دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٠٠ - ابن کواء
ابن کواء
نویسنده (ها) :
یوسف رحیم لو
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ كَوّاء، ابوعمرو عبدالله بن عَمرو بن نعمان بن ظالم بن مالك بن اُبَیّ بن عُصْم بن سعد بن عمرو بن جُشَم بن كِنانة بن حَرب ابن يَشْكُر، از بنی يشكر بن بكر بن وائل بن قاسط، از پيشوايان خوارج در حَروراء. ابن نديم (ص ١٠٢) نام پدر او را عروض آورده است كه با توجه به شياع نام عمرو در مآخذ ديگر، درست به نظر نمیرسد. گفتهاند كه عمرو از آن رو كه در دوران جاهليت با داغ مداوا شد، به كوّاء شهرت يافت (ابن قتيبه، المعارف، ٥٣٠). از تاريخ تولد و مرگ و از زندگی ابن كوّاء جز بعضی وقايع بزرگ چيزی دانسته نيست. در وقايع سال ٣٣ق / ٦٥٣م نام او در زمرۀ افراد سرشناسی از كوفه مانند اشتر و كميل و صَعصَعة آمده است كه به سعيد بن عاص، حاكم كوفه، پرخاش میكردند كه «فیء» مسلمانان را از آن خود كرده است (طبری، ٤ / ٣١٧- ٣١٨، ٣٢٣). از اين رو به دستور عثمان آنان را كه ٩ يا بيش از ١٠ تن بودند، به دمشق پيش معاويه فرستادند. به روايتی آنان در دمشق نيز ضمن مجادلهای با معاويه درآويختند و از آنجا به جزيره (شمال بينالنهرين) و سرانجام به حمص پيش عبدالرحمن بن خالد بن وليد تبعيد شدند (همو، ٤ / ٣١٨-٣٢١). حضور ابن كواء در ميان تبعيديان تنها در دو روايت سيف بن عمر (همو، ٤ / ٣١٨) و عوانه (ابن عساكر، ٣٩٠) گزارش شده است و عدم ذكر نام او در گزارشهای ابومِخْنف (بلاذری، ٥ / ٣٩-٤٢؛ ابن شبه، ٣ / ١١٤٠-١١٤١؛ ابن اعثم، ١ / ٣٨٣-٣٨٧) و شعبی (طبری، ٤ / ٣٢٢) و ابواسحاق همدانی (همو، ٤ / ٣٢٦) نكتهای است درخور تأمل. ابن كواء در جنگ صفين جزو سپاه علی (ع) بود، اما هنگامی كه كار به «تحكيم» كشيد، وی به عنوان سخنگوی گروهی كه ابوموسی اشعری را به حكميت برگزيدند، مخالفت آن گروه را نسبت به انتخاب عبدالله بن عباس به سبب خويشاوندی وی با علی (ع) اعلام كرد (نصر بن مزاحم، ٥٠٢؛ قس: ابن اعثم، ٢ / ١٩٣) و در واقع او بود كه ابوموسی را برای حكميت فرستاد (ابن عبدربه، ٤ / ٣٥١). اين گروه كه «اصحاب البرانس» نام گرفتند و به تعبير اشتر از فرط عبادت پيشانی سياه داشتند (طبری، ٥ / ٥٠)، در بازگشت از صفين با علی (ع) وارد كوفه نشدند و ٠٠٠‘١٢ نفر از آنان در حروراء، در نيم فرسخی كوفه از وی كناره گرفتند (ربيعالاول ٣٧) و از اين رو حروريه ناميده شدند. در اين هنگام ابن كواء «امير الصلاة» و شَبَث بن رِبعی «امير القتال» آنان بود (اسكافی، ١٩٤). علی (ع) نخست ابن عباس را برای گفتوگو فرستاد و سپس خود نزد آنان رفت و آنان را برای مناظره به كوفه خواند (يعقوبی، ٢ / ١٩١). پاسخ علی (ع) به خردهگيريهای حروريه دربارۀ مسألۀ حكميت، حذف عنوان اميری مؤمنان در عهدنامه و مسائل ديگر، ابن كواء را به تصديق وادار كرد (اسكافی، ١٩٨-٢٠٠). از مقايسۀ مجموع روايات طبری در اين مورد (٥ / ٦٤-٦٦، ٧٢-٩٢) چنين برمیآيد كه پس از نخستين گفتوگوی امام با ابن كواء در حروراء گروه خوارج به كوفه بازگشتند و مدتی در آنجا ماندند، اما همچنان به مخالفت با علی (ع) در مسألۀ تحكيم پا فشردند. سپس از كوفه به سوی نهر آمدند و در آنجا به خوارج بصره پيوستند. عاقبت كار به جنگ نهر (نهروان) انجاميد (همو، ٥ / ٧٢-٧٧، ٨٦-٨٧). ظاهراً آنگاه كه خوارج از كوفه به سوی نهر درآمدند، ابن كواء در حروراء بود و همراه شبث بن ربعی با فرستادگان علی (ع) مناظره میكرد (همو، ٥ / ٩١). پيشوايی ابن كواء بر خوارج ٧ ماه به درازا كشيد. بعداً ١٠ روز مانده به آخر شوال ٣٧ق، عبدالله بن وهب راسبی جای او و شبث بن ربعی را گرفت (اشعری، ١٢٨). در پايان اين ٧ ماه كه همراه با گفتوگو ميان طرفين بود، ابن كواء با ٠٠٠‘٢ نفر از مريدانش از گروه جدا شدند (مقدسی، ٥ / ٢٢٢-٢٢٤). بنابر بعضی روايات، ابن كواء و نيز شبث بن ربعی پس از اجتماع حروراء و پيش از جنگ نهروان از گروه خوارج جدا شدند و به منازل خود بازگشتند (بلاذری، ٢ / ٣٤٢). شبث پس از اين به هواداران امام پيوست و در جنگ نهروان فرماندهی جناح چپ لشكر را برعهده گرفت (همو، ٢ / ٣٧١؛ ابن قتيبه، الامامة، ١٤٩)، اما به نظر میرسد كه ابن كواء اگر از خوارج حروراء و نهروان گسيخت، به علی (ع) نپيوست. اگر هم حضور او در زمرۀ خوارج در نهروان قابل تصور باشد، روايات حاكی است كه از شركت در جنگ خودداری كرده است (بلاذری، ٢ / ٣٦٢، ٣٧٥). ترديد و بعد تصديق ابن كواء در مورد صحت عمل و عقيدۀ علی (ع) اختصاص به دورۀ پس از صفين نداشت. او در جريان نبرد صفين هم عدم اطمينان خاطر خود را از چگونگی تصميم علی (ع) به جنگ با معاويه به صورت پرسشی ابراز داشته، پس از گرفتن پاسخ، صدق گفتار امام را تأييد كرده، به سوی او آمده بود (ابن عبدربه، ٤ / ٣٠٣-٣٠٤). در صورت درست بودن گفتۀ بغدادی (ص ٦٧) در مورد امان جستن ابن كواء با ده سوار در لشكر علی (ع) و با توجه به برافراشتن پرچم امان به دستور علی (ع) در روز جنگ نهروان، بايد گفت كه اين بازگشت ابن كواء در همان روز نبرد بود كه بسياری قبل از آغاز جنگ از ميدان خارج شدند و در حدود ١٠٠ نفر به امام پيوستند (طبری، ٥ / ٨٦).
بيشتر منابع برآنند كه ابن كواء در همان دورۀ مناظره با گروهی از یاران خود از خوارج جدا شد و به علی (ع) پيوست (اربلی، ١ / ٢٦٥؛ ابن كثير، ٧ / ٢٨١؛ ابن حجر، ٣ / ٣٢٩). طبرسی (ص ٣٨٨) روايتی را نقل كرده است كه بر طبق آن ابن كواء در روز نهروان در برابر علی (ع) و از كشتگان آن جنگ بوده است، در حالی كه طبری (٥ / ١٧٩) ابن كواء را در ٤٢ق جزو كسانی ياد میكند كه حاكم كوفه به دستور معاويه میبايست آنان را همراه خود به نماز جماعت میبرد. به روايتی ديگر از طبری (٥ / ٢١٢-٢١٣) ابن كواء در ٤٤ق در حضور معاويه بود و سخن او در بيان ضعف عمل عبدالله بن عامر موجب عزل او از حكومت بصره شد. اگر گفتۀ ابوالفرج اصفهانی (١٣ / ٥٤) را بپذيريم، ابن كواء در ٧٤ و ٧٥ق زنده و جزء شُراتی بوده است كه مُهَلَّب با آنان میجنگيد. از تاريخ فوت ابن كواء هم مانند تولد و جزئيات ديگر حياتش چيزی دانسته نيست.
برخی از پرسشهای ابن كواء از علی (ع) در مآخذ نقل شده است، مانند پرسش او در مورد سياهی مشهود در روی ماه (طبری، ١ / ٧٥، ٧٦)، محلی كه علی (ع) به هنگام نزول آيۀ «ثانی اثنين» (توبه / ٩ / ٤٠) در آنجا بود (شريف رضی، ٥٨- ٥٩)، نام و نسبت علی (ع) به صورتی غير معروف، سخن گفتن خداوند با فرزندان آدم پيش از موسی و فاصلۀ ميان مشرق و مغرب (همو، ٦٨، ٨٧، ٨٩). معانی بعضی آيات قرآن (طبرسی، ٣٣٨- ٣٣٩، ٣٨٦)، هويت ذوالقرنين و مقام برخی از صحابه (همو، ٣٤٠، ٣٨٧- ٣٨٨). به نظر میآيد كه اين پرسشها بيشتر برای به زحمت انداختن آن حضرت بوده باشد، زيرا گاه ابن كواء در برابر سخنان علی (ع) موضع مخالف میگرفت (ابن سعد، ٣ / ٢٢٥؛ طبری، ١ / ٧٦؛ طبرسی، ٣٨٦؛ ابن دريد، ٣٤٠). از سخنان مشهور ابن كواء پاسخهای او به پرسشهای معاويه در مورد شخص خود او و فتنهجويان بلاد است. روايت بلاذری (٤ / ١٧) دربارۀ نظر ابن كواء در مورد معاويه او را مردی صريح اللهجه و بیباك مینماياند، در حالی كه نقل طبری در اين خصوص (٤ / ٣٢٩) او را مردی دنيادار و مصلحتجو معرفی میكند.
