دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩٨ - آی تیمور
آی تیمور
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آی تِیمور، مُحَمَّد (٧٤٥-٧٤٧ ق / ١٣٤٤-١٣٤٦ م)، سومین فرمانروا از سلسلۀ شیعی مذهب سربداران. نام او را به صورتهای آقا محمد تیمور، امیر محمد آتیمور، محمد آتیمور و آقامحمد آی تیمور نیز نوشتهاند. پارهای از مآخذ او را از غلامان خواجه وجیهالدین مسعود به شمار آوردهاند (دولتشاه، ٢١١). خواندمیر او را از غلامان فضلالله باشتینی پدر وجیهالدین دانسته است (٣ / ٣٦٢). به روایت میرخواند، در زمان امیر عبدالرزاق باشتینی، بنیانگذار سربداران، آی تیمور از سوی وی مأموریت یافت كه با ٢٠٠ سپاهی به جنگ امیر عبدالله مولای حاكم قهستان برود. آی تیمور در این جنگ بهسبب افزونی سپاهیان امیر عبدالله، شكست خورد، اما به زودی وجیهالدین مسعود با ٣٠٠ سپاهی به یاری وی شتافت. آن دو به پشتیبانی هم، لشكر امیر عبدالله را درهم شكستند و غنیمت بسیار گرفتند (٥ / ٦٠٢-٦٠٣). پس از آنكه وجیهالدین مسعود به فرمانروایی رسید، آی تیمور از لطف او برخوردار گردید و به مأموریتهای مهم گماشته شد. ازجمله هنگامی كه وجیهالدین به هرات حمله كرد، آی تیمور را به جانشینی خود در سبزوار برگماشت و نیز در اواخر دوران فرمانروایی خود، چون روانۀ سبزوار شد تا ناحیۀ رستمدار را تسخیر كند، دیگر بار آی تیمور را به نیابت خود برگماشت. وجیهالدین مسعود سرانجام در جنگی كه با لشكریان رستمدار كرد، در آواخر ربیعالاول ٧٤٥ ق / اوایل اوت ١٣٤٤ م كشته شد و پس از آن آی تیمور به طور طبیعی به فرمانروایی رسید.
آی تیمور، دو سال و چند ماه بر منطقه ای كه شامل سبزوار، نیشابور و اطراف آن تا باشتین میشد، فرمان راند. وی پس از رسیدن به قدرت، برای تثبیت موقعیت خود مال بسیار از خزانۀ دولتی در میان سربداران پخش كرد. پس از آن برخی از قلعه هایی را كه از دست رفته بود، فتح كرد و بدین ترتیب بر اهمیت خود افزود، اما چون از عهدۀ طغای تیمور برنمیآمد، با او به مدارا رفتار میكرد. چون آی تیمور برای تقویت بیشتر خود بر تودۀ مردم اتكا میداشت، شیخیان با وی مبارزه آغاز كردند. خواجه شمسالدین علی از بزرگان سربداری، كه خود داعیۀ فرمانروایی داشت، نیز آنان را تحریك میكرد. سرانجام روزی وی با گروهی از درویشان به خانۀ آی تیمور هجوم بردند و آنجا را در تصرف گرفتند و پس از اینكه مدتی با او بحث كردند، از كار بركنارش ساختند. آی تمیور هر چند شجاع و دلاور و بیباك بود، چون در آن هنگام سلاحی با خود نداشت، به ناچار این پیشنهاد را پذیرفت، مخالفان او را در خانهای زندانی كردند، اما خواجه شمسالدین فرمان داد تا او را بكشتند. قتل او به دست مولانا حسن آهی به همراهی گروهی از درویشان صورت گرفت (جمادیالاول ٧٤٧ ق / اوت ١٣٤٦ م). فصیح خوافی قتل او را در اول جمادیالثانی ٧٤٨ ق (٨ سپتامبر ١٣٤٧ م)، ضبط كرده است (ص ٧٣-٧٤) كه با آنچه در سایر منابع آمده است، مغایرت دارد.
مدت حكومت آی تیمور را دولتشاه دو سال و دو ماه نوشته (ص ٢٨١) و قزوینی نیز نوشتۀ او را تكرار كرده است (ص ٢٩٦)، اما فصیح خوافی آن را دو سال و ٨ ماه دانسته است (ص ٧٤). پس از كشته شدن آی تیمور پیروان خواجه شمسالدین كه قدرت را در دست گرفته بودند، او را برای حكومت پیشنهاد كردند، اما شمسالدین كه موقعیت را در آن هنگام برای فرمانروایی خود مناسب نمیدید، از این كار سرباز زد. به سفارش او كُلو اسفندیار را به فرمانروایی برداشتند (میرخواند، ٥ / ٦١٤-٦١٦؛ خواندمیر، ٣ / ٣٦٢-٣٦٣).
مآخذ
پتروشفسكی، ای. پ.، نهضت سربداران خراسان، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٥١ ش، صص ٦٩-٧١، ١١٤؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرةالشعراء، به كوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ ش؛
زامباور، نسب نامۀ خلفا و شهریاران، ترجمۀ محمد جواد مشكور، تهران، ١٣٥٦ ش، ص ٣٨١؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٣ ش، صص ٢٠٥-٢٠٦، ٢٢٣؛
غفاری، قاضی احمد، تاریخ جهان آرا، تهران، ١٣٤٣ ش، ص ٢٢٠؛
فصیح خوافی، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ ش، صص ٦٩-٧٠؛
قزوینی، یحیی، لبّ التواریخ، تهران، ١٣٦٣ ش؛
میرخواند، محمدبن خاوند شاه، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ ش.
سید علی آلداود