دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٩٢ - حمید، بنی
حمید، بنی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَمید، بَنی (حَمید اوغوللَری)، از خاندانهای حکومتگر در آسیای صغیر، که در سدۀ ٨ ق/ ١٤ م بر بخشی از آناتولی فرمان راندند. این سلسله به دو شاخۀ اکریدیر و تکه اغوللری (انطالیه) تقسیم میشود.
نام این خاندان به حمیدبیک که ریاست طایفۀ خود را برعهده داشت، منسوب است و قلمرو آنان نیز به حمید ایلی (استان حمید) معروف بود. این ناحیه در جنوب غربی ترکیه در منطقهای که به گوللر (دریاچهها) شهرت دارد، واقع شده است. این منطقه در دوران حاکمیت بیزانس پیسیدیا نامیده میشد (سامی، ٣/ ١٩٨٨؛ لسترنج، ١٥١؛ اوزون چارشیلی، «امیرنشینها ... »، ٦٢). شهرهای آن: اکریدیر، اولوبورلو، کچیبورلو، یالواج؛ عاصی قرهآغاج، اسپارتا (ه م) و بوردور بوده است (همانجاها؛ IA, V(١)/ ١٨٩). بنیانگذار این امیرنشین، قلمرو خود را تا انطالیه / آنتالیا (ه م) که تکهایلی (استان تکه) نامیده میشود، توسعه داد و پس از آن به دو شعبۀ اکریدیر و انطالیه تقسیم گردید.
شاخۀ اکریدیر
قلیچ ارسلان سوم، پادشاه سلجوقی آسیای صغیر، در ٦٠٣ ق/ ١٢٠٣ م ناحیۀ پیسیدیا را فتح کرد و طوایف ترکِ تحت ریاست حمید بیک را در آنجا اسکان داد (اوزونچارشیلی، همانجا؛ سویم، ٢٩٤) و آنان به عنوان مرزداران دولت سلجوقی به خدمت این دولت درآمده و حفاظت از مراد جنوبی تا ساحل مدیترانه را عهدهدار بودند (IA، همانجا).
در اواخر سدۀ ٧ ق/ ١٣ م، دولت سلجوقیان آسیای صغیر قدرت و نفوذ خود را از دست داد و تحت سلطۀ دولت ایلخانی درآمد. همزمان با تضعیف سلجوقیان، قبایل ترک ساکن در آناتولی نیز از اطاعت آنان خارج شدند و امارتهای مستقلی تشکیل دادند. خاندان حمید یکی از آنان بود (کمال پاشازاده، ١/ ١٣٧؛ اوزون چارشیلی، «تاریخ ... »، I/ ٤٠, ٤٩؛ سویم، همانجا) و دونداربیک نیز با اعلان استقلال، امیرنشین حمید را بنیان نهاد. وی که امیری فعال بود نخست شهر بورلو (ابنفضلالله، ٣٩) و سپس اکریدیر را مرکز حکومت خود قرار داد و بهتدریج با تسخیر شهرهای گلحصار، قورقودایلی یا کورکود و سپس انطالیه که بزرگترین شهر ناحیۀ پامفیلیا بود، قلمرو خود را توسعه داد، اکریدیر را آباد ساخت و آن را فلکآباد نام نهاد (اوزون چارشیلی، همان، I/ ٤٩-٥٠).
دونداربیک حاکمیت ایلخانان بر آناتولی را پذیرفت و بهنام سلطان محمد خدابنده اولجایتو سکه زد (همانجا، نیز «امیرنشینها»، ٦٣). وی که خود را مطیع مغولان نشان میداد، پس از درگذشت اولجایتو از ابوسعید بهادرخان اطاعت نمود (آقسرایی، ٣١٠-٣١١) و سالیانه ٤ هزار دینار مالیات به خزانۀ مغولان میفرستاد (حمدالله، ٩٩)؛ اما با مشاهدۀ اوضاع نابسامان ناشی از جوانی و کمتجربگی ایلخان جدید ــ ابوسعید ــ از اطاعت مغولان سر باز زد و خود را سلطان خواند و سپس امیرنشینهای همجوار مانند آیدین و منتشا را نیز به اطاعت خود درآورد (سویم، ٢٨٤). در این میان تیمورتاش، والی مغولان در آسیای صغیر (لینپول، ٢/ ٣٤٦) به سرکوب امیران عصیانگر پرداخت، قونیه را تصرف کرد، سپس سلیمانبیک، فرمانروای اشرف اوغوللری را کشت و آنگاه به حمید ایلی روی آورد. فلکالدین دوندار به انطالیه نزد برادرزادهاش محمود بن یونس رفت، لکن محمود او را دستگیر و به تیمورتاش تسلیم کرد و او نیز فرمان قتلش را داد (اوزون چارشیلی، «تاریخ»، I/ ٥٠، «امیرنشینها»، همانجا).
فلکالدین دوندار از قدرتمندترین امیران منطقه بهشمار میرفت، چنانکـه ١٥ هزار سواره و ١٥ هـزار پیاده تحت فرمان داشت و ١٥ قلعه در اختیار او بود (ابنفضلالله، همانجا). بعد از دوندار پسرش خضربیک و پس از او پسر دیگر دوندار بهنام نجمالدین اسحاق (زامباور، ٢٢٩) یکی پس از دیگری امارت بنیحمید را در دست گرفتند. ابنبطوطه در اثنای سفر به آسیای صغیر با اسحاقبیک در اکریدیر (ص ٢٨٨) و با محمدچلبی در گلحصار (ص ٢٨٩) دیدار کرده و آنها را سلطان این شهرها نامیده است (ص ٢٨٧-٢٩١).
