دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٠٦ - بهروزخان
بهروزخان
نویسنده (ها) :
علی کرم همدانی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِهْروزْخان، نام دو تن از امیران كرد دنبلی در عهد صفویه:
١. امیر بهروز خان
ملقب به سلمان خلیفه، پسر امیر رستم. وی در ٩٢٠ق /١٥١٤م امیر طایفۀ دنبلی شد و ٥٥ سال به حكمرانی پرداخت. در نخستین سال فرمانروایی او سلطان سلیم عثمانی به آذربایجان لشكر كشید. امیر بهروز برای حفظ ایل خود از گزند سپاهیان عثمانی، آنان را از ناحیۀ خوی به ناحیۀ كوهستانی هكّاری و ارجیش (ه م) كوچاند و سپس پسر خود كنعان بك را به سرپرستی ایل گماشت و خود به حضور شاه اسماعیل اول صفوی رسید. شاه اسماعیل هم به پاس خدمات پدران وی به خاندان صفوی، او را ملقب به «سلمان» نمود ( تاریخ...، ١٤٢). همچنین شاه اسماعیل او را منصب خلیفگی بخشید (همانجا) و به او اجازۀ ارشاد داد (نک : جواهر، ٤ /٢٠٦).
در ٩٤٥ق /١٥٣٨م كه سلطان سلیمان عثمانی به عزم تسخیر آذربایجان وارد ایران شده بود ( تاریخ، همانجا)، شاه طهماسب صفوی در بازگشت از نبرد ازبكان، با شمار اندكی از سپاهیان خود، در ابهر اردو زد و آمادۀ دفع تهاجم سپاهیان عثمانی شد. در این هنگام، امیر بهروز با سواران تازه نفس به اردوی شاه طهماسب پیوست (همان، ١٤٥).
امیر بهروز در ٩٩٥ق /١٥٨٧م در ٩٥ سالگی درگذشت و او را در مقبرۀ امرای دنبلی به خاك سپردند. تنها پسر او كنعانخان در روزگار جوانی درگذشته بود و ازاینرو، پس از وی نوادهاش ایوبخان به امارت رسید (همان، ١٤٤؛ جواهر كلام، ٤ /٢٠٧).
٢. بهروزخان دوم
پسر ایوبخان. او از نزدیكان شاه عباس اول صفوی بود (همانجا). هنگامی كه شاه عباس در ١٠٠٩ق / ١٦٠٠م پیاده رهسپار زیارت مشهد مقدس شد، بهروزخان از جملۀ همراهان او بود كه سراسر راه را پیاده پیمودند. در این سفر بهروزخان به لقب جد خود «سلمان» ملقب گردید ( تاریخ، ١٤٧؛ نیز نک : اسكندربیك، ٦١٠-٦١١).
در ١٠١٢ق به هنگام باز پسگیری تبریز از عثمانیان بهروزخان به شاه عباس پیوست و پیشاپیش، خود را به تبریز رسانید و «دفتر آقاسی» (دفتردار) پاشای عثمانی را از تبریز ربود و در نیك پیِ زنجان نزد شاه عباس برد. شاه عباس هم با اطلاعات دفتر آقاسی دریافت كه سپاه عثمانی برای سركوب كردهای سلماس، تبریز را بیدفاع گذاردهاند، ازاینرو، با نیرویی اندك (حدود ٣٠٠ نفر) به تبریز تاخت و در ١٩ ربیعالثانی ١٠١٢ وارد آن شهر شد و مقدمات رهایی دیگر نواحی آذربایجان را فراهم كرد (ریاحی، ١٢٩؛ تاریخ، ١٤٨).
در ١٠١٧ق /١٦٠٨م، هنگامی كه بهروزخان حاكم چورس از توابع خوی بود، برای مقابله با تعرضات مرزی محمدپاشا، حاكم عثمانیِ ارجیش و عادل جور، از حاكم تبریز یاری جست و با ٥٠٠ سوار بر سر او تاخت و او را در بند كرده، به تبریز فرستاد (اسكندربیك، ٧٨٣-٧٨٤).
در ١٠٢٥ق هنگامی كه شاه عباس در گرجستان بود، فرزندان غازیبیك كرد شوریدند و به قلعۀ قارنیارق دست یافتند و با دستدرازی به نواحی سلماس، موجبات ناامنی را در این نواحی فراهم آوردند. بهروزخان به همراه پیربوداقخان حاكم تبریز برای دفع این فتنه از تبریز بیرون آمدند. در جنگی كه نزدیك سلماس درگرفت، حاكم تبریز كشته شد و بهروزخان به محاصرۀ كردان درآمد. اما با شنیدن خبر بازگشت شاه عباس از گرجستان به جانب آذربایجان، كردان عقبنشینی كردند و بهروزخان هم در تبریز به حضور شاه عباس رسید و خلعت یافت (همو، ٩٠١-٩٠٢).
تاریخ درگذشت بهروزخان دوم به درستی دانسته نیست. منابع مختلف تاریخ مرگ وی را از ١٠١٤ تا ١٠٤٥ق یاد كردهاند. منابعی كه اساس آنها ریاض الجنة تألیف عبدالرزاق دنبلی بوده است، بر تاریخ ١٠١٤ق تأكید دارند؛ ولی این تاریخ نادرست مینماید، زیرا پسر و جانشین وی علیخان، لقب صفیقلی داشته، و از اینرو، احتمالاً بیشتر دوران امارت علیخان مقارن با سلطنت شاه صفی (١٠٣٨-١٠٥٢ق / ١٦٢٩-١٦٤٢م) بوده است. از سوی دیگر اسكندربیك در ذیل وقایع سال چهل و دوم سلطنت شاه عباس اول (١٠٣٨ق)، از بهروزخان به عنوان حاكم منطقۀ چورس و سلماس یاد میكند (ص ١٠٨٦)؛ بنابراین مرگ وی احتمالاً در سالهای نخستین سلطنت شاهصفی اتفاق افتاده است.
مآخذ
اسكندربیك منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
تاریخ دودمان دنبلی، نسخۀ خطی موجود در كتابخانۀ مركز، شم ٣٢١٠؛
جواهر كلام، عبدالعزیز، آثار الشیعة الامامیة، ترجمۀ علی جواهر كلام، تهران، ١٣٠٧ش؛
ریاحی، محمدامین، تاریخ خوی، تهران، ١٣٧٢ش..
علی كرمهمدانی