دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢٠ - بشر بن ولید
بشر بن ولید
نویسنده (ها) :
رضا ناظمیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِشْرِبْن وَلید (د ح ١٢٧ق / ٧٤٥م)، یكی از امرا و فرماندهان دورۀ امویان. وی مانند برخی دیگر از فرزندان پرشمار پدرش، ولید بن عبدالملك ششمین خلیفۀ اموی (حك ٨٦-٩٦ق / ٧٠٥- ٧١٥م) كنیززاده بود (زبیری، ١٦٥؛ بلاذری، ٨ / ٦٦؛ ابن عساكر، ١٠ / ١٣٢) و در مآخذ موجود از شهرت چندانی برخوردار نیست؛ چنان كه از تاریخ تولد و مرگ او نیز سخنی به میان نیامده است. از یك جملۀ ولیدبن عبدالملك میتوان دریافت كه بشر در عهد او، دست كم مدتی بر شهر قِنَّسرین امارت داشته است (نكـ: بلاذری، ٨ / ٧١؛ نیز نكـ: دنبالۀ مقاله).
وی در رجب ٩٤ / آوریل ٧١٣ با سپاهی از شامیان به مصر درآمد تا به یاری مردم آنجا، از طریق دریا به سرزمینهای روم حمله كند، اما به سبب شرایط نامناسب موفق نشد (ابن عساكر، ١٠ / ١٣٣). در ٩٥ق امارت حج با او بود (خلیفه، ١ / ٤١٨؛ ابن حبیب، ٢٦؛ طبری، ٦ / ٤٩٣). همچنین بشر از جانب ولید بن عبدالملك به فرماندهی سپاهی برای نبرد با رومیان منصوب شد كه این لشكركشی بر اثر مرگ خلیفه متوقف ماند (خلیفه، ١ / ٤٢١؛ ابن عساكر، ١٠ / ١٣٢-١٣٣).
بشر در توطئه برخی اعضای دودمان اموی برای خلع ولیدبن یزیدبن عبدالملك ــ كه به فسق و فجور شهره بود (نك : بلاذری، ٩ / ١٦٧ بب ) ــ شركت، و یا دست كم از آن آگاهی داشت، چنانكه به صراحت موضوع خلع خلیفه و بیعت با یزیدبن ولید را با برادر بزرگترش عباس در میان نهاد، اما با مخالفت و پاسخ درشت وی روبهرو شد(بلاذری، ٩ / ١٧١؛ طبری، ٧ / ٢٣٩؛ ابوالفرج، ٦ / ١٣٧). وی پس از كشته شدن ولید بن یزید (١٢٦ق / ٧٤٤م)، در ابیاتی قتل او را نكوهش كرد (ابنعساكر،١٠ / ١٣٣؛ صفدی، ١٠ / ١٥٧).
در دورۀ كوتاه خلافت یزید بن ولید، حكومت قنسرین با بشر بود (طبری، ٧ / ٣٠٠)، اما چون برخی از اعضای دودمان اموی در شهرهای گوناگون شام با یزید بنای ناسازگاری نهادند، بشر نیز با ایشان همداستان شد (یعقوبی، ٢ / ٣٣٥). سرانجام، وقتی ابراهیم بن ولید بن عبدالملك به خلافت نشست (ذیحجۀ ١٢٦)، مروان بن محمد بن حَكَم به خونخواهی ولید بن یزید و در واقع به انگیزۀ دستیابی به خلافت، علم مخالفت برافراشت. آنگاه بشر بن ولید و برادرش مسرور از سوی ابراهیم مأمور مقابله با او شدند، اما آن دو در قنسرین یا حلب شكست خوردند و به اسارت درآمدند (خلیفه، ٢ / ٥٦٤-٥٦٥؛ بلاذری، ٩ / ١٩٩، ٢٢١؛ یعقوبی، ٢ / ٣٣٧). بنابر روایتی دیگر، پس از آنكه مردم شام با مروان بیعت كردند، وی بشر بن ولید را با برادرش به زندان افكند (طبری، همانجا؛ ابن عدیم، ٦ / ٢٨٨٨-٢٨٨٩). گفته شده است كه بشر و برادرش به قتل رسیدند (نك : الیواقیت ...، ٤٢)، ولی در دیگر روایات به قتل آن دو اشارهای نشده است (مثلاً نك : ابن حبیب، ٣٢؛ ابن عبدربه، ٤ / ٤٦٦-٤٦٧).
در پارهای مآخذ، بشر را عالم بنی مروان (یا بنی ولید) خواندهاند (ابن قتیبه، ٣٥٩؛ ابن عساكر، ١٠ / ١٣١).
مآخذ
ابن حبیب، محمد، المحبر، به كوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دكن، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
ابن عبدربه، احمد، العقدالفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ١٩٦٢م؛
ابن عدیم، عمر، بغیةالطلب، به كوشش سهیل زكار، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٨م؛
ابن عساكر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به كوشش محمداحمد دهمان، دمشق، المجمع العلمی العربی؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، ١٢٨٥ق؛
بلاذری، احمد، جمل من انساب الاشراف، به كوشش سهیل زكار و ریاض زركلی، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
خلیفـة بن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٦٧- ١٩٦٨م؛
زبیری، مصعب، نسب قریش، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٥٣م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش ژاكلین سوبله و علی عماره، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
طبری، تاریخ؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دارصادر؛
الیواقیت و الضرب فی تاریخ حلب، منسوب به ابوالفدا، به كوشش محمد كمال و فالح بكور، حلب، ١٤١٠ق / ١٩٨٩م.
رضا ناظمیان