خود مطالبی بیان داشته که مآخذ دیگر آن را تأیید نکرده است. پس از امیر نوح در زمان فرمانروایی پسرش، عبدالملک، آلپتکین به سمت سرپرست نگهبانان دربار سامانی منصوب شد. در ٣٤٥ق / ٩٥٦م هنگامی که بکربن مالک ــ سپهسالار اردوی سامانی ــ به امید گرفتند خلعت و مقام به بخارا آمد، در موقع بار یافتن نزد عبدالملک بن نوح به اتهام گرایش به آل بویه و قرمطیان دستگیر شد و در همانجا طبق طرح و قرار قبلی، آلپتکین او را بر زمین زد و با یاری چند تن دیگر وی را کشت (گردیزی، ٣٥٢؛ منهاج سراج، ٢١٠). پس از این کار، آلپتکین موقعیت بهتری به دست آورد به گونهای که چون روابطش با یوسف بن اسحاق، وزیر عبدالملک، که در ٣٤٨ق / ٩٥٩م به وزارت رسیده بود، تیره گردید، نزد امیر سامانی از او بدگویی کرد و سبب گردید تا وزارت را از او بستانند و به ابوعلی محمد بن محمد بلعمی (د ٣٦٣ق / ٩٧٤م) که مورد اعتماد آلپتکین بود، بدهند. آلپتکین در اواخر دوران عبدالملک چون حال او را دگرگون دید کمتر به حضور او میرفت. در این زمان عبدالملک نخست فرمانروایی بلخ را به او پیشنهاد کرد، اما آلپتکین این شغل را برای خود کوچک دانست و بدانجا نرفت. پس سپهسالاری خراسان را که یکی از شغلهای مهم دوران سامانی بود، به او سپردند و ابومنصور محمد بن عبدالرزاق را که امیری ایراندوست بود، از آن کار برکنار کردند و به فرمانروایی طوس فرستادند. آلپتکین روز ٢٠ ذیحجۀ ٣٤٩ق / ١٠ فوریۀ ٩٦١م به نیشابور مرکز فرمانروایی خود رفت. وزیر او در این هنگام ابوعبدالله محمد بن احمد شبلی بود. آلپتکین پیش از حرکت به سوی نیشابور، با ابوعلی بلعمی وزیر سامانی پیمان بست که هر دو، جانب یکدیگر را نگه دارند. پس از آن ابوعلی هیچ کاری بیمشورت با آلپتکین انجام نداد (گردیزی، ٣٥٣-٣٥٤). در زمان اقامت در نیشابور، آلپتکین پیوسته هدایایی برای عبدالملک میفرستاد. ازجمله، زمانی برای او چند اسب گسیل داشت. روزی عبدالملک به هنگام بازی چوگان از یکی از این اسبان فرو افتاد و بر اثر صدمهای که دید، در ٨ شوال ٣٥٠ق / ٢٠ نوامبر ٩٦١م درگذشت (نرشخی، ١٣٤؛ گردیزی، ٣٥٤؛ منهاج سراج، ٢١٠). پس از عبدالملک برای تعیین جانشین وی اختلاف پدید آمد. ابوعلی بلعمی نامهای به آلپتکین نوشت و نظر امرا جویا شد. آلپتکین چون منصور بن نوح را برای این مقام مناسب نمیدانست، نصر بن عبدالملک پسر شاهِ درگذشته را برای جانشینی عبدالملک پیشنهاد کرد. نصر بر تخت سامانی نشست، لیکن پس از یک روز، بزرگان سامانی که با او موافقت نداشتند، وی را برکنار کردند (مقدسی، ٢ / ٤٩٣-٤٩٤) و منصور در ١٩ شوال ٣٥٠ق / ١ دسامبر ٩٦١م، به جای عبدالملک بر تخت نشست. آلپتکین چون از این جریان آگاه شد، رسولی فرستاد تا شاید بتواند نامههایی را که بیش از آن به ابوعلی بلعمی در این باره نوشته بود از میان راه پس بگیرد، لیکن فرستاده دیر رسید و دربار سامانی از مخالفت آلپتکین با امیر تازه آگاه شد.