پس از اسحاقبیک برادرزادهاش امیرمعظم مصطفى (سویم، ٢٩٥؛ اوزون چارشیلی، «تاریخ»، I/ ٥١) و پس از اوحسامالدین الیاس ریاست خاندان را برعهده گرفتند (همو، «امیرنشینها»، ٦٤). وی که در ٧٦٧ ق/ ١٣٦٥ م صاحب اکریدیر بود (قلقشندی، ٨/ ١٨)، سکهای بهنام حسامی ضرب کرد (اوزون چارشیلی، همان، ٦٥)؛ پس از حسامالدین نوبت حکومت به کمالالدین حسین رسید (زامباور، همانجا). وی که در مقابل حملات امیر قرامان یارای مقاومت نداشت، با پیشنهاد سلطان مراد اول شهرهای یالواج، قرهآغاج، بیشهری، سیدی شهری و آقشهر را در مقابل دریافت ٨٠ هزار سکۀ طلا به دولت نوپای عثمانی واگذار کرد (عاشقپاشازاده، ٥٩-٦٠؛ سعدالدین، ١/ ٩٨- ٩٩؛ منجمباشی، ٣/ ٣٥-٣٦؛ هامر پورگشتال، I/ ١٨٥؛ لینپول، همانجا). کمالالدین حسین در جنگ کوسووا با اعزام نیرویی کمکی به فرماندهی پسرش مصطفى شرکت کرد. مصطفى که آخرین فرد از خاندان حمید است، حاکمیت عثمانیها را پذیرفت و به عنوان یکی از امیران عثمانی به خدمت این دولت درآمد (همانجاها؛ IA, V(١)/ ١٩٠-١٩١).
شاخۀ انطالیه (تکه اوغوللری)
انطالیه در ٦٠٣ ق/ ١٢٠٦ م، از سوی غیاثالدین کیخسرو اول پادشاه سلجوقی از مسیحیان پس گرفته شد («مختصر ... »، ٣٥). وی افراد ایلتکه را در آنجا سکنا داد؛ از اینرو آنجا را تکهایلی نیز مینامند (نک : ه د، انطالیه؛ منجمباشی، ٣/ ٣٦). این شهر مدتی در تصرف پادشاه قبرس بود، اما در ٦٠٧ ق/ ١٢١٠ م از تسلط قبرسیان آزاد شد (سویم، ٢٩٧). نخستین فرد از این خاندان یونس برادر دوندار است. بعد از یونس، محمود و پس از او مبارزالدین محمد که به «سلطان السواحل امیرکبیر» شهرت داشت، در انطالیه فرمان راندند (اوزونچارشیلی، «امیرنشینها»، ٨٨،حاشیۀ ٤). مبارزالدین محمد انطالیه را بار دیگر بعد از ١١ سال در ٧٧٤ ق/ ١٣٧٢ م از اشغال پادشاه قبرس که پطر نام داشت، درآورد. در ٧٩١ ق/ ١٣٨٩ م، بایزید اول انطالیه و به عبارت دیگر حمیدایلی را ضمیمۀ قلمرو دولت عثمانی کرد (عاشقپاشازاده، ٧١؛ نشری، I/ ٣١٤؛ لطفی، ٤٨).
.jpg)
امیران بنیحمید به دانشدوستی و شرکت در امور خیریه معروف بودهاند («دائرةالمعارف ... »، XV/ ٤٧٣). بندر انطالیه در سدۀ ٨ ق/ ١٤ م مرکز معتبر بازرگانی بوده است (IA, V(١)/ ١٩١). از این خاندان چند مدرسه و مسجد در شهرهای مختلف حمیدایلی بر جای مانده است.
مآخذ
آقسرایی، محمود، تاریخ سلاجقه (مسامرة الاخبار و مسایرة الاخیار)، به کوشش عثمان توران، تهران، ١٣٦٢ ش؛
ابن بطوطه، رحلة، بیروت، ١٩٦٤ م؛
ابن فضلالله عمری، احمد، مسالک الابصار، به کوشش فرانتس تشنر، لایپزیگ، ١٩٢٩ م؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٩١٣ م؛
زامباور، معجم الانساب و الاسرات الحاکمة، ترجمۀ زکی محمدحسن، بیروت، ١٩٨٠ م؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ ق؛
سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ ق؛
عاشق پاشا زاده، درویش احمد، تواریخِ آل عثمان ( تاریخ)، استانبول، ١٣٣٢ ق؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
کمال پاشازاده، احمد، تواریخ آل عثمان، به کوشش شرفالدین توران، آنکارا، ١٩٧٠ م؛
لطفی پاشا، تواریخ آل عثمان، استانبول، ١٣٤١ ق؛
لینپول، استنلی و دیگران، تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر، ترجمۀ صادق سجادی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
«مختصر سلجوقنامۀ ابنبیبی»، اخبار سلاجقۀ روم، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٥٠ ش؛
منجمباشی، احمددده، صحائف الاخبار، ترجمۀ احمدندیم، استانبول، ١٢٨٥ ق؛
نیز:
Hammer-Purgstall, J., Geschichte des Osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣;
IA;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Neṣrî, M., Cihan-Nümâ, ed. F. R. Unat and M. Köymen, Ankara,١٩٤٩;
Sevim, A.Y. and Y. Yũcel, Türkiye tarihi, Ankara, ١٩٨٩;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٧;
Uzunçarsılı, İ. H., Anadolu Beylikleri, Ankara, ١٩٨٤;
id, Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٧٢.
علیاکبر دیانت