دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٢٤ - اشرفی
اشرفی
نویسنده (ها) :
جواد نیستانی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اشرفی \ašrafī\، نام سکۀ زر با وزن معیّن ٤٥ / ٣ گرم که از میانههای سدۀ ٩ ق / ١٥ م توسط مملوکان مصری در جهان اسلام رواج یافت. این سکه در اوایل سدۀ ١٠ ق / ١٦ م سراسر ایران را فراگرفت و ضرب آن با اوزان متغیر تا اواخر دورۀ قاجار ادامه پیدا کرد.
دربارۀ سبب نامگذاری و پیشینۀ تاریخی اشرفی، محققان و سکهشناسان نظرهای گوناگونی دارند. در برخی از فرهنگها، اشرفی «درستزر» ذکر شده است ( آنندراج، نیز عنایت ... ، ذیل «درست»)؛ اما گروهی اطلاق این نام را به اشرفی نمیپذیرند؛ زیرا، پیشاز رواج اشرفی، کلمۀ درست به معنایی دیگر متداول بوده و مقصود از آن سکههای خالص با عیار مطلوب بوده است (نک : عقیلی، ٣٢؛ دیانت، ٢ / ٢٨). با این همه، نام اشرفی مانند اسامی دیگر سکهها در آغاز نامی خاص بوده، سپس توسع یافته، و برای سکههای زر، اعم از اشرفی یا هر نوع دیگری، به کار رفته است (نک : قائممقامی، ٤٢٩؛ بیانی، ١٢؛ دیانت، ٢ / ٢٢؛ رابینو، ١٤).
پژوهشگران و سکهشناسان، در جستوجوی منشأ نام اشرفی، به مسکوکاتی برخوردند که در دورۀ مملوکان مصر به نام «ملکالاشرف» ضرب شده بود. با اینکه بسیاری از حاکمان این دوره ملقب به اشرف بودهاند، نام ضربکنندۀ آن را اشرف سیفالدین برسبای (حک ٨٢٥ -٨٤٢ ق / ١٤٢٢- ١٤٣٨ م) دانستهاند («دائرةالمعارف ... »، IV / ٣٥٤ ؛ رابینو، همانجا). برسبای در ٨٢٩ ق / ١٤٢٦ م ادامۀ رواج سکۀ زر اروپایی به نام فلوری ــ سکۀ زر شهر ونیز یا فلورانس در ایتالیا ــ را در قلمرو خود متوقف ساخت و بر آن شد تا طلایی با طراز اسلامی جایگزین آن کند؛ بنابراین، دینارهای اشرفی بهجای دینارهای افرنتی (فلوری) ونیزی رایج شد و مردم موظف شدند سکههای فلوری را به دارالضرب برگردانند (ابنتغری بردی، ١٤ / ٢٨٣-٢٨٤؛ نیز نک : ابنایاس، ٢ / ١٠٤؛ لویس، ٢٢٥؛ مبیض، ٢١٢؛ بروم، ١٣٠-١٣١). این سکهها که از حدود ٨٠٠ ق / ١٣٩٨ م در بیشتر سرزمینهای اسلامی، ازجمله قاهره، شام، روم، حجاز و یمن رواج یافته بود، و در معاملات از آن استفاده میشد، به نامهای افرنتی، ونیزی و دراهم بنادقه یا بندقی نیز مشهور بود (ابنتغری بردی، ١٤ / ٢٨٣؛ نیز نک : ابنایاس، لویس، همانجاها؛ حسینی، ١ / ١١٣، ١٥٩؛ دیانت، ٢ / ١٥٤؛ مبیض، همانجا).
برپایۀ منابع تاریخی نزدیک به عصر برسبای، سکههای زر اشرفی، که گاه سکههای اشرفی برسبهیه نیز نامیده میشد، مورد توجه مردم قرار گرفت و بهسرعت در معاملات بهجای دینارهای زر فلوری به کار رفت (ابنتغری بردی، ابنایاس، لویس، همانجاها). برخی از پژوهشگران رواج اشرفی را در ایران از زمان جهانشاه قراقویونلو (حک ٨٤١ -٨٧٢ ق / ١٤٣٧-١٤٦٧ م) دانستهاند. در دوران حکومت شاه اسماعیل اول صفوی (سل ٩٠٧-٩٣٠ ق / ١٥٠١-١٥٢٤ م)، سکههای اشرفی مطابق وزن رایج عهد ممالیک مصر در حدود ٤ / ٣ تا ٥ / ٣ و ٥٢ / ٣ گرم ضرب میشد (فراگنر، ٥٦٣؛ بـروم، ١٦٩؛ نیز نک : فرحبخش، ١٥). همچنین، در این دوره مسکوکات طلای ربع اشرفی به وزنهای ٨٧٧ / ٠، ٧٧ / ٠ و نیم گرم ضرب میشده است (فراگنر، همانجا؛ برای اوزان و انواع دیگر اشرفی، نک : فرحبخش، ١٢، ١٥؛ قس: بروم، ١٧٠، که آغاز ضرب نیماشرفی را در دورۀ شاه طهماسب اول دانسته است).
