دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٤ - چغری بیک
چغری بیک
نویسنده (ها) :
عثمان غازی اوز گودنلی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چَغْری بِیْک، نوادۀ سلجوق و برادر بزرگتر طغرلبیک، مؤسس دولت سلجوقی. وی ظاهراً در فاصلۀ سالهای ٣٨٠-٣٨٥ق / ٩٩٠-٩٩٥م متولد شده است. نامش داوود و لقبش چغری (در ترکی: نام پرندهای شکاری از نژاد شاهین) بود («دائرةالمعارف ... »، VIII / ١٨٣؛ نیز نک : کاشغری، ١ / ٣٥٢؛ بورسلان، ٥-٦).
دربارۀ زندگی او پیش از بهقدرت رسیدن سلجوقیان اطلاعاتی در دست نیست؛ چون پدرش میکائیل در جنگ با ترکهای غیرمسلمان کشته شد و جدش، سلجوق سرپرستی چغری و برادرش طغرل را برعهده گرفت.
پس از فوت سلجوق (ح ٣٩٩ق / ١٠٠٩م در جَند)، و سروری یـافتـن پســرش ارسـلان یبـغـو (قفـساوغـلـو، ١١٨؛ نیز نک : «دائرةالمعارف»، همانجا)، چغریبیک نیز که گویا در این زمان ١٤-١٥ سال داشت، همراه با طغرل، به عنوان «بک» (بیک) ادارۀ امور طوایف وابسته به پدر و جدش را بهدست گرفت (قفساوغلو، ١١٩-١٢٠).
اندکی بعد بقایای سلاجقه از جند به ماوراءالنهر کوچیدند و از این تاریخ چغری و طغرل بهتدریج وارد حوادث سیاسی شدند. رفتار ایلک خان نصر، حکمران قراخانی ماوراءالنهر با چغری و طغرل چندان دوستانه نبود؛ از اینرو، امرای جوان همراه با افراد وابستۀ خود به شرق، یعنی سرزمین بغراخان که بر تلاس و اطراف آن حکمرانی داشت، کوچ کردند، اما اندک زمانی بعد بهدنبال رفتار دشمنانۀ بغراخان ناچار به ماوراءالنهر بازگشتند (ابن اثیر، ٨ / ١١٧؛ میرخواند، ٤ / ٢٣٨- ٢٣٩).
پس از مرگ ایلک خان (٤٠٣ق / ١٠١٢م)، چغری و طغرل به جنگ با علی تکین، حاکم بخارا برخاستند، اما راه بهجایی نبردند و روی به غرب نهادند («دائرةالمعارف»، همانجا). چغری حدود ٥ سال (٤٠٧-٤١٢ق / ١٠١٦-١٠٢١م) به تاختوتاز در آناتولی (روم) پرداخت (همان، VIII / ١٨٣-١٨٤) و از این لشکرکشیها با غنایم و اطلاعات بسیار بازگشت (میرخواند، ٤ / ٢٤٠). در این ایام نفوذ ارسلان یبغو که با علیتکین متحد شده بود، روی به افزایش نهاد («دائرةالمعارف»، همانجا).
در ٤١٦ق / ١٠٢٥م یوسف قدرخان، حکمران قراخانی که از توسعۀ این اتحاد و گسترش نفوذ و اقتدار آن دو بیمناک بود، و محمود غزنوی که از استیلای سلجوقیان بر ماوراءالنهر و خراسان بیم داشت، ملاقات کردند. اندکی بعد ارسلانیبغو توسط محمود غزنوی دستگیر و زندانی شد و تا مرگ (٤٢١ق) در بند ماند (راوندی، ٨٧-٩١؛ میرخواند، ٤ / ٢٤٢، ٢٥٥-٢٥٦). چغری و طغرل که در این دوره به ماوراءالنهر آمده، و دست به فعالیت زده بودند، بر اثر فشار علی تکین، به خوارزم نزد آلتونتاش رفتند (ابن اثیر، ٨ / ٢٣٨).