ابن قُتَيبه ( المعارف، ٥٣٠)، و ابن نديم (ص ١٠٢) ابن كواء را «ناسب» (نسبشناس) و عالم گفتهاند. گرچه برخی كلمۀ «ناسب» را تصحيف شدۀ «ناسك» دانستهاند (مامقانی، ٢ / ٢٠٤)، اما شعری كه در مآخذ مذكور به عنوان شاهد آمده است، جايی برای شبهۀ تصحيف باقی نمیگذارد. ابن كواء شعر نيز میگفته است. نصر بن مزاحم چند بيت از اشعار او را در كتاب خود (ص ٢٩٥) آورده است. وی مانند بعضی ديگر از همگنانش از قُرّاء بود (دينوری، ١٩١).
ابن حجر به نقل از بخاری ابن كواء را صحيحالحديث نمیشناسد (ص ٣٢٩). مؤلفان شيعه او را خارجی ملعون (طوسی، ٥٠؛ ابن داوود حلی، ٢ / ٤٧١؛ قُهپايی، ٣٦؛ اردبيلی، ١ / ٥٠١؛ قمی، ٨٤؛ خويی، ١٠ / ٢٨٩) ناميدهاند. مامقانی (همانجا) از اينكه ابن نديم او را شيعه و از اصحاب علی (ع) دانسته است، اظهار شگفتی میكند و اين نسبت را «غلط» میداند.
مآخذ
ابن اعثم كوفی، احمدبن علی، الفتوح، بيروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛
ابن داوود حلی، حسن بن علی، كتاب الرجال، تهران، ١٣٤٢ش؛
ابن دريد، محمدبن حسن، الاشتقاق، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٨ق؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بيروت، ١٣٧٧ق؛
ابن شبه، عمر، تاريخ المدينة المنورة، به كوشش فهيم محمد شلتوت، جده، ١٣٩٣ق؛
ابن عبدربه، احمدبن محمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ق؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاريخ مدينة دمشق، به كوشش شكری فيصل و ديگران، دمشق، ١٤٠٢ق؛
ابن قتيبة، عبدالله بن مسلم، الامامة و السياسة (تاريخ الخلفاء)، قاهره، ١٣٨٨ق؛
همو، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٣٨٨ق؛
ابن كثير، البداية؛
ابن نديم، الفهرست؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به كوشش صلاح يوسف خليل، بيروت، ١٣٩٠ق؛
اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمة فی معرفة الائمة، بيروت، ١٤٠١ق؛
اردبيلی، محمدبن علی، جامع الرواة، بيروت، ١٤٠٣ق؛
اسكافی، محمدبن عبدالله، المعيار و الموازنة، به كوشش محمدباقر محمودی، بيروت، ١٩٨١م؛
اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلاميين، به كوشش هلموت ريتر، بيروت، ١٤٠٠ق؛
بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر، الفَرْق بين الفِرَق، اختصار عبدالرزاق بن رزق الله، به كوشش فيليپ حتی، قاهره، ١٩٢٤م؛
بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، به كوشش محمد حميدالله، قاهره، ١٩٥٤م؛
همان (ج ٢)، به كوشش محمدباقر محمودی، بيروت، ١٣٩٤ق؛
همان، قسمت ٤(١)، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٩م؛
خويی، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث، بيروت، ١٤٠٣ق؛
دينوری، احمدبن داوود، الاخبار الطِوال، به كوشش عبدالمنعم عامر، بغداد، ١٣٧٩ق؛
شريف رضی، محمد ابن حسین، خصائص الائمة (ع)، خصائص اميرالمؤمنين (ع)، به كوشش محمدهادی امينی، مشهد، ١٤٠٦ق؛
طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج، به كوشش محمدباقر الخرسان، نجف، ١٣٨٦ق؛
طبری، تاريخ؛
طوسی، محمدبن حسن، رجال، نجف، ١٣٨٠ق؛
قمی، عباس، هدية الاحباب، تهران، ١٣٦٢ش؛
قهپايی، عنايةالله علی، مجمع الرجال، به كوشش سيد ضياءالدين اصفهانی، اصفهان، ١٣٨٤ق؛
مامقانی، عبدالله، تنقيح المقال، نجف، ١٣٥٠ق؛
مقدسی، مطهربن طاهر، البدء و التاريخ، به كوشش كلمان هوار، پاريس، ١٩١٦م؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفين، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، ١٣٨٢ق؛
يعقوبی، احمدبن اسحاق، تاريخ، بيروت، ١٣٧٩ق.
یوسف رحیملو