دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٤٦ - بدر (نصیرالدوله)
بدر (نصیرالدوله)
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدِر (نصیرالدوله)، میرزا احمد (١٢٨٧-١٣٤٩ق/ ١٨٧٠-١٩٣١م)، وزیر و سیاست پیشۀ ایران در اواخر دورۀ قاجار و اوایل عصر پهلوی. او فرزند عبدالوهاب آصفالدوله (ﻫ م)، از دولتمردان معروف عصر ناصری است. میرزا احمد در رشت زاده شد و در تهران دانشهای مرسوم و متداول زمان را تحصیل کرد و برخی را نیز از پدر آموخت. آنگاه نزد معلمان ایرانی و اروپایی زبان فرانسه و علوم ریاضی و طبیعی را فرا گرفت (یغمایی، ١٧٦؛ نوایی، ٤٠).
او از نوجوانی با شیوۀ خدمت در دیوان و دربار آشنا شد. در ١٣٠١ق ناصرالدین شاه پدرش را که لقب نصیرالدوله داشت، به آصفالدوله ملقب ساخت و لقب پدر را به پسر بخشید. میرزا احمد در این هنگام ١٢ساله بود و ظاهراً به گفتۀ اعتمادالسلطنه در مراسم لقب بخشی مقام وزارت تجارت را نیز به دست آورد، اما همو در حوادث دو روز بعد، از نادرستی این موضوع خبر میدهد (ص ٣٤٥-٣٤٦؛بامداد،١/ ٧٨). این واقعه را صدیقالممالک شیبانی، مورخ دیگر عصر قاجار در شمار حوادث سال ١٣٠٣ق/ ١٨٨٥م آورده (ص ٢٣٦)، اما روایت اعتمادالسلطنه به سبب نزدیکی و ارتباط او با شاه و دربار از صحت بیشتری برخوردار است.
پس از مرگ عبدالوهاب آصفالدوله در١٣٠٤ق/ ١٨٨٦م؛ ورثۀ او ٥٠ هزار تومان به ناصرالدینشاه تقدیم داشتند و اجازۀ اطلاق لقب «جناب» را برای نصیرالدولۀ نوجوان به دست آوردند و بدینسان، او «منشی حضور» شاه شد. بدر تا١٣١٣ق/ ١٨٩٥م که ناصرالدین شاه کشته شد، این مقام را حفظ کرد و سپس به خدمت وزارت خارجه درآمد (اعتمادالسلطنه، ٥٤٥؛ یغمایی، ١٧٦-١٧٧). در وزارت خارجه، ازآنرو که تحصیلات گستردهای داشت و علوم قدیم و دانشهای روز را به خوبی فرا رفته بود و بر ادبیات فارسی و زبانهای خارجی تسلط کافی داشت، به سرعت پیشرفت کرد. در ١٣٢٢ق/ ١٩٠٤م مأمور خدمت در سفارت ایران در بلژیک شد و اندکی بعد مقام وزیرمختاری ایران در آن کشور را به دست آورد و با گذشت زمان در میان سفیران کشورهای خارجی در بلژیک اعتبار فراوان و شهرتی در خور یافت (سپهر، ١٢٨؛ وحیدنیا، ٧٩؛ نوایی، همانجا؛ یغمایی، ١٧٧).
دوران سفارت او ٦ سال طول کشید. پس از بازگشت به ایران رئیس دیوان عالی تمیز شد و سپس در ١٣٣٤ق در کابینۀ نخست میرزا حسنخان وثوقالدوله (همسر خواهرش) به سمت وزارتخانه شد (وحیدنیا، همانجا؛ یغمایی، ١٧٨). نصیرالدوله در دورۀ دوم صدارت وثوقالدوله که از ٨شوال ١٣٣٦ق/ ٢٦ تیر ١٢٩٧ش آغاز شد و حدود دو سال دوام داشت، وزیر معارف بود و در این دوران توانست از عهدۀ خدمات مهمی به فرهنگ و معارف کشور برآید. این دولت تا ٨ شوال ١٣٣٨ق/ ٤ تیر ١٢٩٩ش بر سرکار بود و در این تاریخ به سبب انعقاد قرارداد ١٩١٩م با انگلیس و مخالفت عمومی با آن ساقط شد (یغمایی، ١٧٦-١٧٨؛ صفایی، ٤٤١، ٤٣٢).
بدر پس از آن تا چند سال کار مهمی نداشت و اوقات را برای رسیدگی به امور شخصی میگذراند. تا آنکه در اوایل سال ١٣٠٥ش در دورۀ ششم مجلس نمایندۀ سیرجان شد (اسامی...، ٧٢؛ قس: شجیعی، ٣٠٧، که او را نمایندۀ کرمان دانسته است)، اما پیش از افتتاح مجلس، مستوفیالممالک، رویس الوزرای وقت، او را به وزارت معارف برگماشت (ملکی، ١/ ٢٠٥). دوران اخیر وزارت او کوتاه بود و از ٢٢ خرداد تا ١٨ بهمن ١٣٠٥ ادامه داشت (سعادت، ٧٥؛ نیز ﻧﻜ : یغمایی، ٢٩١).