پس از مرگ آلتونتاش و جانشینی پسرش هارون (٤٢٥ق / ١٠٣٤م)، سلجوقیان مورد هجوم ناگهانی ابوالفوارس شاهملک، حاکم جَند و پسر علیخان، یبغویِ «ینی کنت»، از طایفۀ ترکمنهای برانی که دشمن سلجوقیان بودند، قرار گرفتند. در ٤٢٦ق علیتکین، حکمران بخارا، متفق دیگر سلجوقیان نیز درگذشت و پسران او به دشمنی با ترکمانان برخاستند. بنابراین، طغرل و چغری پس از بررسی اوضاع، با عبور از رود جیحون وارد خراسان شدند که در قلمرو غزنویان بود. دولت غزنوی به مقابله برخاست و لشکر به جنگ تازهواردان فرستاد، اما در پیکاری که در ١٩ شعبان ٤٢٦ق / ٢٩ ژوئن ١٠٣٥م، نزدیک نسا میان آنان و سلجوقیان درگرفت، مغلوب شدند (نک : بیهقی، ابوالفضل، ٦٣٠ بب ؛ حسینی، ٤-٥).
پس از این پیروزی، چغری بیک، طغرل بیک و موسى یبغو، در ١٩ شوال ٤٢٦ق / ٢٧ اوت ١٠٣٥م، ٣ سفیر جداگانه برای مذاکره به دربار غزنوی فرستادند (بیهقی، ابوالفضل، ٦٤١). از همینجا پیدا ست که در این زمان چغری و طغرل از نظر مقام در ردیف موسى یبغو قرار داشتند. رهبران سلجوقی پس از مذاکرات طولانی، سرزمینهایی را که غزنویان به آنان واگذار کرده بودند، میان خود تقسیم کردند و چغریبیک دهستان را گرفت. مسعود غزنوی با ارسال منشوری، این تقسیم اراضی را رسماً تأیید کرد (همانجا؛ ابـن اثـیـر، ٨ / ٢٣٩؛ نیـز نک : «دائـرةالمعـارف»، VIII / ١٨٣-١٨٤). با اینهمه، به سبب تاختوتاز سلجوقیان، سلطان مسعود در ربیعالآخر ٤٢٧ / فوریۀ ١٠٣٦ ناگزیر از اعزام لشکری برای سرکوب آنها شد. اما در جنگی که نزدیک سرخس روی داد (٥ شعبان ٤٢٩) غزنویان بار دیگر شکست خوردند و بخش اعظم خراسان به اطاعت سلجوقیان درآمد. چغری بیک مرو، موسى یبغو سرخس، و طغرلبیک نیز نیشابور، مرکز خراسان را مقر خود گردانیدند و خطبه به نام خود کردند (بیهقی، ابوالفضل، ٧٣٢؛ راوندی، ٩٧ بب ؛ بنداری، ٨- ٩).
سلطان مسعود برای راندن سلجوقیان، در محرم ٤٣٠ / اکتبر ١٠٣٨ با لشکری بزرگ رهسپار خراسان شد. مسعود قصد داشت نخست چغریبیک را که در طالقان و فاریاب به تاختوتاز برخاسته بود و دروازههای بلخ را تهدید میکرد، سرکوب کند. چغریبیک که در این زمان در شبورغان بود، برای جنگ با غزنویان به علیاباد رفت. مسعود نیروهای تحت فرماندهی چغریبیک را در ٩ رجب ٤٣٠ق / ٦ آوریل ١٠٣٩م در علیاباد درهم شکست، ولی آنها را تعقیب نکرد (بیهقی، ابوالفضل، ٧٥٢-٧٥٤). چغریبیک در اول رمضان ٤٣٠ق / ٢٧ مۀ ١٠٣٩م رهسپار سرخس شد تا در انجمن رهبران سلجوقی شرکت کند. سرانجام نظر چغریبیک دایر بر جنگ با غزنویان پذیرفته شد، اما در جنگی که در ٢ شوال ٤٣٠ق / ٢٧ ژوئن ١٠٣٩م در نزدیکیهای تلخاب (طلخاب) روی داد، باز شکست خوردند.
