دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٦٣ - ابن اثیر، ابوالحسن
ابن اثیر، ابوالحسن
نویسنده (ها) :
رضا رضازاده لنگرودی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَثیر، ابوالحسن علیّ بن ابی الكرم محمد بن عبدالكریم بن عبدالله شیبانی (٤ جمادیالاول ٥٥٥-٦٣٠ق / ١٣ مه ١١٦٠-١٢٣٣م)، ملقب به عزّالدّین و مشهور به ابن اثیر جَزَری، مورخ، ادیب و محدّث.
زندگی
ابن اثیر در جزیرۀ ابن عُمر (ه م) زاده شد. پدرش در دستگاه آل زنگی بود و در ٥٧٩ق / ١١٨٣م به موصل منتقل شد (ابناثیر، التاریخ الباهر، ٣؛ یونینی، ١ / ٦٤)، ازاینرو جوانی ابناثیر در موصل گذشت. زندگینامهنویسانِ سدههای ٧، ٨ق / ١٣، ١٤م اطلاعات روشنی از كودكی و جوانی او به دست ندادهاند. وی احتمالاً آموزش را در اوان كودكی با قرآن شروع كرد. سپس به فقه و حدیث پرداخت و در موصل، شام و بغداد نزد استادانی چون ابومحمد عبدالله بن علی بن سویدة، احمد بن عبدالرحمن بن وهبان معروف به ابن افضل الزمان، ابوالقاسم یعیش بن صَدقه، عبدالمنعم بن كُلَیب حَرّانی، ابن ریان بن شبّة، ابوحفص عمر بن طبرزد بغدادی، عبدالمحسن بن عبدالله خطیب طوسی و ابنغنائم حلبی دانش آموخت. وی برخی از این استادان خود را در الكامل معرفی كرده است (١٢ / ٢٦، ٤٢، ٤٣، ١٣١، ١٥٩، ٢٥٨، ٢٩٥، ٤٤٨، ٥٠٥؛ قس: ابن خلكان، ٣ / ٣٤٨؛ سبكی، ٨ / ٢٩٩؛ صفدی، ٢٢ / ١٣٦؛ ذهبی، ٢٢ / ٣٥٤؛ منذری ٣ / ٣٤٨). شهرت وی دیرتر از آن آغاز شده بود كه شرح احوالش در مُعجم الادباء یاقوت ذكر شود، اما روایت قِفطی در انباه الرّواة در زندگینامۀ یاقوت حاكی از ارجگذاری وی به ابن اثیر است. بنا به گزارش قفطی، یاقوت اندكی پیش از مرگ طبق وصیتی كتابهای خود را به ابن اثیر سپرد، تا وی آنها را به وقفالزیدی بغداد برساند و به ناظرش شیخ عبدالعزیز بن دلف تحویل دهد. هر چند ابن اثیر این تعهد را پذیرفت، اما به آن عمل نكرد (جواد، ٢٦٠). با وجود این دانستههای اساسی ما دربارۀ ابن اثیر منحصر به یادداشتهایی است كه ابن خلكان دربارۀ وی به دست داده است. او در ٦٢٦ق / ١٢٢٩م ابن اثیر را در حلب دیدار كرده و او را بسیار ستوده است. ابن خلكان میگوید: ابن اثیر حافظ حدیث بود و تواریخ را از بر داشت و انساب عرب را نیك میدانست و به اخبار عرب واقف بود (٣ / ٣٤٨، ٣٤٩). ابن اثیر مورد احترام نویسندگانی كه از آثار وی سود جستهاند، بوده است. ابنجوزی (٨(١) / ٣٢٠) از او به عنوان استاد یاد كرده است. ابنكثیر (١٣ / ١٣٩) و ابن عماد حنبلی (٥ / ١٣٧) نیز او را ستودهاند. ابناثیر سرانجام در موصل درگذشت. تاریخ درگذشت او را ٦٣٢ق نیز یاد كردهاند (ابوشامه، ١٦٢).
آثـار
نوشتههایی كه از ابناثیر به جای مانده عموماً دربارۀ تاریخ است، وی در مقدمۀ الكامل گوید: من همیشه تمایلی به خواندن كتابهای تاریخی و دانستن تجارب گذشتگان داشتم و پیجوی حوادث آشكار و نهان آن بودم (١ / ٢). آثار وی عبارتند از:
١. اللُباب فی تهذیب الانساب كه بازنویسی استادانهای است از كتاب ارزشمند الانساب نوشتۀ عبدالكریم سمعانی. ابن اثیر كوشیده است آرای سمعانی را حتی در مواردی كه دچار لغزش شده است، به دقت بیان كند، با وجود این در برخی موارد نوشتههای او را پس از تأمّل بسیار اصلاح كرده است (حلمی، ٨٨).