پس از آن نصیرالدوله بجز عضویت در کمیسیون معارف منصبی نداشت، تا آنکه در ٤ بهمن ١٣٠٩، در ٦٢ سالگی درگذشت (اقبال آشتیانی، ٣٧). پیکر او را در حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپردند و وثوقالدوله رئیسالوزرای سابق در رثای او قطعهای سرود (یغمایی، ١٨٦-١٨٧). نصیرالدوله مردی میانه قامت، هوشمند، نیک محضر، گشادهرو، و مشوق علم و هنر بود و در دوران وزارت خود به سادگی میزیست.
خدمات و فعالیتهای فرهنگی
بدر ازجمله وزیران نامی معارف ایران بود و در راه توسعه و گسترش دانشهای جدید در کشور سخت کوشید. از خدمات برجستۀ او تأسیس و تکمیل مدارس بود. وثوقالدوله رئیس الوزرای وقت نیز با او همراهی کامل داشت و پیشنهادهای وی را تا جایی که بودجۀ دولت اجازه میداد، میپذیرفت و خواستههای او را برآورده میکرد (ﻧﻜ : همو، ١٧٩-١٨٠).
نصیرادوله برای اجرای کامل قانون اداری وزارت معارف ـ که پیش از او به تصویب رسیده بود ـ شورای عالی معارف را تشکیل داد (همو، ١٨٣-١٨٤). اقدام پسندیدۀ دیگر او، تأسیس دارالمعلمین (دانشسرا) مرکزی و تبدیل مدرسۀ دخترانۀ «فرانکوپرسان» به دارالمعلمات بود (١٢٩٧ش). دارالمعلمین مرکزی در ١٢٩٨ش افتتاح شد و در آغاز دو کلاس داشت، یکی ابتدایی و دیگری عالی؛ ریاست آن را ابوالحسن فروغی برعهده داشت و استادان نامآوری چون عباس اقبال، غلامحسین رهنما و بدیعالزمان فروزانفر در آن تدریس میکردند (قاسمی، ٥٠٤، ٥٠٢؛ نوایی، ٣٦-٣٨).
بدر در ١٢٩٧ش ٣ مدرسۀ متوسطۀ جدید دایر کرد. مدرسۀ سلطانی به ریاست سلطانالعلما، مدرسه سیروس به ریاست محسن قریب، و مدرسهای دیگر به ریاست آقامیرزا ضیاءالدین. در این زمان آموزش ابتدایی و متوسطه گسترش بسیار یافت و افراد بیبضاعت بهصورت رایگان در این مدارس آموزش میدیدند (قاسمی، ٣٢٢، ٢٥٧). او از محل تصویبنامۀ ٤ مادهای هیأت وزرا (٢٨جمادیالاول ١٣٣٦) جمعاً ٣٠ دبستان دو کلاسه تا چهارکلاسۀ پسرانه و ١٠ مدرسۀ دخترانه و ٩ دبیرستان یک یا دو کلاسه همراه با کلاسهای دبستانی در تهران و چند مدرسه در شهرستانها تأسیس کرد (همو، ٣٢٢-٣٢٥، ٤٢٤).
از خدمات دیگر نصیرالدوله در دوران وزارت، تصویب نظامنامهای برای حل مشکلات داروفروشان و اطبا بود که براساس آن از داروفروشان تهران و شهرستانها امتحان به عمل آمد و کسانی که از عهده برآمدند، اجازۀ ادامۀ کار یافتند. همچنین وی مقرر کرد که دانشجویان مدرسۀ طب هفتهای دو روز در بیمارستان دولتی حضور یابند و پزشکی عملی را از استادان بیاموزند (یغمایی، ١٨٢-١٨٣).
از اقدامات دیگر نصیرالدوله، تفکیک کلاس موزیک از مدرسۀ دارالفنون و تشکیل مدرسهای جدید برای آموزش موسیقی بود. شاگردان این مؤسسه آموزشی را که زیرنظر وزارت معارف اداره میشد، افراد نظامی و غیرنظامی تشکیل میدادند (قاسمی، ٢٨٩). از کارهای دیگر دورۀ اول وزارت او، انتشار مجلۀ اصول تعلیم یا اصول تعلیمات بود که شمارۀ اول آن در ١٤ رجب ١٣٣٨ق/ ٣ آوریل ١٩٢٠م به چاپ رسید و پس از انتشار ٦ شماره، ادارۀ آن برعهدۀ ابوالحسن فروغی رئیس دارالمعلیمن عالی نهاده شد. سالنامۀ معارف ایران نیر در ١٢٩٧ش منتشر شد. این سالنامه اطلاعات گرانبهایی از اوضاع فرهنگی آن عصر را دربر دارد (همو، ١٢٣-١٢٤، ٢٥٤-٢٥٥).
