دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥ - ابن اسفندیار
ابن اسفندیار
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٥ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اِسْفَنْدیار، بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار كاتب (زنده در ٦١٣ ق/ ١٢١٦ م)، تاریخ نگار ایرانی اواخر سدۀ ٦ و اوایل سدۀ ٧ ق/ ١٢ و ١٣ م (قزوینی، ٢/ ١٨). از احوال او آگاهیهای زیادی در دست نیست. در مقدمۀ اثر برجستهاش، تاریخ طبرستان، به سرگذشت خود اشارههایی دارد. وی بخشی از دوران زندگانی خود را در دربار پادشاهان آل باوند (ه م) به سر برد (نفیسی، ١/ ١٢٩) و در آنجا از حمایت حسامالدوله اردشیر بن حسن باوندی (٥٦٧-٦٠٢ ق/ ١١٧٢-١٢٠٦ م) برخوردار بود. پیش از سال ٦٠٦ ق به بغداد سفر كرد و در ٦٠٦ ق از آنجا به قصد عراق عجم خارج شد، اما چون در همان اوقات خبر كشته شدن نصیرالدوله رستم بن اردشیر بن حسن فرزند حامی خود را شنید، به سوی ری آمد. طبرستان موطن ابن اسفندیار از آن پس به خواست بزرگان آنجا تحت قلمرو سلطان محمد خوارزمشاه درآمد و او خبر این حوادث را در آغاز كتاب خود نوشته است (ص ١). دوران توقف او در ری حداقل دو ماه به طول انجامید (ص ٤). در این شهر بود كه در كتابخانۀ مدرسۀ رستم بن علی بن شهریار، كتابی را كه ابوالحسن بن محمد یزدادی در تاریخ گاوبارگانِ طبرستان به عربی نوشته بود، به دست آورد و بر آن شد كه كتاب را به عنوان اساس كار خود به فارسی برگرداند (ص ٤-٥). اندك زمانی پس از ترجمۀ كتاب، هنوز آن را از سواد به بیاض نبرده بود كه به دعوت پدر به وطن خود مازندران (احتمالاً آمل) بازگشت و پس از توقفی كوتاه، راه خوارزم در پیش گرفت (ص ٥ -٧). این شهر، به گفتۀ او، در آن وقت شهری آبادان و با رونق و میعادگاه دانشمندان بود. ٥ سال از توقف او در خوارزم گذشته بود كه روزی در بازار كتابفروشان و صحافان آن شهر ترجمۀ عربی ابن المقفع از نامۀ تنسر را به دست آورد. تنسر، موبد بزرگ اردشیر بابكان، این نامه را به جشنسْف (گشنسب)، شاه طبرستان، نوشته و او را به اطاعت اردشیر خوانده بود. ابن اسفندیار این متن را به فارسی ترجمه كرد و آن را در مدخل تاریخ طبرستان خود قرار دارد (ص ٧- ٨، ١٦٦-١٦٧) و بدین سان این اثر گرانبهای ادبیات پهلوی را از گزند روزگار حفظ كرد.
نامۀ تنسر یكی از مهمترین اسنادی است كه راجع به تشكیلات زمان ساسانیان نوشته شده است (كریستن سن، ٨٢). ابن اسفندیار در ٦٠٣ ق/ ١٢٠٦ م به نگارش تاریخ خود مشغول بوده است، چه در یك جای آن اشاره میكند كه در این زمان، ٤٠٠ سال از شهادت امام رضا (ع) (٢٠٣ ق/ ٨١٨ م) میگذرد (ص ٢٠٣؛ قس: ادبیات تهران، ١/ ٨٦). البته تاریخ یاد شده با توجه به سال شروع تألیف كتاب (پس از آمدن مؤلف به ری در ٦٠٦ ق) تقریبی مینماید. او به طور یقین تا ٦١٣ ق/ ١٢١٦ م در قید حیات بوده و تا این زمان مشغول نگارش تاریخ خود بوده است. به درستی معلوم نیست كه آیا او در حملۀ مغول به خوارزم در ٦١٧ ق/ ١٢٢٠ م در آن شهر بوده و كشته شده، یا پیش از آن به زادگاه خود در مازندران بازگشته است.
اثر ابن اسفندیار قدیمترین كتاب در تاریخ طبرستان است. انشای آن بسیار فصیح است، ولی مؤلف در استعمال لغات عربی افراط ورزیده است. بخشهای نخستین این كتاب حاوی مطالب افسانهای است، ولی در مورد طبرستان پس از اسلام، اطلاعات تاریخی و جغرافیایی آن ارزشمند و مستند است، به ویژه آگاهیهای بسیاری در مورد افراد مشهور محلی و شاعرانی كه به زبان طبری شعر سرودهاند. در آن به دست داده شده است. این كتاب در ٤ «قسم» است. بخشهای پایانی آن كه در خصوص آل بویه و آل زیار و ابتدای تاریخ آل باوند بوده از میان رفته است. ادوارد براون خلاصهای از این اثر را به زبان انگلیسی ترجمه كرده و در ١٩٠٥ م منتشر ساخته است. متن فارسی آن همراه با ذیلهایی كه دیگران بر این كتاب افزودهاند، در ١٣٢٠ ش در تهران به كوشش عباس اقبال آشتیانی به چاپ رسیده است (نک : تاریخ طبرستان ).
مآخذ
ابن اسفندیار، محمد بن حسن، تاریخ طبرستان، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٢٠ ش؛
ادبیات تهران، خطی؛
اقبال، عباس، مقدمه بر تاریخ طبرستان (نک : ابن اسفندیار در همین مآخذ)؛
براون، ادوارد، تاریخ ادبی ایران، ترجمۀ غلامحسین صدری افشار، تهران، ١٣٥٧ ش؛
قزوینی، محمد، یادداشتها، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٧ ش؛
كریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ غلامرضا رشید یاسمی، تهران، ١٣٤٥ ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران، تهران، ١٣٤٤ ش.
سیدعلی آلداود