دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٦٧ - آق سرای
آق سرای
نویسنده (ها) :
بخش جغرافیا آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آقْسَرای، شهری قدیمی در آناتولی مرکزی با °٣٤ و ´٣ طول شرقی و °٣٨ و ´١٢ عرض شمالی، با ٩٢٧،٦٢ تن جمعیت (آمار سال ١٩٨٠م). واقع در دامنۀ کوه حسنداغی و جنوب شرقی دریاچۀ توزگلی، در ١٣٥ کیلومتری شمال شرقی قونیه و ١٨٢ کیلومتری جنوب شرقی آنکارا، بر سر راه قونیه به نِوْشِهِر.
وجه تسمیه و سابقۀ تاریخی
نام آقسرای ترکیبی است از واژۀ ترکی «آق» به معنای سپید و «سرای» پارسی، به معنای کاخ سپید. به عقیدۀ اولیاچلبی این نام احتمالاً با کاخی که یکی از پادشاهان در آنجا ساخته بوده ارتباط دارد (اسلام آنسیکلوپدیسی). در مآخذ عربی نام این شهر به صورت «اَقْصَرا» و «اَقْصَرای» ضبط شده است (ابن بطوطه، ٤٦، ٢٩٥؛ ابن خلدون، ٥ / ١٤، ٣٤٢، ٣٤٨، ٣٥٠، ٣٥٢-٣٥٥؛ ابناثیر، ١٣ / ٤١٧). پیش از اسلام این شهر آرخِلائیس (آرخلائیس کارسائورا) نام داشته، یعنی به نام بنیانگذار آن آرخِلائوس آخرین فرمانروای کاپادوکیه نامیده شده است (اسلام آنسیکلوپدیسی). بعدها شهر مذکور به تصرف کلائودیوس قیصر روم درآمد و بخشی از مستعمرات امپراتوری روم شمرده شد (همان).
آق سرای در عهد سلاجقۀ روم از اهمیت خاصی برخوردار بود. قلعهای که خرابههای آن هماکنون در مرکز شهر قرار دارد، از بناهای عزالدین قلیچ ارسلان از سلجوقیان آسیای صغیر (جلوس، ٦٠٠ ق / ١٢٠٣م) است (بستانی). در نزهةالقلوب (ص ٩٥) و بستانالسیاحة (ص ٤٢) بنای آقسرای به عزالدین قلیچ ارسلان نسبت داده شده است که گویا مراد بنای همین قلعه است. آقسرای قبل از تسلط عثمانیها مدتی تحت تصرف آل قَرَمان بود. حمدالله مستوفی آقسرای را از اقلیم چهارم دانسته و نوشته که در ٥٦٦ ق / ١١٧١م جایی بسیار خوب و دارای غله و میوه و انگور فراوان بوده و حقوق دیوانیش ٠٠٠،٥١ دینار بوده است (ص ٥٩). ابنبطوطه در سفرنامۀ خود از آقسرای یاد کرده و آن را از زیباترین و استوارترین بلاد روم شمرده است (ص ٢٩٥). به نوشتۀ همو ٣ نهر از وسط شهر میگذرد و در خانهها آب جریان دارد. به گفتۀ این نویسنده در قرن ٨ ق / ١٤م این شهر تابع پادشاه عراق بوده است (همان). سلطان محمد دوم (فاتح) پس از فتح استانبول بخش اعظم سکنۀ آقسرای را به پایتخت منتقل کرد و در محلهای که امروزه آقسرای نامیده میشود اسکان داد (اسلام آنسیکلوپدیسی).
