دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧٦ - حجاج بن یوسف بن مطر
حجاج بن یوسف بن مطر
نویسنده (ها) :
فاطمه سوادی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَجّاجِ بْنِ یوسُفِ بْنِ مَطَر، مترجم آثار علوم دقیقه، فعال در سدههای ٢-٣ق / ٨- ٩م. نام او را حجاج بن مطر (ابنندیم، ٣٠٤، ٣١٢، ٣٢٧) و حجاج بن یوسف مطر (نیریزی، ١ / ٤) نیز نوشتهاند. قفطی نسبت وی را کوفی ذکر کرده است (ص ٦٤؛ نیز نک : حاجیخلیفه، ١ / ٨١). از وی با عناوینی چون «حاسب» (بطلمیوس، گ ٢ پ)، «مهندس» (یعقوبی، ١٤، ٢٠) و «ورّاق» (کلامروت، ٣٠٥؛ نیز GAL, S, I / ٣٦٣) یاد شده است.
به نوشتۀ یعقوبی او در طراحی شهر بغداد (تأسیس: ١٤٥ق / ٧٦٢م) نقش داشت، و ادارۀ بخشی از یکی از ٤ محلۀ بیرونِ بارۀ شهر به وی و حرب بن عبدالله، مولای منصور عباسی (حک ١٣٦- ١٥٨ق / ٧٥٣-٧٧٥م)، سپرده شده بود (همانجاها). افزون براین، دو ترجمه از اصول اقلیدس (ه م) به ترتیب برای هارونالرشید (حک ١٧٠-١٩٣ق / ٧٨٦- ٨٠٩م) و مأمون (حک ١٩٨- ٢١٨ق / ٨١٤-٨٣٣ م) ــ دو خلیفۀ مشهور عباسی ــ به حجاج منسوب است (ابنندیم، ٣٢٥؛ قفطی، همانجا؛ حاجیخلیفه، ١ / ١٣٨).
به روایت ابنندیم مأمون گروهی را برای انتخاب آثاری در علوم پیشینیان و آوردن آنها به روم فرستاد که حجاج یکی از آنان بود (ص ٣٠٤؛ نیز نک : ابنابیاصیبعه، ١ / ١٨٧؛ حاجیخلیفه، ١ / ٦٨١). وی همچنین در ٢١٢ق / ٨٢٧ م از سوی مأمون، مأمور به ترجمۀ المجسطی شد (بطلمیوس، همانجا). این شواهد نشان میدهد که حجاج دستکم در دورۀ حکومت ٣ خلیفۀ عباسی، منصور، هارون و مأمون، فعال بوده است؛ بنابراین میتوان زمان زندگی او را از حدود سال ١٢٠ تا پس از ٢١٢ق، یعنی حدود ١٠٠ سال تعیین کرد (نک : GAS, V / ٢٢٦).
به گزارش ابنندیم، حجاج اصول اقلیدس را دوبار بهعربی ترجمه کرد که به ترجمۀ «هارونی» و «مأمونی» شهرت یافتند، و ترجمۀ دوم مقبولتر بوده است (ص ٣٢٥؛ نیز نک : قفطی، همانجا). ترجمۀ حجاج از اصول اگرچه اولین ترجمۀ آثار یونانی به عربی نیست (نک : مسعودی، ٥ / ٢١١؛ ابن خلدون، ١ / ٤٨٠، ٤٨٦، که بنا به گزارش آنها اصول نخستینبار در زمان منصور ترجمه شده است)، بیشک از نخستین ترجمهها ست (نک : حاجیخلیفه، ١ / ٦٧٦؛ نیز ه د، ترجمه).