٢. اُسْد الغابة فی معرفة الصحابة، كتابی است در علم رجال كه ٥٠٠‘٧ زندگینامه را دربر دارد. ابن اثیر محتویات كتابهای ابن مَنْده، ابونُعیم، ابن عبدالبَرّ و ابوموسی را در آن جمع كرده و اشتباهات آنان را باز نموده و مطالبی بر نوشتههای آنان افزوده است (صفدی ٢١ / ١٣٦-١٣٧؛ حاجی خلیفه، ١ / ٨٢). این كتاب در ١٢٨٠-١٢٨٦ق / ١٨٦٣- ١٨٦٩م در مصر چاپ شده است.
٣. الكامل فی التاریخ، این كتاب از لحاظ جامعیت بیش از همه به تاریخ طبری نزدیك است، ولی از نظر روش نگارش از آن جداست. روش ابن اثیر در این كتاب گردآوری نوشتههای دیگران و تلفیق آرای گوناگون است. گزارشهای ابن اثیر بر طبق سالها تقسیمبندی شده است و از این دیدگاه ارج ویژهای در تاریخ جهان اسلام دارد. از بخش مربوط به هبوط آدم تا ٣١٠ق / ٩٢٢م بیشتر بر نوشتۀ طبری متكی است، ولی ابن اثیر اطلاعاتی از نوشتههای ابن كلبی، بلاذُری، مُبّرد و مسعودی را نیز بر آن افزوده است. متأسفانه نویسنده در بیشتر موارد منابع خود را یاد نمیكند. كتاب الكامل اخبار مفصلی دربارۀ سامانیان تا مرگ ابوعلی چغانی دارد كه احتمالاً برگرفته از كتاب گمشدۀ التاریخ فی اخبار وُلاة خراسان نوشتۀ ابوعلی سلاّمی است (بارتولد، ١ / ٧٣). همچنین با پیدا شدن نسخۀ تاریخ ثابت بن سنان صابی كه سهیل زكّار آن را در مجموعهای با عنوان اخبار القرامطة در ١٩٨٢م در دمشق چاپ كرده است، میتوان به این نتیجه رسید كه ابناثیر در نوشتن مطالب مربوط به روابط فاطمیان و قرمطیان از این كتاب سود برده است. اهمیت اساسی الكامل بهویژه در مورد رویدادهایی است كه ابن اثیر، برخلاف طبری، به گونهای گسترده از آنها یاد كرده است (اشپولر، XX) و چون وی در دورۀ استیلای مغولان میزیست، كتاب او از منابع مهم تاریخ مغول به شمار میآید. به گفتۀ حلمی ابن اثیر نسبت به خاندان ایوّبیان نظر خوبی نداشت، از این رو تاریخنگاران بعدی، از آن میان ابوشامه، دربارۀ شرح حال و ویژگیهای زندگی صلاحالدین از آثار او سود نجستهاند (ص ٩٠). ابن اثیر با دید انتقادی كه در آن عصر شگفت مینمود، برای تألیف اثر بزرگ خویش از هر جا مآخذی گرد آورده و در مواردی كه دچار تردید شده، آرای گوناگون را یاد كرده و در نقد مآخذی كه به آنها دسترسی داشته، ذوق انتقادی از خود نشان داده است. تألیف كتاب كامل پیش از تاریخ محلی او یعنی التاریخ الباهر آغاز شد، ولی ابن اثیر آن را در ٦١٩ق / ١٢٢٢م یعنی ١١ سال پس از نوشتن التاریخ الباهر به پایان برد. انشای كتاب نسبتاً ساده و قابل درك و گیراست (اشپولر، XX-XXI؛ روزنتال، ١٤٦ به بعد؛ حلمی، ٨٩-٩٠؛ گوتشالك، ٦-٧). نخستین چاپ انتقادی این اثر میان سالهای ١٧٥١-١٨٧١م در ١٢ جلد و فهرستهای آن در ١٨٧٤-١٨٧٦م در ٢ مجلد به كوشش كارل یوهانس تورنبرگ سوئدی در لیدن منتشر شده است .