مؤلف بستانالسیاحه در اول قرن ١٣ق / اواخر ١٨م، آقسرای را در ٥ منزلی قونیه و شهری آباد دانسته که به مرور ایام ویران شده است. در زمان وی آقسرای دارای ٠٠٠،١ باب خانۀ خوب و نزدیک به ٣٠ قریۀ مرغوب بوده و مردم آن حنفیمذهب بودهاند (ص ٤٢). در اوائل سدۀ ١٤ق / اواخر ١٩م، آقسرای شهری از استان قونیه مشتمل بر ٧ ناحیه به نامهای طاغ، صو اوستی (سرِآب)، اکهجک، حاجی احمدلی، شرفلی، قرتلی و سلاری بود و با نواحی اطراف جمعاً ٢٢٢ قریه و ٨٦٢،٨ خانه را شامل میشد. آن زمان در آقسرای ٥٥٠،‘٤٧ تن میزیستند که از آنها ٥٠٠،٢ نفر رومی (یونانی) و ٢٥٠ نفر ارمنی و باقی مسلمان بودند. در آقسرای گروهی کُرد و عشایر نیز سکنێ داشتند. اکهجک یکی از نواحی ارمنینشین بهشمار میرفت (قاموسالاعلام).
وضع کنونی
آقسرای اکنون به همین نام شهری از استان نیغده (نکده یا نیکده) ترکیه و محل تلاقی شاهراههاست. جمعیت آن در ١٩٣٥م بالغ بر ٨/٣٠٠ تن بود (اسلام آنسیکلوپدیسی).
در ١٩٤٠م جمعیت شهر به ١٤٤،٩ تن رسید (بستانی). در ١٩٦٥م شمار اهالی به ٤١٤،٢٤ نفر (وبستر جغرافیایی، ١٩) و در ١٩٧٥م به ٤٥/٥٦٤ تن بالغ شد. در ١٩٨٠م جمعیت آقسرای را ٦٢/٩٢٧ تن نوشتهاند (سالنامۀ ترکیه، ١٧٨).
مهمترین آثار تاریخی آقسرای که عموماً به دورۀ اسلامی مربوط است عبارتند از: اولو جامع (مسجد کبیر) یا مسجد قَرَمان اوغلو (آغاز قرن ٩ق / ١٥م)، مدرسۀ زنجیریه (نیمۀ اول سدۀ ٩ق / ١٥م)، مدرسۀ قادراوغلو از دورۀ سلجوقیان که ابراهیمبیگ قَرَمان اوغلو آن را مرمت کرد، مسجد نقاشی (نقاشی جامع) که جدید است ولی منارهای از سدۀ ٨ ق / ١٤م دارد ( اسلام آنسیکلوپدیسی) و نیز کاروانسرای معروف به سلطانخانی (خان سلطان) که درهایی زیبا دارد و در زمان سلجوقیان ساخته شده است. در نزدیکی آقسرای کلیسایی قدیمی دیده میشود که به ییلانلی کلیسه (کلیسای ماردار) مشهور است. این کلیسا دارای تصویرها و نقاشیهای اصیلی است (بستانی)، از دیگر آثار باستانی آقسرای مقبرهای (تربتی) است در نزدیکی شهر که بر اَروَل تپه قرارگرفته و متعلق به سدۀ ٧ق / ١٣م است (دایرةالمعارف اسلام).
از آقسرای بزرگان و دانشمندانی برخاستهاند که از آن جملهاند: مجدالدین اقصرائی (آقسرایی) از بزرگان قُرّاء در مصر (ابنبطوطه، ٤٦)، خواجه کریمالدین آقسرایی مورخ، منشی و دولتمرد عهد سلجوقیان (نک : آقسرایی، کریم)، جمالالدین محمد آقسرایی از دانشمندان معروف قرن ٨ ق / ١٤م، از اخلاف امام محمد رازی و معاصر میر سید شریف جرجانی.
مآخذ
ابن اثیر، عزالدین، کامل، بیروت، دارصادر، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛ ابن بطوطه محمدبن عبدالله، رحله، بیروت، دارصادر، ١٣٨٤ق؛ ابن خلدون، عبدالرحمن، العبر، بیروت، دارالکتاب اللبنانی؛ اسلام آنسیکلوپدیسی؛ بستانی (فؤاد افرام)؛ سالنامۀ ترکیه ١٩٨٥؛ شیروانی، زینالعابدین، بستانالسیاحة، تهران، ١٣١٥ق؛ قاموسالاعلام (ترکی)؛ مستوفی، حمدالله، نزهةالقلوب، به کوشش گای لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق؛ وبستر جغرافیایی.
بخش جغرافیا