در یادداشت مقدمهگونهای در ابتدای تنها نسخۀ خطی شرح نیریزی (زنده در نیمۀ دوم سدۀ ٣ق) بر اصول ــ که بستهورن و هایبرگ آن را در سالهای ١٨٩٧-١٩٠٥م تصحیح و به لاتینی ترجمه و منتشر کردهاند ــ آمده است که یحیی بن خالد بن برمک در زمان خلافت هارونالرشید به حجاج دستور ترجمۀ اصول را داد. نویسندۀ ناشناس این یادداشت میافزاید که حجاج در زمان مأمون، برای نزدیک شدن به خلیفه، به اصلاح و تلخیص ترجمۀ مذکور دست زد و بیآنکه چیزی از آن کم شود، آن را از زوائد و اشکالات پیراست، و این کار را برای اهل فهم و علم انجام داد و ویرایش نخست ترجمه را برای عموم باقی گذاشت (نک : نیریزی، همانجا). این مطلب نشان میدهد ویرایش اول ترجمۀ حجاج مفصلتر بوده است و آنچه ابنندیم (همانجا) ترجمۀ دوم یا «نقل مأمونی» مینامد، در حقیقت ویرایش ترجمۀ نخست است. نویسندۀ این یادداشت همچنین مدعی میشود که شرح نیریزی مبتنی بر ویرایش دوم حجاج است (نک : نیریزی، همانجا). بر این اساس پژوهشگران میپنداشتند این شرح دربرگیرندۀ عبارات حجاج است؛ اما پژوهشهای بعدی نشان داد عبارات منقول از اصول در این شرح در حقیقت تعبیر نیریزی از عبارات حجاج در ویرایش دوم ترجمهاش از اصول است، نه نقل کلمه به کلمۀ آن (دیونگ، «روایت ... »١، ١٢٧؛ برنتیس، «ارتباط ... »، ٢٠٣-٢٠٤). هیچ یک از دو ویراست ترجمۀ حجاج از اصول به دست ما نرسیده است؛ اما بخشهایی از ترجمۀ وی در دل شرحها و ترجمههای دیگر اصول، یعنی ترجمۀ اسحاق بن حنین (ه م) با اصلاح ثابت و ترجمههای لاتینی، به جا مانده است (برنتیس، همان، ٢٠٦؛ برای اطلاعات بیشتر دربارۀ نسخههای خطی ترجمههای عربی اصول، نک : فولکرتز، ٢٧-٢٨؛ دیونگ، «سنتها ... »، ١٤٧-١٦٠، «ترجمه ... »، ٣١٥-٣١٦).
ظاهراً حجاج در ترجمۀ اصول بیشتر در پی توضیح مطالب بوده است تا وفاداری به متن؛ از همین رو به بسط و توضیح قضایا پرداخته، به قضایای قبلی مورد استفاده در هر قضیه به صورت دقیق (با ذکر شمارۀ مقاله و قضیه) ارجاع داده، و در مقالات حسابی اصول مثالهایی عددی به متن افزوده است. این شواهد نشان میدهد ترجمۀ او بیشتر حالت کتاب درسی داشته است و یک ترجمۀ مجدد ضروری مینموده است (کلامروت، ٣١٤؛ نیز نک : هیث، I / ٨٣). شاید از همین رو اسحاق بن حنین بار دیگر دست به ترجمۀ اصول زد و ثابت بن قره (ه م) آن را اصلاح کرد (ابنندیم، همانجا). از این ترجمۀ اصلاحشده که از این پس آن را ترجمۀ اسحاق ـ ثابت مینامیم، نسخههای بسیاری موجود است.
اصطلاحات بهکاررفته در ترجمۀ حجاج و اسحاق ـ ثابت در موارد بسیاری یکسان است. احتمالاً اسحاق و ثابت در ترجمۀ حجاج با مجموعهای از اصطلاحات مواجه شدند که کاملاً در محیطهای علمی جا افتاده بود، به همین دلیل آنها نیز همان اصطلاحات را به کار بردند (هیث، I / ٨٤). اما کلامروت معتقد است که ترجمۀ اسحاق ـ ثابت کاملاً مستقل از ترجمۀ حجاج انجام گرفته است (ص ٢٧٤).
در نسخهای از ترجمۀ اسحاق ـ ثابت (شم ٥٨٦‘ ٣ کتابخانۀ ملک) ــ که تاریخ تحریر آن ٣٤٢ق / ٩٥٣م است ــ در پایان مقالۀ یازدهم در حاشیهای که شاید به خط کاتب باشد، آمده است که ثابتبنقره تنها مقالات یکم تا دهم اصول را ویرایش کرده و ٣ مقالۀ باقیمانده از ترجمۀ حجاج (حجاجیه) است (اقلیدس، ٣٩٩). همین مطلب در نسخۀ دیگری از اصول (شم ٨١ کپنهاگ) در یادداشتی در پایان مقالۀ دهم با اندکی تفاوت آمده است. نویسندۀ این یادداشت ٣ مقالۀ آخر اصول را از «ترجمۀ دوم پیراستۀ» حجاج (الترجمة الثانیة المهذبة) دانسته است (کلامروت، ٣٠٤). اگر این نظر درست باشد، این ٣ مقاله را باید تنها بخشهایی از ترجمۀ حجاج دانست که به صورت کامل باقی مانده است.