بدر در دوران کوتاه وزارت معارف خود در کابینۀ مستوفیالممالک در ١٣٠٥ش نیز خدمات مهمی انجام داد. ازجمله کتابخانۀ معارف را تأسیس کرد که بعداً نام آن به کتابخانۀ ملی تغییر یافت و حدود ١٥ هزار جلد از کتابهای کتابخانۀ سلطنتی به آنجا منتقل گردید (صفایی، ٥٢١-٥٢٢). در همین زمان او لایحۀ تعلیمات عمومی را به مجلس برد و در راه تصویب و اجرای آن کوشید. براساس این لایحه آموزش رایگان به تصویب مجلس رسید (مروارید، ٢/ ٣٢-٣٣).
بدر در سالهای آخر عمر به عضویت کمیسیون معارف درآمد. اعضای دیگر این کمیسیون مشیرالدوله پیرنیا، مؤتمنالملک پیرنیا، ﭔﺤﭕﻰ دولتآبادی، محمد مصدق و چند تن دیگر بودند. وظیفۀ اعضا برنامهریزی برای کمیسیون و انتخاب کتابهای مناسب برای چاپ بود (باستانی پاریزی،٥٤٤).
بدر شخصی دانشمند، ادیب و میهنپرست بود و دانشمندان را ارج مینهاد. آثار و نوشتههایی از و برجای مانده است که ترجمۀ کتاب معرفةالارض، تاریخ نادرشاه و رساله در حساب و خواص اعداد از آن جملهاند. اشعار اندکی از او در دست است که نشانۀ ذوق سلیم اوست. وی در آن روزگار که جوانان متأثر از تمدن غربی به فرهنگ ملی خود کمتر توجه و اعتنا میکردند و در تغییر خط از الفبای فارسی به لاتین تبلیغاتی صورت میگرفت، چکامهای سرود و در آن فرنگ رفتگان را از ورود در این معرکه برحذر داشت (حکمت، ١٦٣-١٦٤؛ یغمایی، ١٨٥-١٨٦). او به حفظ آثار ملی و هنری ایران علاقهمند بود و خود چند مجلد مرقع از خطوط استادان قدیم، چند جلد کتاب خطی نفیس و یک مجلد قرآن کریم به خط آقا ابراهیم قمی را به موزۀ ملی اهدا کرد (همو، ١٨٦). ظاهراً این آثار بعدها به کتابخانۀ ملی انتقال یافت (ﻧﻜ : ملی، ١/ دو).
مآخذ
اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی، به کوشش عطاءالله فرهنگ تهرانی، تهران، ١٣٥٦ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامۀ خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، «میرزا عبدالوهاب خان آصفالدوله»، یادگار، تهران، ١٣٢٧ش، س ٥ ، ﺷﻤ ٦-٧؛
باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، تلاش آزادی، تهران، ١٣٤٧ش؛
بامداد،مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٥٧ش؛
حکمت، علیاصغر، سی خاطره، تهران، ١٣٥٥ش؛
سپهر، عبدالحسین، مرآتالوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٨ش؛
سعادت نوری، حسین، رجال دورۀ قاجاریه، تهران، ١٣٦٤ش؛
شجیعی، زهرا، نمایندگان مجلس شورای ملی در بیست و یک دورۀ قانونگذاری، تهران، ١٣٤٤ش؛
شیبانی، ابراهیم، منتخبالتواریخ، به کوشش ایرج افشار، ١٣٦٦ش؛
صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، ١٣٦٢ش؛
قاسمی پویا، اقبال، مدارس جدید در دورۀ قاجاریه، تهران، ١٣٧٧ ش؛
مروارید، یونس، از مشروطه تا جمهوری، تهران، ١٣٧٧ش؛
ملکی، حسین (زاوش)، دولتهای ایران در عصر مشروطیت، تهران، ١٣٧٠ش؛
ملی، خطی؛
نوایی، عبدالحسین، «دارالمعلمین عالی و پروگرام مدارس»، تاریخ معاصر ایران، تهران، ١٣٧٧ش، س ٢، ﺷﻤ ٥ ؛
وحیدنیا، سیفالدوله، «رجال معاصر»، وحید، تهران، ١٣٥٠ش؛
دورۀ جدید، ﺷﻤ ١؛
یغمایی، اقبال، وزیران علوم و معارف و فرهنگ ایران، تهران، ١٣٧٥ش.
علی آل داوود