دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٦ - انوشتگین شیر گیر
انوشتگین شیر گیر
نویسنده (ها) :
بخش تاریخ
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنوشْتَگینِ شیرْگیر (مق ٥٢٥ق/ ١١٣١م)، از امرا و اتابكان مشهور سلجوقی. از آغاز كار او اطلاعی در دست نیست، این قدر میدانیم كه از جمله امرای سلطان محمد سلجوقی بود و چون سلطان در ٥٠٤ق آوه و ساوه و زنجان را به پسر خود طغرل داد، امیر شیرگیر را نیز اتابك او گردانید ((ابن اثیر، ١٠/ ٥٤٧، قس: ١٠/ ٥٢٧، كه از انوشتگین شیرگیر به عنوان صاحب آوه و ساوه و بلاد دیگر یاد كرده است).
سلطان محمد كه باطنیه را سخت دشمن میداشت، پس از چیرگی بر احمد بن عبدالملك عطاش و دژهای باطنیان اصفهان، خواست الموتیان را نیز به زیر كشد. ازاینرو، انوشتگین شیرگیر را بدین كار گماشت (رشیدالدین، ١٢٦؛ حسینی، ١٦٨). وی در آغاز ٥٠٣ق، بر در قزوین فرود آمد و به لمه سر تاخت و اندكی بعد هم با پسر خود عمر و امرایی چون احمدیل و جاوولی سقا و قراجهساقی، الموت را به محاصره گرفت (حافظ ابرو، ٢١٤). چنین مینماید كه این محاصره مدتی به درازا كشید، چنانکه در ٥٠٥ق توانست تنها برخی از دژهای الموت را تسخیر كند. او در اطراف الموت جایگاهها ساخت و لشكریان را در آنجا مسكن داد تا از درازی محاصره تنگدل نشوند. سلطان محمد نیز همواره ساز و برگ و مال و مرد میفرستاد و انوشتگین هم در تسخیر الموت پای میفشرد، تا كار بر الموتیان سخت شد. اما در این میان خبر مرگ سلطان محمد در رسید (٥١١ق) و امرای سلجوقی به رغم مخالفت انوشتگین محاصره را ناتمام گذاشتند و عقب نشستند (ابن اثیر، ١٠/ ٥٢٨، ٥٢٩). افزون بر این از گزارش حافظ ابرو (ص ٢١٣-٢١٦) هم بر میآید كه انوشتگین مدت ٨ سال از ٥٠٣ تا ٥١١ ق الموتیان را به محاصره داشته است. اما از آنجا كه در فاصلۀ این سالها از او در منابع یاد نشده، بعضی از مورخان پنداشتهاند كه انوشتگین در ٥١١ ق به الموت تاخته است (جوینی، ٣/ ٢١٢؛ خواندمیر، ٢/ ٤٦٨).
به هر حال پس از مرگ سلطان محمد، تا ٥١٣ق از انوشتگین خبری در دست نیست و چنین مینماید كه او همچنان به عنوان اتابك طغرل در اقطاعات او روزگار میگذرانید تا در این سال سلطان محمود او را از اتابكی طغرل عزل كرد و امیر گنتغدی را اتابكی داد و این نیز انوشتگین را گرفته، به حبس افكند، اما سلطان سنجر او را آزاد ساخت و انوشتگین به زنجان رفت (ابن اثیر، ١٠/ ٥٤٧، ٥٩٧- ٥٩٨). ظاهراً به همین سبب وقتی در ٥١٥ ق میان سلطان مسعود و برادرش محمود خلاف افتاد، انوشتگین به مسعود پیوست و به جنگ محمود رفت (میرخواند، ٤/ ٣٠٤)؛ و از آن پس هم آق سنقر احمدیلی كه پس از مرگ گنتغدی در ٥١٥ق خواهان اتابكی طغرل شد و او را برضد محمود برانگیخت، از شیرگیر مدد خواست. او هم به ایشان پیوست، اما كار به صلح انجامید (ابن اثیر، ١٠/ ٥٩٧- ٥٩٨). ظاهراً انوشتگین پس از این واقعه به محمود پیوست و باز به اتابكی طغرل منصوب شد. چه حسینی (ص ١٩٤) آورده كه در ٥٢١ ق سلطان سنجر به ری رفت و شیرگیر را از اتابكی طغرل برداشت و قراسنقر را منصوب كرد. از این پس خبری از انوشتگین در دست نیست، جز آنکه اندكی پیش از مرگ سلطان محمود در همدان (شوال ٥٢٥) ابوالقاسم درگزینی اَنَس آبادی وزیر، انوشتگین ـ پرهیزكارترین امیرسلجوقی (حسینی،١٧١) ــ و پسرش شرفالدوله عمر را، به سبب بیمی كه از آن دو داشت، در جمادی الآخر ٥٢٥ به قتل رساند (ابن اثیر، ١٠/ ٦٦٩-٦٧٠). به نظر میرسد این كار خواست باطنیان بود كه درگزینی ظـاهراً به ایشـان گرایش داشت (حسینی، ٢٠٣؛ نیز نک : شرف، ١٦٠-١٦١) و در بعضی از قتلهای سیاسی دیگر كه در همین ایام به دست وزیر صورت گرفت هم دست باطنیان پیداست (نک : ه د، آق سنقر احمدیلی). اما درگزینی نیز چندان نماند و در ٥٢٧ ق كه طغرل از سلطان مسعود شكست خورد، بر وزیر خشم گرفت و گفت او را به دار بیاویزند و چون ریسمان دار پاره شد، یكی از غلامان انوشتگین بدو حمله برد و به قتلش رسانید (حسینی، همانجا). به گفتۀ ابن اثیر (١٠/ ٦٨٧) چون طغرل راه ری در پیش گرفت، غلامان انوشتگین به وزیر تاختند و او را كشتند.
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٩٣٧ م؛
حافظ ابرو، مجمع التواریخ السلطانیه، به كوشش محمد مدرسی زنجانی، تهران ١٣٦٤ش؛
حسینی، علی، زبدة التواریخ، به كوشش محمد نورالدین، بیروت، ١٤٠٥ ق؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ (قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان)، به كوشش محمدتقی دانشپژوه و محمد مدرسی زنجانی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
شرف، طه احمد، دولة النزاریة، قاهره، ١٣٦٩ق؛
میرخواند، محمد، روضةالصفا، تهران، ١٣٣٩ ش.
بخش تاریخ