دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٥ - ابوسعید خدری
ابوسعید خدری
نویسنده (ها) :
حسین انصاری (راد)
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوسَعیدِ خُدْری، سعد بن مالك بن سنان (١٠ پیش از هجرت ـ ٧٤ ق / ٦١٢-٦٩٣ م)، از اصحاب پیامبر (ص)، ابوسعید منسوب به نیای بزرگ خود خُدره است كه به ابجر شهرت داشت (طبری، ١١ / ٥٢٥) و بنی خدره تیرهای از بنی عوف انصار بودند. پدر ابوسعید از اصحاب پیامبر (ص) و مادرش انیسه بنت ابی حارثه، از قبیلۀ بنی نجار بود (خلیفه، ١ / ٢١٦). ابوسعید به هنگام جنگ احد ١٣ ساله بود كه پدرش او را برای شركت در جنگ معرفی كرد و به رغم اصرار پدرش، پیامبر (ص) به سبب خردسالی، شركت او را در جنگ نپذیرفت، اما پس از احد، وی در غزوات مختلف پیامبر (ص) شركت كرد (طبری، ١١ / ٥٢٥- ٥٢٦؛ حاكم، ٣ / ٥٦٣؛ ابن عبدالبر، ٢ / ٦٠٢). در زمان خلافت حضرت علی (ع) او در جنگهای صفین و نهروان همراه آن حضرت بود (ابن حبیب، ٢٩١؛ خطیب، ١ / ١٨٠). ابوسعید با بنی امیه رابطۀ دوستانه نداشت و در فرصتهایی كه پیش میآمد، از آنان انتقاد میكرد. از جمله هنگامی كه مروان بن حكم خطبۀ عید را بر نماز مقدم داشت، با اعتراض ابوسعید روبهرو شد (صفدی، ١٥ / ١٤٨). همچنین در روزگار خلافت معاویه، برای اعتراض به كار او به شام رفت (ابن عساكر، ٧ / ١٨٢-١٨٣؛ برای حكایتی دربارۀ اوج مخالفت او با معاویه، نك : نصر بن مزاحم، ٢١٦). اما اینكه گفتهاند ابوسعید در ٧٣ ق ضمن مكتوبی با عبدالملك بن مروان بیعت كرده و نیز عبدالملك قبل از خلافت از او حدیث شنیده بوده است (ابن سعد، ٥ / ٢٢٩، ٢٣٤)، هم از نظر زمانی و هم از حیث نوع رابطهای كه ابوسعید با بنیامیه داشته، قابل تردید مینماید. به گفته ابن قتیبه ( الامامة، ١ / ٢١٣)، ابوسعید در واقعۀ حرّه، در حملۀ سپاهیان شام به مدینه، در خانه نشست، اما لشكریان شام به خانهاش ریختند و از وی پول و مال طلب كردند و چون به چنگ نیاوردند او را مورد شكنجه قرار دادند. به روایتی دیگر (نك : ذهبی، تاریخ، ٣ / ٢٢٠-٢٢١) در روز حره ابوسعید به غاری پناه برد و یكی از لشكریان شام كه قصد كشتن او آمده بود، پس از آنكه او را شناخت، از وی خواست تا برایش طلب مغفرت كند. بیشتر مورخان وفات وی را در ٧٤ ق ضبط كردهاند (خلیفه، همانجا؛ ابن قتیبه، المعارف، ٢٦٨؛ طبری، ١١ / ٥٢٦؛ طبرانی، ٦ / ٤٠؛ ابن عبدالبر، همانجا؛ خطیب، ١ / ١٨١)، ولی برخی نیز آن را یك سال بعد از واقعۀ حره، در ٦٤ ق گفتهاند (نك : بخاری، ٢(٢) / ٤٤؛ ابن حبان، ١١؛ نووی، ١(٢) / ٢٣٧). محل دفن وی چنانكه در برخی منابع تصریح گردیده (نك : حاكم، ١(٢) / ٢٣٧). در مدینه و بقیع بوده است، ولی گفتنی است كه مزاری هم به نام او در استانبول وجود دارد (نك : ایشلی، ٧٠-٧٣).