نسخهای از شرحی بر اصول اقلیدس در حیدرآباد موجود است که مقدمۀ آن شباهت قابل توجهی به مقدمۀ شرح نیریزی دارد. مهمترین اختلاف این دو مقدمه در این است که بنابر مقدمۀ نسخۀ اخیر، ترجمۀ دوم حجاج به دستور وزیر مأمون انجام شده است (دیونگ، «روایت»، ١٣٠). مهمترین ویژگی این شرح این است که در آن دو ترجمۀ حجاج و اسحاق ـ ثابت با یکدیگر مقایسه شدهاند، و شارح توجه خاصی به تفاوت اصطلاحات در ترجمههای حجاج و اسحاق ـ ثابت، و اختلاف این دو ترجمه در ترتیب قضایا و تعریفها داشته است (همان، ١٦٢).
خواجه نصیرالدین طوسی در مقدمۀ تحریر خود از اصول میگوید که از دو نسخۀ حجاج و ثابت بن قره استفاده کرده است. او میافزاید نسخۀ حجاج شامل ٤٦٨ قضیه، و نسخۀ ثابت شامل ٤٧٨ قضیه است (ص ٤). وی در آغاز برخی از مقالات این تحریر نیز به اختلاف شمار قضایا در نسخههای ثابت و
حجاج اشاره کرده است (همانجا، نیز ٢٤، ٤١، ٥٤، جم ). او گاهی تصریح کرده که مطلبی را از نسخۀ ثابت گرفته است؛ ازجمله عباراتی در آغاز مقالۀ ششم، دربارۀ تبدیل تألیف نسبتها به ضرب نسبتها (ص ٤١). این عبارت در شرح نیریزی که مبتنی بر ترجمۀ حجاج است، وجود ندارد. استفادۀ خواجه از ترجمۀ حجاج نشان میدهد که هرچند ترجمۀ حجاج تحتالشعاع ترجمۀ ثابت قرار داشته، همچنان محل مراجعه بوده است.
در تحریر دیگری از مؤلفی ناشناس ــ که در ١٥٩٤م در رم به چاپ رسیده، و به غلط به نصیرالدین طوسی منسوب گردیده ــ نیز از ترجمۀ حجاج در کنار ترجمۀ اسحاق ـ ثابت استفاده شده است (نک : فولکرتز، ٥).
حجاج مجسطی بطلمیوس را نیز به عربی ترجمه کرده است (ابنندیم، ٣٠٤، ٣٢٧؛ نیز نک : قفظی، ٩٨). دو نسخه از ترجمۀ حجاج از مجسطی در لیدن و لندن (نک : کونیچ، «یک نسخه ... »، ٣١) در دست است که در آغاز آنها چنین آمده است: «این کتابی است که مأمون عبدالله در سال ٢١٢ ترجمۀ آن را از زبان رومی به عربی به حجاج بن یوسف حاسب و سرجون بن هلیا رومی امر کرد» (بطلمیوس، گ ٢ پ؛ کونیچ، «المجسطی ... »، ٣٨٧). ابنصلاح همدانی (ه م) نیز به چنین ترجمهای اشاره کرده، جز اینکه نام سرجون را به صورت «هلیا بن سرجون» آورده است (ص ٦). تصریح این مقدمه بر ترجمۀ این کتاب از زبان رومی یا همان یونانی به عربی نشان میدهد که حجاج و سرجون بن هلیا یونانی میدانستهاند و بنابراین حجاج اصول را هم احتمالاً از یونانی به عربی ترجمه کرده است (نک : کلامروت، ٣٠٣-٣٠٤). از سرجون بن هلیا ترجمۀ دیگری از یونانی به عربی از کتابی با عنوان الفلاحة الرومیة اثر قسطوس بن سکوار نیز در دست است (حاجیخلیفه، ٢ / ١٤٤٧). البته کسانی معتقدند اصول از طریق ترجمۀ سریانی به مسلمانان رسیده است (برای نمونه، نک : GAS, V / ٨٦)؛ اما تحقیقات زبانشناسی بر روی ترجمۀ اصول و مجسطی نشان میدهد که این ترجمهها از متن یونانی انجام شدهاند (نک : برنتیس، «شواهد ... »، ٩١؛ کونیچ، همان، ٦٥-٦٧). گراردوس کرمونایی (د ١١٨٧م) مجسطی را بر اساس ترجمۀ عربی حجاج به لاتینی ترجمه کرد (نک : همان، ٦٧).