٤. التاریخ الباهر فی الدولة الاتابكیة، این كتاب شرح حال خاندان عمادالدین زنگی بن قسیمالدولۀ آقسنقر است. مؤلف در مقدمۀ كتاب روابط محكم خاندان خود را با پادشاهان موصل و نیز جنگهای آنان را با صلیبیان یاد میكند. وی در بخش نخست به اخبار دولت قسیمالدولۀ آقسنقر پدر عمادالدین و همكاری او با خاندان سلجوقی كه پس از مرگ ملكشاه (٤٨٥ق / ١٠٩٢م) به كشاكش بر سر قدرت انجامیده بود، پرداخته سپس از كشته شدن قسیمالدوله (٤٨٧ق) در نبردی میان او و تاجالدولۀ تتیش سلجوقی فرماندار دمشق سخن گفته و حُسن سیاست قسیمالدوله را در حلب ستوده و پس از آن اخبار قطبالدین مودود جانشین سیفالدین علی در موصل را یاد كرده است. آنگاه بحران جانشینی در خاندان زنگی را كه پس از درگذشت نورالدین محمود پدید آمده بود، به روشنی بیان كرده است. همچنین رویداهای ٥٦٩ و ٦٠٧ق / ١١٧٤ و ١٢١٠م را به اختصار مورد بررسی قرار داده، سپس شرح حال سیفالدین غازی بن قطبالدین مودود و عزالدین مسعود را به تفصیل آورده است. در پایان نیز روابط خاندان زنگی را با صلاحالدین ایوبی و خلفا و شرح حال دولتمردان و فرماندهانی را كه برخی از آنان در تشكیل و پیشرفت دولت و برخی دیگر در تضعیف آن نقش داشتند، باز گفته است (طلیمات، ١٥-١٧). در این كتاب مؤلف تنها حوادث ١٣٠ سال از تاریخ را مورد بررسی قرار داده كه خود یك چهارم آن را شاهد بوده است. ارزش این تاریخ محلی به سبب شناخت دستاولی است كه نویسنده در این باب داشته است. مهمترین مأخذ او در این اثر گفتههایی است كه از پدرش شنیده بوده است، هر چند اذعان دارد كه نتوانسته همۀ این گفتهها را نقل كند (حلمی، همانجا). كتابهای دیگری كه مورد استفادۀ او قرار گرفته، عبارتند از تاریخ دمشق ابنعساكر، اخبار حلب ابنعدیم و برخی از نوشتههای عماد كاتب اصفهانی (ابناثیر، التاریخ الباهر، ٨٩، ١٢٦، ١٧٤).
حاجی خلیفه (١ / ٣٦٩) كتابی را با عنوان تحفة العجائب و طرفة الغرائب به غلط به عزالدین ابن اثیر منسوب داشته است. همین اشتباه در فهرست دارالكتب المصریه (ص ١٦) تكرار شده است. نسخهای از این كتاب به شمارۀ ١٠٥٨ در تركیه موجود است (كاراتای، III / ٧٩٥-٧٩٦) كه بروكلمان آن را به اسماعیلبن سعید بن محمد مشهور به عمادالدین ابن اثیر (د ٦٩٩ق / ١٣٠٠م) نسبت داده است (GAL, S, I / ٥٨١)، ولی بنا به گفتۀ عبدالقادر طلیمات، در صفحۀ ٤٥ این نسخه، از كتاب كنز الدُرَر و جامع الغرر نوشتۀ عبدالله بن یبك دواداری استفاده شده است. با توجه به این نكته كه این كتاب میان سالهای ٧٣٢-٧٣٦ق / ١٣٣٢-١٣٣٦م نوشته شده، انتساب آن نه تنها به عزالدین ابن اثیر، بلكه به عمادالدین ابن اثیر كه در ٦٩٩ق درگذشته است، نیز خطاست (نك : طلیمات، ٢٦٥).
مآخذ
ابن اثیر، التاریخ الباهر، به كوشش عبدالقادر احمد طلیمات، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
همو، الكامل؛
ابنجوزی، یوسف بن قزاوغلی، مرآةالزمان، حیدرآباد دكن، ١٣٧٠ق / ١٩٥١م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق / ١٩٣٢م؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابوشامه، عبدالرحمن بن اسماعیل، ذیل علی الروضتین، به كوشش محمد زاهد كوثری، قاهره، ١٣٦٦ق / ١٩٤٧م؛
بارتولد، و. و.، تركستاننامه، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٥٢ش؛
جواد، مصطفی، حاشیه بر تلخیص مجمع الآداب ابن فوطی، بغداد، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
دارالكتب المصریة، فهرس الكتب العربیة الموجودة ... ، قاهره، ١٣٥٢ق / ١٩٣٣م؛
ذهبی، شمسالدین محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش بشّار عَوّاد معروف و مُحیی هلال السرحان، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٤م؛
صَفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش رَمزی بعلبكی، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٣م؛
طلیمات، عبدالقادر احمد، مقدمه بر التاریخ الباهر ابن اثیر؛
منذری، عبدالعظیم، التكملة لوفیات النّقلة، به كوشش بشّار عوّاد معروف، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
یونینی، موسی بن محمد، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دكن، ١٣٤٧ق / ١٩٥٤م؛
نیز:
GAL’s, Gottschalk, Hans, Al-Malik al- Kāmil von Egypten und seine Zeit, Wiesbaden, ١٩٥٨;
Hilmy Ahmad, M., «Some Note on Arabic Historiography During the Zengid and Ayyubid (٥٢١-٦٤٨ / ١١٢٧-١٢٥٠)», in Historians of the Middle East, eds., B. Lewis and P. M. Holt, London, ١٩٦٢;
Kārātāy, F. E., Topkapi Sarayi Müzesi Kütüphanesi Arapça yazmalar Kataliğu, Istanbul, ١٩٦٦;
Rosenthal, Franz, A History of Muslim Historiography, Leiden, ١٩٦٨;
Spuler, Bertold, Iran in früh-islamischer Zeit, Wiesbaden, ١٩٥٢.
رضا رضازاده لنگرودی