دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٩٨ - جنید بن عبدالرحمان
جنید بن عبدالرحمان
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جُنِیْدِ بْنِ عَبْدُالرَّحْمان، ابویحیى (د محرم ١١٦ / فوریۀ ٧٣٤)، حاکم سِند و خراسان در دورۀ اموی. وی از تیرۀ مرّة بن عوف از قبیلۀ بنی تمیم بود و نسبت مُرّی او از اینجا ست (کلبی، ٤١٦-٤١٧؛ بلاذری، انساب ... ، ١٣ / ١٠٢؛ برای سلسله نسب و کنیۀ او، نک : ابن عساکر، ١١ / ٣٢٢). دربارۀ چگونگی پیوند وی با دربار اموی، در مآخذ موجود چیزی نیامده است و به داستانی که نوادۀ او، جنادة بن عمرو، به نقل از پدر و جدش، در همین باب آورده، نیز نمیتوان اعتماد کرد (نک : همو، ١١ / ٢٩٠).
وی از سوی ابن هُبیرۀ فزاری (ه م)، که از ١٠٢ق به فرمان یزید بن عبدالملک، دومین خلیفۀ اموی حاکم عراق و خراسان بود (نک : طبری، ٦ / ٦١٧)، به ولایت سند گماشته شد (بلاذری، همانجا، فتوح ... ، ٤٤٢؛ نیز نک : اخبار ... ، ٢٠١). بعدها در شوال ١٠٥ / مارس ٧٢٤، که هشام بن عبدالملک، ولایت عراق را به خالد بن عبدالله قسری سپرد (نک : طبری، ٧ / ٢٦)، جنید را دستور داد به فرمان خالد باشد (بلاذری، همانجا؛ نیز نک : خلیفه، ٢ / ٥٣٨؛ دربارۀ سابقۀ فتوحات در نواحی هند و سند در این دوره، نک : الیت، I / ٤٣٩ ff.). گفتهاند که بُکَیر بن ماهان (ه م)، رهبر داعیان ضد اموی، به عنوان مترجم، در این مأموریت همراه وی بوده است (نک : دینوری، ٣٣٣؛ اخبار، همانجا). جنید نخست به شهر دیبل (بَنبور کنونی، نزدیک کراچی پاکستان، نک : بلوچ، ٢٠، شم ١٠) درآمد و با حاکم آن نواحی در نبرد شد. چون دامنۀ جنگ به هند رسید، جنید به آنجا رفت و سرانجام حاکم را به قتل رسانید (بلاذری، همانجا).
جنید در دورۀ حکومت خود، شهر کایرا (در منابع عربی: کیرج، نزدیک احمدآباد کنونی در گجراتِ هند، نک : بلوچ، ١٢٣، شم ١٦٦(b)) را که اهالی آنجا پیمانشکنی کرده بودند، بار دیگر فتح کرد (بلاذری، همانجاها؛ نیز نک : یعقوبی، ٢ / ٣٧٩). آنگاه عوامل خود را برای ادامۀ فتوحات به نقاط گوناگون آن منطقه گسیل داشت (بلاذری، فتوح، همانجا؛ نیز نک : یعقوبی، ٢ / ٣٧٩-٣٨٠). جنید در این فتوحات، غنایم بسیاری به چنگ آورد و یاران را از گشادهدستیهای خویش برخوردار ساخت (بلاذری، انساب، ١٣ / ١٠٣، نیز نک : فتوح، همانجا؛ یعقوبی، ٢ / ٣٨٠؛ برای میزان هنگفت گردآوری مالیات هند در دورۀ او، نک : ابن فقیه، ٣٩١). به روایتی، دامنۀ فتوحات او تا مرز چین نیز رسید (یعقوبی، ٢ / ٣٧٩).
جنید از سوی خالد قسری، تا دو سال بر سند ولایت داشت و سپس عزل شد (خلیفه، همانجا). در حدود سال ١١٢ق، وی با تقدیم هدیهای گرانبها ــ به احتمال بسیاراز جواهرات هنـد ــ بـه خلیفه و همسرش، توانست با جلب نظر ایشان، بار دیگر حکومت خراسان را از آن خویش کند (طبری، ٧ / ٦٧؛ برای انتصاب او، نک : خلیفه، ٢ / ٥٠٢؛ بلاذری، همان، ٤٢٩، انساب، ١٣ / ١٠٢؛ گردیزی، ١١٥).
شرح فعالیتهای جنید در نواحی خراسان و ماوراءالنهر را طبـری (همـانجا) از ابـوالحسن مـداینی (د ٢٢٥ق / ٨٤٠ م) ــ که کتابی در باب فتوح خراسان و دورۀ حکمرانی جنید بن عبدالرحمان داشته است (نک : ابن ندیم، ١١٥) ــ نقل میکند، اما بلاذری (د ٢٧٩ق / ٨٩٢ م)، مطلبی را به صراحت از ابوعبیده مَعمَر بن مُثَنّى (د ٢١٠ق) ــ که اثری با عنوان کتاب خراسان داشته (ابن ندیم، ٥٩) ــ آورده است (فتوح، همانجا). روایت ابن اعثم که به طور معمول به مأخذ خود اشاره نمیکند، با گزارش مداینی اختلافاتی دارد (نک : دنبالۀ مقاله).