در دورۀ شاه طهماسب اول (سل ٩٣٠-٩٨٤ ق / ١٥٢٤-١٥٧٦ م)، در ٩٣٤ ق اشرفی ٠٠٠،١ دینار ارزش داشت (فرحبخش، ١٧، ٢٠) که این میزان در ٩٥٩ ق / ١٥٥٢ م به حدود ٢٠٠ دینار رسید ( ایرانیکا، II / ٧٩٨ ؛ برای تصاویر و سکهها، نک : بروم، همانجا، تصاویر ٢٧١-٢٧٣). در میانههای سدۀ ١٠ ق / ١٦ م، که پرتغالیها جزیرۀ هرمز را در اشغال خود داشتند، سکههای اشرفی معادل ٠٠٠‘٢ دینار، و نیماشرفی معادل ٠٠٠‘١ دینار هرمزی ضرب میشد و پرتغالیها آن را «شرافیم» مینامیدند (فراگنر، ٥٦٤). اشرفی پس از ١٠٠٨ ق / ١٥٩٩ م بهطور کامل جای طلای تنگه را گرفت و از این تاریخ تا ١١٥٠ ق / ١٧٣٧ م معیار اصلی برای سکههای طلای ایرانی شد و رواج عباسی کاهش یافت (همو، ٥٦٣ ؛ ایرانیکا، همانجا).
بهنوشتۀ برخی، وزن اصلی اشرفی در اواخر دورۀ صفوی ٥ / ٤ دانگ، یعنی ٣/ ٢ مثقال، و ارزش آن بسیار ثابتتر از پول نقره بود (مینورسکی، ١١٢، ١١٤). رواج گستردۀ مسکوک زر مُهر اشرفی در دورۀ نادرشاه سبب شد که سکههای طلای اشرفی منسوخ، یا به مقدار کم ضرب، و در عوض، واحدهای کوچکتر آن در ضرابخانهها ضرب شود (بروم، ١٧٦؛ فرحبخش، ٦٢).
نادرشاه و تالیان او، بهویژه کریمخان زند (حک ١١٦٣-١١٩٣ ق / ١٧٥٠- ١٧٧٩ م)، اشرفی قدیمتر، به وزن ٤٩٨ / ٣ گرم، را فقط به مقدار اندکی ضرب کردند و آن نیز ضریبی در حدود ٣/ ١ نسبت بـه مهر اشرفی داشت ( ایرانیکا، همانجا؛ نیـز نک : فرحبخش، ٦٥: سکههای ٤٥ / ٣ و ٤٧ / ٣ گرمی).
در نیمۀ دوم سدۀ ١٢ ق / ١٨ م، سکۀ ربع مهر اشرفی بسیاری به وزن ٧٦ / ٢ گرم معادل ٥٥ / ٤٢ حبه، و نیز یک مهر اشرفی به وزن ٠٤ / ١١ گرم معادل ٢ / ١٧٠ حبه به نام اشرفی کریمخانی یا اشرفی ساده ضرب شد (نک : همو، ٧٦)، اما از دورۀ آقامحمدخان قاجار مهر اشرفی و اقسام آن کنار گذاشته، و بهندرت ضرب شد (نک : همو، ٨٩؛ ایرانیکا، همانجا). ازآنپس بهجای اشرفی سنتی و مهر اشرفی، تومانهای طلا رواج یافت و اصطلاح اشرفی بر همۀ مسکوکات زر اطلاق شد (همانجا).
در اواخر سلطنت فتحعلی شاه قاجار، میان سالهای ١٢٤٥-١٢٥٠ ق / ١٨٢٩-١٨٣٤ م، وزن اشرفی قدیمی ٥٤ حبه دوباره رواج یافت که ارزشی معادل ١٠ هزار دینار نقره و برابر با یک تومان داشت (همانجا؛ ستوده، ٧ / ٤٠-٤١؛ برای تصویر سکه، نک : بروم، ١٧٧، تصویر ٢٩١). در همین دوره، سکههای دو اشرفی و یک اشرفی نیز به میزان بسیار اندکی رواج یافت. ارزش دو اشرفی، یعنی بزرگترین سکۀ طلا، در حدود ٤٠ قران معادل با ٤ تا ٥ / ٤ تومان و یک اشرفی نیز از دو تومان تا ٢٥ قران بود، که بر حسب نوسانهای پولی، میزان آنها تغییر میکرد (جمالزاده، ١٧٠).