چندی بعد کرّ و فرّ ترکمانان، غزنویان را به پیکاری دیگر وا داشت. این جنگ که نزدیک حصار دندانقان در ٦ رمضان ٤٣١ق / ٢١ مۀ ١٠٤٠م روی داد و چغریبیک در آن دلیریها کرد، به شکست غزنویان انجامید. سرزمینهای فتحشده و نیز سرزمینهایی که قرار بود در آینده فتح شود، میان سران خاندان تقسیم گردید و به موجب آن شهرهای سرخس و بلخ و سرزمینهای میان غزنه و جیحون به چغریبیک داده شد و مرو مرکز قلمرو او شد (حسینی، ٦- ٨؛ ابن اثیر، ٨ / ٢٤٠؛ نیز «دائرةالمعارف»، VIII / ١٨٤). در سالهایی که طغرل به فتح شهرهای غربی مشغول بود، قلمرو شرقی سلجوقیان در حاکمیت چغریبیک قرار داشت. گفتنی است که چغری بهرغم آنکه بزرگتر از طغرل بود، ریاست عالیۀ او را به رسمیت شناخت (همانجا).
در ٤٣٤ق چغریبیک همراه طغرل به خوارزم لشکر کشید (بیهقی، ابوالفضل، ٩٤٣-٩٤٤؛ میرخواند، ٤ / ٢٥٩-٢٦٠). قوای شاهملک را شکست، و اورگنج (جرجانیه)، مرکز خوارزم را محاصره کرد؛ شاهملک دستگیر و نزد چغریبیک فرستاده شد، و اندک زمانی بعد در زندان درگذشت (بیهقی، ابوالفضل، ٩٤٤؛ ابن اثیر، ٨ / ٢٥٥).
چغریبیک از ٤٣٥ق / ١٠٤٤م ناگزیر به جنگ با قراخانیان در شرق، و غزنویان در جنوب شد. این جنگها که تا ٤٥١ق / ١٠٥٩م دوام یافت، سبب آوازۀ نظامی الب ارسلان، پسر چغریبیک گردید (نک : سوردل، ١٩٨-١٩٩). چغریبیک نیز ترمذ و اطراف آن را به الب ارسلان داد (حسینی، ٢٧). چندی بعد خودْ ارسلانخان، حکمران قراخانی را که به قلمرو الب ارسلان حمله کرده بود، درهم شکست. در جنوب نیز پس از مدتها جنگ با غزنویان، در ٤٥١ق با ابراهیم بن مسعود غزنوی قرارداد صلحی منعقد کرد که به موجب آن، کوههای هندوکش به عنوان مرز دو دولت پذیرفته شد و آتش جنگ خاموش گردید (ابن اثیر، ٨ / ٣٤٩؛ منهاج، ١ / ٢٥١-٢٥٢؛ بارتولد، ١ / ٦٥٦- ٦٥٩؛ EI٢, VIII / ٩٣٨-٩٣٩).
چغریبیک در ٢٢ ربیعالآخر ٤٤٨ق / ٩ ژوئیۀ ١٠٥٦م، بر سیستان استیلا یافت. موسىیبغو که آن ولایت را در اختیار داشت، شکایت نزد سلطان طغرلبیک برد. طغرل به این سبب چغریبیک را بهشدت ملامت کرد و ولایت سیستان را به موسى باز گرداند ( تاریخ ... ، ٣٨٠-٣٨٢).
بهنظر میرسد که مجادلات میان شاخۀ سلجوقی موسى یبغو و شاخۀ چغریبیک، بعدها نیز ادامه یافته است، زیرا از سکهای که در ٤٥٠ق / ١٠٥٨م، به نام چغریبیک و پسرش الب ارسلان در هرات ضرب شده، پیدا ست که قلمرو چغریبیک به ضرر موسى گسترش یافته بود (EI٢, VIII / ٩٣٩-٩٤٠؛ «دائرةالمعارف»، VIII / ١٨٥).
بهرغم کمبود اطلاعات دربارۀ قلمرو چغریبیک، از اندک شواهد و مدارک موجود میتوان دریافت که وی پس از جنگ دندانقان در شرق خراسان حکومتی نیمهمستقل بهوجود آورده بود (نک : حسینی، ٧- ٨ ؛ بورسلان، ٢-٧؛ دربارۀ عنوان ملکالملوک، نیز نک : بیهقی، علی، ٧١-٧٢). او نهتنها خطبه، بلکه سکه به نام خود میزد؛ بر روی این سکهها، نام وی بهصورت «چغری بیک» و «چغری بیک داد» آمده، و تمغاهای «تیر وکمان» بر آنها حک شده است. این نکته که هیچیک از القاب و عناوین چغری بیک، و نام طغرل به عنوان سلطان بر این سکهها دیده نمیشود، محل تأمل است (دربارۀ برخی سکههای او، نک : ترابی، ٤٦٦، ٤٧٩ بب ؛ نیز اوزگودنلی).