به گفتۀ ابنندیم حجاج کتاب المرآة اثر ارسطو در اخلاق را نیز به عربی ترجمه کرده است (ص ٣١٢)، هر چند در میان آثار شناختهشدۀ ارسطو چنین کتابی وجود ندارد. کتابی در جبر و مقابله موسوم به الوصایا یا الوصایا بالجذور نیز به حجاج منسوب شده است. به گفتۀ حاجیخلیفه نام این اثر در کتابی در همین باب از ابوکامل شجاع بن اسلم نیز آمده است (١ / ٦٤٤، ٢ / ١٤٦٩).
مآخذ:
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء، به کوشش آگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق / ١٨٨٢م؛ ابنخلدون، مقدمه، بیروت، ١٩٨٤م؛ ابنصلاح، احمد، فی سبب الخطأ و التصحیف العارضین فی جداول المقالتین السابعة و الثامنة من کتاب المجسطی ... ، به کوشش پاول کونیچ، گوتینگن، ١٩٧٥م؛ ابنندیم، الفهرست؛ اقلیدس، اصول، ترجمۀ اسحاق ـ ثابت، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٥٨٦‘ ٣؛ بطلمیوس، المجسطی، ترجمۀ حجاج بن یوسف مطر، نسخۀ خطی کتابخانۀ لیدن، شم Or.٦٨٠؛ حاجی خلیفه، کشف؛ قفطی، علی، تاریخ الحکماء، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، ١٣٢١ق / ١٩٠٣م؛ مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٧٠-١٩٧٤م؛ نصیرالدین طوسی، «تحریر اصول»، مجموعه رسائل ریاضی و نجومی، چ تصویری، به کوشش فرید قاسملو، تهران، ١٣٨٩ش؛ نیریزی، فضل، شرح اصول اقلیدس (نک : مل ، بستهورن و هایبرگ)؛ یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛ نیز:
Besthorn, R.O. and J.L. Heiberg, Codex Leidensis ٣٩٩.١: Euclidis Elementa ex interpretatione al - Hadschdschadschii cum commentariis al - Narizii, Copenhagen, ١٨٩٧-١٩٠٥;
Brentjes, S., «The Relevance of Non - Primary Sources for the Recovery of Primary Transmission of Euclid’s Elements into Arabic», Tradition, Transmission, Transformation: Proceedings of Two Conferences on Pre - modern Science Held at the University of Oklahoma, eds. F. J. Ragep et al., Leiden, etc., ١٩٩٦;
id, «Textzeugen und Hypothesen zum arabischen Euklid in der Überlieferung von al-Ḥağğāğ b. Yūsūf b. Maṭar (zwischen ٧٨٦ und ٨٣٣)», Archive for History of Exact Sciences, ١٩٩٤, vol. XLVII;
De Young, G., «The Arabic Textual Traditions of Euclid’s Elements», Historia, Mathematica, ١٩٨٤, vol. XI;
id, «The Arabic Version of Euclid’s Elements, by al - Ḥajjāj ibn Yūsuf ibn Maṭar», Zeitschrift für Geschichte der arabisch - islamischen Wissenschaften, ed. F. Sezgin, Frankfurt, ٢٠٠٢-٢٠٠٣, vol.XV;
id, «The Latin Translation of Euclid’s Elements Attributed to Gerard of Cremona in Relation to the Arabic Transmission», Suhayl, Barcelona, ٢٠٠٤, vol. IV;
Folkerts, M., Euclid in Medieval Europe, The Benjamin Catalogue for History of Science, University of Winnipeg, ١٩٨٩;
GAL, S;
GAS;
Heath, T. L., The Thirteen Books of Euclid’s Elements, New York, ١٩٥٦;
Klamroth, M., «Über den arabischen Euklid», ZDMG, ١٨٨١,vol.XXXV;
Kunitzsch, P., Der Almagest: Die Syntaxis Mathematica des Claudius Ptolemaüs in arabisch - lateinischer Überlieferung, Wiesbaden, ١٩٧٤;
id, «A Hitherto Unknown Arabic Manuscript of the Almagest», Zeitschrift für Geschichte der arabisch - islamischen Wissenschaften, Frankfurt, ٢٠٠١, vol. XIV.
فاطمه سوادی