در اوایل حکومت ناصرالدین شاه، اشرفیای به وزن ١٨ نخود معادل ٤٥٦ / ٣ گرم و برابر یک مثقال شرعی و ارزش یک تومان ضرب میشد. در ١٢٩٤ ق / ١٨٧٧ م، اشرفی دیگری ضرب شد که تقریباً ١٧ نخود معادل ٢٠٦ / ٣ گرم وزن داشت و در همین تاریخ، مقداری ٥ هزاری طلا (نیماشرفی) رواج پیدا کرد و به اشرفی ناصری شهرت یافت (همو، ١٧٢؛ دیانت، ٢ / ٢٩).
پساز تأسیس ضرابخانۀ جدید دولتی و ماشینی در ١٢٩٤ ق / ١٨٧٧ م در تهران (رابینو، ١٨-١٩؛ نیز نک : اعتمادالسلطنه، ١ / ١٥٠- ١٥١)، ناصرالدین شاه فرمانی برای تنظیم پول و عیار و وزن سکهها صادر کرد و بدینترتیب، وزن تومان طلا یا اشرفی ٨٧٧١١ / ٢ گرم تعیین شد که با اشرفیهایی که ١٨ نخود وزن داشت، متفاوت بود (دیانت، ٢ / ١٥٠-١٠٦). ارزش اشرفی در دورۀ مظفرالدین شاه نیز پایین آمد و هر اشرفی ١٨ نخودی معادل ٢ تومان شد (همو، ٢ / ٣٠). از آغاز دورۀ رضا شاه (١٣٠٤ ش / ١٩٢٥ م) اشرفی جای خود را به سکههای طلای جدید پهلوی داد و پساز انقلاب اسلامی ایران در ١٣٥٧ ش / ١٩٧٩ م، سکۀ بهار آزادی جای آن را گرفت.
مآخذ
ابنایاس، محمد، بدائع الزهور، به کوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
ابنتغری بردی، النجوم، قاهره، ١٣٤٨-١٣٩٢ ق / ١٩٢٩-١٩٧٢ م؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، المآثر و الآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ ش؛
آنندراج، محمدپادشاه، تهران، ١٣٣٥ ش؛
بیانـی، خانبابا، «سازمان کشور ایران در زمان صفویه»، آموزش و پرورش، ١٣٢١ ش، س ١٢، شم ١-٢؛
جمالزاده، محمدعلی، گنج شایگان، برلین، ١٣٣٥ ق؛
حسینی، موسى، العقد المنیر، تهران، ١٣٨٢ ق؛
دیانت، ابوالحسن، فرهنگ تاریخی سنجشها و ارزشها، تبریز، ١٣٦٧ ش؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٥٤ ش؛
عقیلی، عبدالله، «اشرفی»، آینده، ١٣٦٣ ش، س ١٠، شم ١؛
غیاثاللغات، غیاثالدین محمد رامپوری، بمبئی، ١٣٤٩ ق؛
فرحبخش، هوشنگ، راهنمای سکههای ضربی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
قائممقامی، عبدالوهاب، «تاریخ پیدایش پول در ایران»، ارمغان، تهران، ١٣٤٠ ش، س ٣٠، شم ٩؛
مبیض، سلیم عرفات، النقود العربیة الفلسطینیة، قاهره، ١٩٨٩ م؛
مینورسکی، و.، سازمان اداری حکومت صفوی، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، ١٣٣٤ ش؛
نیز:
Broome, M., A Handbook of Islamic Coins, London, ١٩٨٥;
Fragner, B., «Social and Internal Economic Affairs», The Cambridge History of Iran, vol. VI, ed. P. Jackson, Cambridge, ١٩٨٦;
Iranica ;
Lewis, B., «Egypt and Syria», The Cambridge History of Islam, New York, ١٩٧٠, vol.I(A);
Rabino di Borgomale, H. L., Album of Coins, Medals, and Seals of the Shâhs of Îrân, Oxford, ١٩٧١;
Türkiye diyanet vakfι İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٤.
جواد نیستانی (دبا)