دربارۀ موقعیت سیاسی چغری بیک در دوران حکومت سلجوقی، میتوان گفت سکههایی که توسط قرا ارسلان قاوردبیک، حاکم کرمان و پسر چغری بیک ضرب شده نیز اهمیت بسیار دارد؛ چه، نشان میدهد که گذشته از بخش شرقی خراسان، کرمان نیز در حاکمیت عالیۀ چغری بیک بوده است. الب ارسلان نیز به دوران ولایتعهدی، در سکههایی که در ایام حیات پدرش چغری ضرب کرده، نام او را نیز آورده است (نک : سوردل، ٢٠٩-٢١٥؛ بورسلان، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها).
اطلاعات دربارۀ واپسین سالهای زندگی چغریبیک بسیار اندک است. بهنظر میرسد که در ٧٠ سالگی یعنی در ٤٥١ق در بلخ یا سرخس درگذشته است (ابن اثیر، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها). بعدها جنازۀ او توسط پسرش الب ارسلان در آرامگاهی که در مرو ساخته شده بود، دفن شد (همانجا).
چغریبیک ٦ پسر به نامهای الب ارسلان، سلیمان، قرا ارسلان قاورد، آلپ سنقربیک یاقوتی، قلیچ ارسلان الیاس، و ارسلان ارگون (ارغون)، و ٤ دختر که فقط نام دو تن از آنان را میدانیم (ارسلان خاتون خدیجه و صفیه خاتون) داشت. طغرلبیک که فرزند نداشت، سلیمان پسر چغری بیک را به ولیعهدی تعیین کرد (همانجا؛ نیز نک : حمدالله، ٤٣٠). اما بعداً الب ارسلان که در زمان حیات پدرش چغریبیک ادارۀ خراسان را بهدست گرفته بود، برادرش سلیمان و عمش قتلمش را از میان برداشت (٤٥٥ق / ١٠٦٣م) و به فرمانروایی دست یافت (ابن اثیر، همانجا). قرا ارسلان قاوردبیک نیز در کرمان شاخۀ سلجوقیان کرمان را بنا نهاد (نک : ه د، آل قاورد).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل، به کوشش ابوالفدا عبدالله قاضی، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
بارتولد، و. و.، ترکستاننامه، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٦٦ش؛
بنداری، فتح، زبـدة النصرة، قـاهره، ١٩٧٤م؛
بیهقی، ابـوالفضل، تـاریخ، بـه کوشش علیاکبر فیاض، مشهد، ١٣٥٦ش؛
بیهقی، علی، تاریخ بیهق، به کوشش احمد بهمنیار، تهران، ١٣٦١ش؛
تاریخ سیستان، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٤ش؛
ترابی طباطبایی، جمال و منصوره وثیق، سکههای اسلامی ایران (حملۀ عرب تا حملۀ مغول)، تهران، ١٣٧٢ش؛
حسینی، علی، اخبارالدولة السلجوقیة، به کوشش محمد اقبال، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٣٩ش؛
راوندی، محمد، راحةالصدور، به کوشش محمد اقبال، تهران، ١٣٣٣ش؛
کاشغری، محمود، دیوان لغات ترک، استانبول، ١٣٣٣ق؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
نیز:
Burslan, K., Irak ve Horasan Selçukluları tarihi, Ankara, ١٩٩٩;
EI٢;
Kafesoğlu, İ., «Selçuk’un oğulları ve torunları», Türkiyat Mecmuası, Istanbul, ١٩٥٨, vol. XIII;
Sourdel, D., «Un Trésor de dinars Ğaznawides et Salğūqides découvert en Afghanistan», Bulletin d’études orientales, Damascus, ١٩٦٤, vol. XVIII;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٣.
عثمان غازی اوزگودنلی