منصور بن نوح، آلپتکین را از سپهسالاری خراسان برکنار کرد و دیگر بار ابومنصور عبدالرزاق را به این سمت برگماشت و او را فرمود که از حرکت آلپتکین به سوی بخارا جلوگیری کند (گردیزی، ٣٥٤-٣٥٥؛ نرشخی، ١٣٤-١٣٥؛ منهاجسراج، ٢١١؛ مستوفی، ٣٨١-٣٨٢). پس از آن منصور بن نوح، رسولی نزد آلپتکین فرستاد و او را به بخارا خواست، لیکن او زیر بار نرفت و در ذیقعدۀ ٣٥٠ق / دسامبر ٩٦١م از نیشابور بیرون آمد. ابومنصور عبدالرزاق، سپهسالار تازۀ خراسان، لشکری به دنبال او به طابران طوس فرستاد. اما آلپتکین از آنجا گذشته بود، و فقط مقداری از اسباب و اموال او به تاراج رفت. پس از آن ابومنصور خود به تعقیب آلپتکین رفت. از بخارا نیز نامهای برای سرداران سپاه او فرستادند و او را غاصب شناساندند. آلپتکین در این هنگام پیشدستی کرد و لشکرگاه را آتش زد و با ٧٠٠ تن از غلامان خاص خود راه بلخ را پیش گرفت و آن شهر را به تصرف درآورد. امیر سامانی چون از این جریان آگاهی یافت، «ببداح» را با ٠٠٠’١٢ سپاهی به جنگ او فرستاد، لیکن در نبردی که میان دو طرف درگرفت، ببداح شکست خورد و به بخارا بازگشت (گردیزی، ٣٥٥-٣٥٦).
به روایت دیگر امیر سامانی، اشعث بن محمد را به تعقیب او به بلخ فرستاد. اشعث با آلپتکین جنگید و سرانجام وی را از بلخ بیرون راند، ولی او به غزنین رفت و به جنگ ادامه داد تا منصور وی را امان داد، و او به خدمت، به بخارا رفت (نرشخی، ١٣٥). اما این روایت که آلپتکین دیگر بار به خدمت سامانیان رفته است، مورد تأیید سایر مآخذ نیست و با حوادث زندگانی وی پس از این تاریخ همخوانی ندارد.
آلپتکین از بلخ به سوی هند رفت و چون امیر ابوعلی لاویک (یا امیرانوک)، فرمانروای غزنین، مانع عبور او از آن شهر گردید، وی را در ٣٥١ق / ٩٦٢م از شهر بیرون راند و خود در آنجا به فرمانروایی نشست (منهاج سراج، ٢٢٦). بنابراین باید همین سال را در حقیقت سال بنیادگذاری پادشاهی غزنویان دانست:
بدینسان آلپتکین در غزنین به استقبال به فرمانروایی نشست و بهتدریج بخشهایی از سرزمین پهناور هند را نیز گرفت و بر قلمرو خود افزود. مالیاتی که برایش میرسید به ٠٠٠’١٠٠ دینار و ٠٠٠’٦ درهم برمیآمد (ابن حوقل، ٣٥٦-٣٥٧). سال درگذشت او را در مآخذ، مختلف نوشتهاند. مآخذ جدید، درگذشت او را یک سال پس از تسخیر غزنین یعنی ٣٥٢ق / ٩٦٣م، ضبط کردهاند(زامباور، ٤١٦؛ بار تولد، ٥٣٦؛ گردیزدی، ٣٥٦؛ حاشیه، حبیبی، ٣٤). لیکن در مآخذ دست اول، سال درگذشت او به تصریح یاد نشده است، گردیزی از پایان زندگی او در غزنین به اختصار یاد کرده، و عتبی (ص ٢٠) مرگ او را زمانی اندک پس از تصرف غزنین بیان داشته است. ابن حوقل (ص ٣٥٧) که سقوط غزنین را به دست آلپتکین در ٣٥٥ق / ٩٦٦م دانسته، از رویدادهای حوالی آن سال و از هرج و مرجی که غزنین و کابل را فرا گرفته و خود شاهد آن بوده، سخن گفته است. بنابراین او نیز تلویحاً درگذشت آلپتکین را پس از سال یادشده دانسته است. منهاج سراج (ص ٢٢٦) که از مجلدات ازمیانرفتۀ تاریخ بیهقی استفاده کرده است، میگوید که آلپتکین ٨ سال پس از آنکه غزنین را متصرف شد و زاولستان را نیز به قلمرو خود افزود، وفات یافت. به این قرار تاریخ درگذشت او را باید ٣٥٩ق / ٩٧٠م دانست.
