دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧ - ابن برد اکبر
ابن برد اکبر
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بُرْدِ اَكْبَر، ابوحفص، احمد بن برد، از ادبا و بزرگان قرطبه و رئيس ديوان انشای مظفر عامری در اندلس كه مدت كوتاهی نيز سمت وزارت يافت (د ٤١٨ ق/ ١٠٢٧ م)، او جدّ احمد بن محمد كاتب (مشهور به ابن برد اصغر) شاعر و نويسندۀ اندلسی نيمۀ اول سدۀ ٥ ق/ ١١ م بود (حميدی، ١/ ١٨٨؛ ابنبشكوال، ١/ ٤٨؛ ضبی، ١٧٢). در پارهای از مآخذ این برد اكبر را «كاتب الرسائل» نيز ياد كردهاند، (ابنخطيب، ٩١). خاندان بنی برد كه غير از ابنبرد اكبر افراد ديگری از آنان نيز به شهرت رسيدند، از موالی خاندان شُهَيد بودند (ابنبسام، ١(١)/ ٨٤). از حوادث سالهای نخستين زندگی او آگاهی چندانی در دست نيست.
ابنبرد پس از كشته شدن عبدالملك بن ادريس جزيری در ٣٩٤ ق/ ١٠٠٤ م به جای وی به رياست ديوان انشاء گماشته شد (همو، ١(١)/ ٨٤). در ٣٩٨ يا ٣٩٩ ق/ ١٠٠٨ يا ١٠٠٩ م ابنبرد به دستور عبدالرحمن بن منصور عامری كه در اين هنگام قدرتی شگفت يافته بود، عهدنامهای خطاب به مردم تنظيم كرد و در آن عبدالرحمن برادر مظفر را به وليعهدی هشام المؤيد خليفه تعيين كرد (مَقَری، ١/ ٤٢٤- ٤٢٥؛ ابنخلدون، ٤(٣)/ ٣٢١)، متن اين عهدنامه ــ كه ارزش ادبی ويژهای دارد ــ در پارهای از منابع آمده است (ابنبسام، ١(١)/ ٨٤-٨٥؛ ابن خطيب، ٩١-٩٣). پس از آن ابنبرد در دوران فرمانروايی چند ماهۀ مستظهر (رمضان تا ذيقعده ٤١٤ ق) به مقام وزارت رسيد (ابنسعيد، ١/ ١٩٩- ٢٠٠؛ مراكشی، ٥٤). او سرانجام در ٤١٧ ق در شهر سَرَقُسطه خانهنشين شد و يك سال بعد هنگامیكه سن او از ٨٠ سال گذشته بود، درگذشت (حميدی، همانجا؛ ابنبسام، ١(١)/ ٨٤؛ ابنبشكوال، همانجا).
ابنبرد شاعری برجسته و نويسندهای توانا و چيره دست بود، در نظم و نثر شيوهای استوار داشت و هنرش سرودن اشعار عاشقانه و وصفی بود، اما در وصف تواناتر بود (ياقوت، ٥/ ٤١-٤٢؛ فروخ، ٤/ ٣٦٥). ابنبسام نمونههای خوبی از آثار منثور و مكاتبات او را در الذخيره نقل كرده است و اين نشان میدهد كه مجموعهای از مكاتبات او در آن دوران موجود بوده است (١(١)/ ٨٤- ٨٥). مآخذ ديگر، بخشهايی از اين اشعار و مكاتيب را نقل كردهاند (نک : حميری، ٧/ ٢٢، ٥٢، ١٢٦؛ مقری، ٣/ ١٩٧، ٢٩٣). مطالعۀ آثار او گذشته از بهرههای ادبی برای بررسی تاريخ سياسی و اجتماعی آن دوره از تاريخ اندلس نيز مفيد و ضروری است. او در نامهنگاری به گونهای تسلط داشت كه گاه برای مطيع كردن شورشگران، شيوۀ تطميع و تهديد را به هم درمیآميخت. سبك او در اين زمينه تقليدی از ابوالفضل بن عميد است، هر چند مقام ادبی وی به پای او نمیرسد (شكعه، ٥٧٠، ٥٧١). اثر ديگر او متن دو ظفرنامه است كه آنها را پس از پيروزی در جنگ برشلونه به دستور عبدالملك حاجب (برادر عبدالرحمن عامری)، يكی را خطاب به هشام المؤيد خليفه و ديگری را خطاب به عموم مسلمانان قرطبه نوشته شده است (شكيب ارسلان، ٢/ ٢١٥، ٢١٦؛ ابنعذاری، ٣/ ٨).
آثار بر جای مانده از ابنبرد هنر نويسندگی او را كه روشن و دقيق و بدور از حشو و زوايد است، به خوبی نشان میدهد. او هرگز دنبال فضل فروشی كه مورد توجه هم عصرانش بود، نرفت و سنتهای فنی دارالانشای خلافت را كاملاً در نظر میگرفت (EI٢). از فرزندان او يكی محمد بود كه نخست در قرطبه میزيست و سپس ساكن المريه شد. محمد هنوز در قيد حيات بود كه فرزندش مشهور به ابن برد اصغر در ٤٤٥ ق/ ١٠٥٣ م درهمين شهر درگذشت (ابن ابار، ١/ ٣٨٩).
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش سیدعزت حسينی، قاهره، ١٣٧٥ ق؛
ابنبسام، علی، الذخيرة فی محاسن اهل الجزيرة، قاهره، ١٣٥٨ ق؛
ابنبشكوال، خلف بن عبدالملک، كتاب الصلة، قاهره، ١٩٦٦ م؛
ابن خطيب، محمد بن عبدالله، تاريخ اسبانية الاسلامية، به كوشش لوی پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦ م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن سعيد مغربی، علی بن موسی، المغرب فی حلی المغرب، به كوشش شوقی ضيف، قاهره، ١٩٥٣ م؛
ابن عذاری، محمد بن محمد، البيان المغرب، به كوشش ج. س.، كولان و لوی پرووانسال، بيروت، ١٩٢٩ م؛
حُمَيدی، محمد بن فتوح، جذوة المقتبس، به كوشش ابراهيم ابياری، بيروت، ١٤٠٣ ق؛
حميری، اسماعيل بن عامر، البديع فی وصف الربيع، به تصحيح هانری پرس، رباط ١٣٥٩ ق؛
شكعه، مصطفی، الاديب الاندلسی، بيروت، ١٩٨٣ م؛
شكيب ارسلان، الحلل السندسية، بيروت، ١٣٥٥ ق؛
ضبی، احمد بن یحیی، بغية الملتمس، قاهره، ١٩٦٧ م؛
فروخ، عمر، تاريخ الادب العربی، بيروت، ١٩٨٤ م؛
مراكشی، عبدالواحد بن علی، المعجب، به كوشش محمد سعيد عريان و محمد عربی علمی، قاهره، ١٣٦٨ ق؛
مقری، احمد بن محمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ ق؛
ياقوت، ادبا؛
نيز:
EI٢
سيدعلی آلداود