مورخان او را یكی از بزرگان انصار دانسته (ابن عبدالبر، همانجا؛ خطیب، ١ / ١٨٠؛ ابن اثیر، ٢ / ٢٨٩) و بر فقاهت او تأكید كردهاند (ابنسعد، ٢ / ٣٧٢؛ خطیب، همانجا؛ ابوالسحاق شیرازی، ٥١؛ نووی، همانجا؛ ذهبی، سیر، ٣ / ١٧٠؛ ابن حجر، ٢ / ٣٥). رجالشناسان شیعه نیز وی را بزرگ داشته و از وی سخت ستایش كردهاند: برقی (ص ٢) وی را در بین اصحاب پیامبر (ص) در ردیف سلمان و ابوذر قرار داده و در بین اصحاب امام علی (ع) (همو، ٣) در زمرۀ «اصفیاء» اصحاب شمرده است. در رجال كشی از امام صادق (ع) نقل شده كه ابوسعید در دین استوار و آشنا به حق بوده است و از فضل بن شاذان نیز حكایت شده كه ابوسعید از سابقین اصحاب آن امام بوده است (طوسی، ٣٠، ٣٨). ابوسعید یكی از كسانی است كه از پیامبر (ص) حدیث بسیار نقل كرده است. همچنین وی از گروهی از مشاهیر اصحاب نیز حدیث روایت كرده است. در میان كسانی كه از وی روایت كردهاند، گروهی از اصحاب پیامبر (ص) از جمله عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، جابر بن عدالله، زید بن ثابت و انس بن مالك و جمع بسیاری از تابعین همچون سعید بن مسیب، عطاء بن یسار و نافع دیده میشوند (نووی، ابن اثیر، همانجاها). احادیث او از پیامبر (ص) را ١٧٠‘١ حدیث یاد كردهاند كه برخی از آنها را صاحبان صحاح چون مسلم و بخاری آوردهاند (نك : نووی، همانجا) و بقی بن خلد نیز بسیاری از آنها را در مسند كبیر خود گردآورده بوده است (نك : ذهبی، سیر، ٣ / ١٧١).
ابوسعید در میان صحابه به زهد و پارسایی شهرت داشته است و در این باب ابونعیم در حلیة الاولیاء (١ / ٣٦٩-٣٧١) و ابن جوزی در صفة الصفوة (١ / ٧١٤-٧١٥) به شخصیت او پرداختهاند.
مآخذ
ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، صفة الصفوة، به كوشش محمود فاخوری و محمد رواس قلعجی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن حیان، محمد، مشاهیر علماء الامصار، به كوشش فلایشهامر، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٥٩ م؛
ابنحبیب، محمد، المُحبّر، حیدرآباد دكن، ١٣٦١ ق / ١٩٤٢ م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق؛
ابن سعد، محمد، طبقات، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، قاهره،١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
ابنعساكر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
همو، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابوالسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیةالاولیاء، قاهره، ١٣٥١- ١٣٥٧ ق؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٩ م؛
برقی، احمد بن محمد، الرجال، به كوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
حاكم نیشابوری، محمد بن عبدالله، مستدرك الصحیحین، حیدرآباد دكن، ١٣٢٤ ق؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
خلیفة بن خیاط، الطبقات، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٦٦ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، قاهره، ١٣٦٨ ق؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
صفدی، خلیل بن ایبك، الوافی بالوفیات، به كوشش برند راتكه، ویسبادن، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الكبیر، به كوشش حمدی عبدالمجید سلفی، بغداد، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
طبری، «المنتخب من كتاب ذیل المذیل»، همراه تاریخ طبری؛
طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
نصر بن مزاحم منقری، وقعۀ صفین، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق؛
نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة؛
نیز:
işli, Necdet, İstanbul’da sahabe kabir ve makamlan, Ankara, Renk ofset matbaacilik.
حسین انصارری (راد)