نظامالملک آلپتکین را ستوده و فصلی از کتاب خود را به او اختصاص داده است. گرچه بسیاری از نوشتههای او در اینباره مستند نیست ولی نشاندهندۀ آن است که در زمان وی آلپتکین از شهرت فراوان برخوردار بوده است. به گفتۀ نظامالملک آلپتکین بهتدریج بر میزان سرمایۀ خود میافزود تا زمانی که روزی ٣٠ غلام میخرید (ص ١٢٤). او صاحب ٥٠٠ قریه در خراسان و ماوراءالنهر بود و در هر شهری کاخ و باغ و کاروانسرا و گرمابهای برای خود داشت (بارتولد، ٥١١).
پس از مرگ آلپتکین فرزندش اسحاق بن آلپتکین بر جای پدر نشست، اما پس از یک سال ابوعلی لاویک، امیر پیشین غزنین، او را از شهر بیرون کرد. اسحاق به ناگزیر به بخارا گریخت و در آنجا از منصور بن نوح سامانی کمک خواست. منصور به این شرط که او دستنشاندگی سامانیان را بپذیرد و خطبه به نام آنان بخواند، او را یاری داد و دیگر بار به فرمانروایی غزنین رسانید. پس از اسحاق غزنین به دست یکی از غلامان آلپتکین به نام بِلْکاتَکین افتاد. پس از او پریتکین یا پیریتکین یکی دیگر از غلامان بر تخت فرمانروایی غزنین نشست و سرانجام در ٢٧ شعبان ٣٦٦ق / ٢٠ آوریل ٩٧٧م سبکتکین، یکی دیگر از غلامان ترک که داماد آلپتکین بود، به فرمانروایی غزنین رسید. (منهاجسراج، ٢٢٧). سبکتکین پادشاهی را در خاندان خود برقرار ساخت و بدین ترتیب سلسلۀ غزنویان بنیاد نهاده شد.
مآخذ
ابن حوقل، ابوالقاسم محمد، صورةالارض، بیروت، دار مکتبة الحیاة؛
بارتولد، ولادیمیر، ترکستاننامه، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٥٢ش؛
بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به کوشش قاسم غنی و علیاکبر فیاض، تهران، خواجو، ١٣٦٢ش؛
حبیبی، عبدالحی، افغانستان بعد از اسلام، کابل، ١٣٥٧ش؛
زامباور، ادوارد ریترفون، نسبنامۀ خلفا و شهریاران، ترجمۀ محمدجواد مشکور، تهران، خیام، ١٣٥٦ش؛
عتبی، ابونصر، تاریخ یمینی، ترجمۀ ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی، به کوشش جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٧ش؛
گردیزی، عبدالحی بن ضحاک، تاریخ، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب، ١٣٦٣ش؛
مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، ١٣٦٢ش؛
مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم، ترجمۀ علینقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ١٣٦١ش؛
منهاج سراج، طبقات ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، کابل، انجمن تاریخ افغانستان، ١٣٤٢؛
نرشخی، محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ترجمۀ ابونصر احمد بن محمد قباوی، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، توس، ١٣٦٣ش؛
نظامالملک، حسن بن علی، سیاستنامه، به کوشش محمد قزوینی، تهران، زوار، ١٣٤٤ش؛
نظامی عروضی، احمد، چهارمقاله، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، بریل، ١٣٢٧ق / ١٩٠٩م.
سیدعلی آل داود