به روایتی، جنید بیدرنگ رو به سوی ماوراءالنهر نهاد و در حوالی بیکند، در غرب بخارا، که عامل پیشین خراسان، اَشرس ابن عبدالله سُلَمی، در آنجا از ترکان به سختی شکست خورده بود (نک : ابن اعثم، ٤ / ٣٠٧)، توانست لشکر عظیم ترکان را با دشواری بسیار شکست داده، پسر یا برادرزادۀ خاقان را به اسارت درآورد (طبری، ٧ / ٦٧-٦٨؛ نیز نک : بلاذری، همانجا). آنگاه کسانی را بر شهرهای بلخ، بخارا و هرات گماشت و خود پس از درنگی کوتاه در تِرمِذ، به مرو، تختگاه خراسان درآمد (طبری، ٧ / ٦٨-٦٩).
اما روایتی دیگر نشان میدهد که نخستین نبرد میان جنید و ترکان، در کنار رود بلخ در ١١٢ق / ٧٣٠م اتفاق افتاد و جنید از آنجا به مرو رفت (ابن اعثم، ٤ / ٣٠٧؛ نیز نک : طبری، ٧ / ٧١) و سال بعد، بار دیگر به ناحیۀ بلخ بازگشت (ابن اعثم، همانجا).
به هر حال، جنید از بلخ قصد نفوذ در طخارستان داشت و سپاهیان او در این مناطق به پیروزیهایی نیز دست یافته بودند (طبری، همانجا؛ ابن اعثم، ٤ / ٣٠٨)؛ اما ترکان در این زمان جبهۀ دیگری در نواحی سمرقند گشوده بودند و عامل جنید، سَورة بن حُر دارمی را تاب نبرد با ایشان نبود (طبری، همانجا). سرانجام جنید به رغم توصیۀ سرداران خود دایر بر احتراز از پیشدستی در جنگ و شتابزدگی، عنان به سوی سمرقند گردانید (همو، نیز ابن اعثم، همانجاها). از آن سوی، سوره به دستور جنید، که گویا قصد داشت از دو سو به ترکان هجوم آورد، از سمرقند بیرون آمد، اما ترکان با تباه کردن راههای اصلی و درگیریهای پراکنده، عملاً موجب تأخیر جنید شدند و سوره و اصحابش را از پای درآوردند (طبری، ٧ / ٧٢-٧٨؛ ابن اعثم، نیز خلیفه، گردیزی، همانجاها؛ نسفی، ٢٣١).
سمرقند در محاصرۀ ترکان بود که جنید و سپاهیانش از راه رسیدند و در نبرد سنگینی که بر دروازۀ شهر روی داد، ترکان با وجود کثرت سپاه، شکست خوردند و جنید با پیروزی وارد سمرقند شد (همانجاها). وی چند ماهی در آن شهر درنگ کرد و چون آگاهی یافت که ترکان رو به سوی بخارا کردهاند، به رغم مخالفت برخی از فرماندهان سپاه، بدان سوی رهسپار شد (طبری، ٧ / ٨١-٨٢). در نبردی که در کرمینیه (١٢ فرسنگی بخارا، نک : یاقوت، ٤ / ٢٦٨)، میان دو سپاه روی داد، ترکان بار دیگر شکست خوردند و روی به هزیمت نهادند (طبری، ٧ / ٨٣). اما به روایت ابن اعثم، جنید پس از نبرد سمرقند، به مرو رفت و از آنجا در نامهای اخبار پیروزیهای خود را همراه هدایایی، به خلیفه رسانید (٤ / ٣١١).
به نظر میرسد که این نبردها تا سالها بعد، ماوراءالنهر را از یورش و غارت ترکان در امان داشت و چون در ١١٥ق / ٧٣٣م در خراسان قحطی بروز کرد، چنانکه جنید خود تصریح کرده است، بخارا از آسیب آن محفوظ ماند (طبری، ٧ / ٩٢). روایتهایی نشان میدهد که جنید، نسبت به داعیان ضد اموی، سختگیر بود و برخی از ایشان را به تیغ سپرد (همو، ٧ / ٨٨؛ نیز نک : دینوری، ٣٣٥-٣٣٧).
جنید در مرو بر اثر بیماری درگذشت (بلاذری، انساب، ١٣ / ١٠٢، فتوح، ٤٢٩؛ طبری، ٧ / ٩٢-٩٣) و در مرگ او مرثیههایی سروده شد (همو، ٧ / ٩٣-٩٤؛ ابوالفرج، ٢٠ / ٤٢٢). به روایتی خلیفه به سببی از او رنجیده، و اندکی پیش از مرگ وی، از حکومت عزلش کرده بود (طبری، ٧ / ٩٣؛ ابن اثیر، ٥ / ١٨٢). جنید را مردی بخشنده و گشاده دست وصف کردهاند (بلاذری، انساب، همانجا؛ صفدی، ١١ / ٢٠٥).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن فقیه، احمد، البلدان، به کوشش یوسف هادی، بیروت، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به کوشش سمیر جابر، بیروت، دارالفکر؛
اخبار الدولة العباسیة، به کوشش عبدالعزیزدوری و عبدالجبار مطلبی، بیروت، ١٩٧١م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
همو، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٣م؛
خلیفة بن خیاط ، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٠م؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٥٩م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش شکری فیصل، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
طبری، تاریخ؛
کلبی، هشام، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
گردیزی، عبدالحی، زینالاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ش؛
نسفی، عمر، القند فی ذکر علماء سمرقند، به کوشش یوسف هادی، تهران، ١٣٧٨ش / ١٩٩٩م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش هوتسما، لیدن، ١٩٦٩م؛
نیز:
Bloch, N.A., introd. and notes Fathnamah-i Sind, Islamabad, ١٩٨٣;
Elliot, H.M., The History of India, Lahore, ١٩٧٩.
علی بهرامیان